اگر پرورش را به معنای پرورانیدن و رشد تعریف کنیم، وضع مدارس رضایت بخش نیست. آموزش و پرورش دو بالی هستند که انسان را به خداوند نزدیک میکنند، آموزش راه را باز میکند جوان آنلاین: اگر پرورش را به معنای پرورانیدن و رشد تعریف کنیم، وضع مدارس رضایت بخش نیست. آموزش و پرورش دو بالی هستند که انسان را به خداوند نزدیک میکنند، آموزش راه را باز میکند و پرورش به آن جهت میدهد. در دو دهه گذشته دانشآموزان در مسابقه نفسگیر علمی و یادگیری آنقدر با دیگران مقایسه شدهاند که دیگر فرصتی برای پرورش ایمان، عزت نفس، تقوی، احترام به معلم، احترام به خود برایشان باقی نمانده است. یکی از علتهای پرخاشگری دانشآموزان این است که از او چیزی را میخواهیم که توان انجام آن را ندارد و از او رشتهای را توقع داریم که ویژگیهای روانی و هوش ذهنی هماهنگ با آن رشته را ندارد. دانشآموزی که مقایسه میشود و عصبانی است نمیتواند از نظر علمی رشد کند و از نظر پرورشی نیز فردی دیندار و دارای روح سالم نخواهد بود. گاهی خانوده او را از لحاظ هوشی بالا میبرند ولی معلم در کلاس او را بیکفایت میداند در نتیجه دانشآموز خانواده را دروغگو و معلم را ظالم معرفی میکند آنجاست که هم آموزش و پرورش، دانش و ایمان به هم میریزد و این نگرش منفی به دیگران زمینه خود باختگیهای دیگر را فراهم میکند.
تربیت و پرورش دادن؛ ایمان، عزت نفس، دوست داشتن خود و دیگران، پرورش استعدادهای هنری، دینی و علمی دانشآموزان و ارتباط با روحانیون، آشنایی با زندگینامه شهدا و انسانهای موفق و اعتقاد به خداوند را تقویت میکند. بنابراین تقویت بعد پرورش در مدارس، از بسیاری از هزینهها جلوگیری کرده و دانشآموز را در مسیر رشد و شکوفایی قرار میدهد.
لازمه تقویت پرورش دانشآموزان، خودباوری است
از منابع اصلی فعالیتهای پرورشی، احترام به خود، احترام به خداوند و جامعه است. دانشآموزی میتواند معلم را دوست داشته باشد که اول خود را دوست بدارد. اگر این عزت نفس و این خودباری آسیب ببیند بقیه موارد نیز آسیب خواهد دید. اگر در خداباوری، اطاعت از دین خدا و مطیع دستورات انبیا و امام معصوم بودن در دانشآموزان خلأ و آسیب ایجاد شود، به جای آن علم غیرمفید انباشته میشود، دروس بیمحتوا بر محور غربی یاد داده میشود و تنها نمرات درسی نشانه موفقیت فرزندان و مهاجرت به غرب نشانه موفقیت بالاتر محسوب میشود. مقایسه علمی فرزندان با دیگران نه تنها آموزش و پرورش ما را بیمحتوا میکند بلکه خروجی این روند معیوب غیر از غربزدگی و سکولاریسم نتیجه دیگری نخواهد داشت. همچنان که متأسفانه کمابیش شاهد آن هستیم.
با مشغول بودن والدین، اصول پرورشی به فراموشی رفته است
بنابراین انتظار داریم آموزش و پرورش، فرزندان ما را به فرموده قرآن امین و قوی بار بیاورد و هم متعهد و متخصص. پدران و مادران از آموزش و پرورش دانشمندان دیندار میخواهند. والدین شب و روز برای ترقی پلههای علمی فرزندان خود، تلاش و دعا میکنند و فرزندانی میخواهند که نورچشم آنها و مفید باشند و به بودن آنها افتخار کنند. یاد و ذکر والدین در شبانه روز این است که فرزندم تو باید از این پلهها بالا بروی. تو بالا نروی من زمین میخورم. چنانچه بررسیها نشان داده است داشتن فرزندان صالح و سالم از پیری زودرس والدین جلوگیری میکند. بنابراین پرورش دینی، هنری، علمی و رسیدن به یک وجود سالم و شاداب از وظایف آموزش و پرورش در مدارس و خانوادههاست. اما گاهی خانوادهها آنقدر مشغولِ مشغول بودن هستند که اصول پرورشی را از یاد برده و فقط به توان علمی فرزندان میپردازند.
پرورش نیاز به هماهنگی تربیتی بین مدرسه، خانواده و رسانه دارد
وقتی یک مطلب روانشناختی و تربیتی را بیان میکنیم منظور همان هماهنگی بین خانواده، مدرسه و رسانههاست. الآن بخش زیادی از تربیت از دست والدین و مدارس خارج شده است و رسانهها آن را تأمین میکنند. بنابراین آموزش و پرورش باید کاری کند که کلاسهای آموزش خانواده در مدارس روزبهروز تقویت شود. اگر مطلبی به دانشآموز میگوییم باید آنها را پدر، مادر و دانشآموز نیز بشنوند. صدا و سیما نیز برای هماهنگی تربیتی کاری را انجام دهند که دانشآموز سردرگم نشود. مثلاً در مورد موسیقی پدر و مادر باید اطلاعات منطقی داشته باشند و معلم هم همین نظر را داشته باشد آن وقت دانشآموز با تقویت تربیت دینی، موسیقی درست را تشخیص میدهد تا او را به گناه سوق ندهد و افسردگی ایجاد نکند. معتقدم اگر معلم حرفی بزند که اعتقاد آن در خانواده نباشد کاری پیش نمیرود. عصبانیت، کیفیت پایین روانی، حرف گوش نکردن، ترک تحصیل، پرخاشگری، همه و همه از اثرات ناهماهنگی بین مدرسه و خانواده است.
کار پرورشی یعنی دانشآموز احترام به خود را بداند
میتوان از خانواده، مدرسه، دانشآموز به عنوان مثلث مقدس نام برد، به شرط اینکه تلاش کنیم دانایی به هر سه رأس آن برسد. البته با آمدن رسانه این مثلث به مربع تبدیل شده است که با رشد پرورشی دانشآموز میتوان این ضلع رسانه را پوشش داد. به طور مثال استفاده دانشآموزان از اینترنت که این روزها همه گیر شده است و از طرفی به لحاظ نیاز آموزشی نمیتوان آن را حذف کرد، نیاز به مدیریت دارد. حال باید بدانیم دانشآموز برای استفاده از آن به این مرحله رسیده است که نه بگوید؟ آیا به این درجه از علم و آگاهی رسیده است که اخبار و اطلاعات غلط او را به گناه نیندازد و افسرده نکند؟ هر چند هنوز خود والدین به این مرحله نرسیده و هر سایت و خبری را باز کرده و میخوانند. اما هر وقت به جای خواندن و قبول خبرهای بیمنبع سراغ کتاب و منبع دقیق رفتیم، آنوقت میتوان گفت خانواده و در ادامه فرزندان رشد تربیتی کرده و در استفاده از فضای مجازی دچار گمراهی نمیشوند. در غیر این صورت هنوز مشکل داریم، چون یاد ندادهایم کجاها نه بگوید. وقتی کنار دوستانش توانایی نه گفتن نداشته باشد، ضعیف است و دوستانش را بالاتر از خود میبیند و میپذیرد. از همین جا او آسیب میبیند. این آسیب را میتوان با کار پرورشی در مدرسه توجیه و از آن جلوگیری کرد.
در آخر باید گفت، احترام به خود خیلی مهم است. اگر دانشآموز بتواند به خود احترام بگذارد به همه احترام میگذارد، اما اگر خود را بیکفایت بداند مشکل از همین جا شروع میشود. دینداری هم از اینجا شروع میشود، اینکه به خود احترام بگذاریم و خود را با ارزش بدانیم، به خدا و والدین هم احترام میگذاریم. در مدارس و خانوادهها باید کاری کنیم که بچهها بتوانند خود را آدمهای مفید و ارزشمند بدانند. آن وقت همه مشکلات تربیتی در دانشآموزان حل خواهد شد.
* مدرس آموزش خانواده
و کارشناس حوزه کودک و نوجوان