پرونده امروز «جوان» هرچند درباره بخش مغفول نظام آموزشوپرورش، یعنی حوزه تربیتی و پرورشی است، اما خود دانشآموزان هم دغدغههایی دارند که باید شنید و مکتوب کرد و بازتاب داد جوان آنلاین: پرونده امروز «جوان» هرچند درباره بخش مغفول نظام آموزشوپرورش، یعنی حوزه تربیتی و پرورشی است، اما خود دانشآموزان هم دغدغههایی دارند که باید شنید و مکتوب کرد و بازتاب داد. از آنان پرسیدیم: همیشه گفتهاند و میگویند که دانشآموزان آیندهسازان کشور هستند. حالا شمایی که مخاطب این جمله هستید، برای ما بنویسید یا بگویید برای ساختن آینده کشورتان، چه انتظار و توقعی از معلم، والدین، جامعه یا دولت و رسانه دارید؟ پاسخها را در ادامه میخوانید.
آیندهساز خوب، شرایط خوب درس خواندن میخواهد
کیمیا برایم نوشت: من به عنوان دانشآموز پایه ششم از مدارس و معلمان انتظار دارم با ما بیش از حد کتاب کار شود تا ما برای رفتن به دبیرستان آماده باشیم. آموزشوپرورش کتابهای کار به مدارس بدهد. به نظر من منظور از این جمله که دانشآموزان آیندهسازان کشور هستند، یعنی باید خوب درس بخوانیم تا در آینده فرد مفیدی برای جامعه باشیم، پس باید شرایط خوب درس خواندن، شغل خوب و وضعیت اجتماعی خوب بسیار مؤثر باشد.
روش کلی زندگی کردن را باید آموزش دهند
ترنم دانشآموز پایه هشتم است. او دانشآموز پویا و فعالی است و در حال حاضر هم در کارآموزی پارک فناوری پردیس شرکت میکند، چراکه حیطه علاقهاش فناوری اطلاعات و ارتباطات است. وی در پاسخ به سؤالم نوشت: از نظر من در جامعه امروز عمدتاً تحصیلات افراد یا رشتهای که برای درس خواندن انتخاب کردهاند، بیارتباط با شغل آنهاست که من برای خودم این مورد را نمیپسندم و دوست دارم دانستههایم مرتبط با شغل آیندهام باشد. توقعم استعدادیابی بچهها در مدرسه است و این استعدادیابی نباید صرفاً دو سال آخر تحصیلی باشد، بلکه خیلی زودتر و بعد از دبستان باید اتفاق بیفتد، مثلاً کلاس ششم به بعد خیلی جدیتر ورود پیدا کنند. من دوست دارم در مورد اجاره یا رهن یا خرید، اطلاعات داشته باشم، اما بلد نیستم. من دوست دارم پسانداز کردن را یاد بگیرم، اما نمیدانم چطور. در حالت کلی روش زندگی کردن درست را به ما بیاموزند. امروز بسیاری از همکلاسیهای ما اضطراب اجتماعی دارند و حتی قادر به گفتوگوی ساده روزمره نیستند. امکانات آموزشی فیزیک و شیمی کم است و اگر امکانات بیشتر بود، رشد درسخواندن چندین برابر میشد. ضبط کردن صدای معلمها کمک بزرگی به درس خواندن میکند که محروم از آن هستیم. در آخر بحث تکالیف است که بیشتر وقت ما را میگیرد و اگر زمان اضافه در مدرسه برای انجام آن باشد، خیلی بهتر است، چراکه در منزل فرصت مناسبی برای مطالعه بیشتر داریم.
امروز ما را درست بسازند تا آینده را بسازیم
حسام پایه دوازدهم و سال پیش رو، کنکوری است. او رشته ریاضی میخواند. حسام در پاسخ من نوشت: ما آینده را با فکر و تلاش میسازیم، اما کاش امروز ما را با امکانات درست بسازند. در کنار این موضوع از خانوادهام گلایه دارم و آن هم انتخاب مسیر دور برای مدرسه بود. از یک جایی به بعد فهمیدم درگیر تجمل هستند، اما یارای مبارزه نداشتم. من را قربانی خواسته خودشان کردند و نیمی از وقتم در مسیر تلف میشود.
استفاده ابزاری از دانشآموز در مدارس درست نیست
فاطمه دانشآموز پایه دهم است. وی برایم نوشت: بزرگترها کمتر به ما سخت بگیرند. هیچ کس از خودمان دلسوزتر برای خودمان نیست. در نگاه من سختگیریهای بیش از اندازه صرفاً برای بالابردن راندمان آن مدرسه یا مدیر در سطح منطقه و کشور است، به خصوص در مدارس غیرانتفاعی، یعنی ما ابزاری برای رقابت بین مدارس هستیم.
برای انتخاب مسیر دلخواه آزاد باشیم
سپهر پایه یازدهم است. پسر یکی از دوستانم است. دانشآموزی پویا، فعال و برتر است و در خانوادهای بزرگ شده که عمدتاً پزشک هستند و سپهر هم میخواهد پزشکی بخواند. از او میپرسم خودت میخواهی دکتر شوی یا از تو اینگونه خواستهاند. برایم نوشت: خودم خواستم، اما این خود خواستن برای منی است که پدر و مادرم هر دو پزشک هستند. چارهای جز دکتر شدن ندارم چراکه پدربزرگ و مادربزرگم هم پزشک هستند. کاش والدین به علاقه بچهها توجه داشته باشند. من دلم میخواست موسیقی بخوانم و در این راه موفق بشوم، اما مجبور هستم ادامه مسیر خانوادگی را طی کنم. همیشه حسرت کسانی را میخورم که پدر و مادرشان اجازه میدهند مسیر دلخواه را بروند. این را بارها به پدر و مادرم گفتهام، اما از نظر آنها من نمیتوانم وصله ناجور یک خانواده پزشک باشم.
به ابعاد روحی و فکری هم بپردازیم
محمد دانشآموز پایه دهم است. وی در پاسخ به سؤالم برایم نوشت: سیستم آموزشی کشور ما مبتنی بر آموزش است که اتفاقاً به شدت هم قوی و سازنده است، در حالی که در اکثر کشورهای دنیا آموزش چندان قوی نیست و به سایر ابعاد روحی، پرورشی و فکری دانشآموزان میپردازند. شما به عنوان یک دانشآموز بعد از پایان تحصیلات به کجا رسیدید و دوران مدرسه به چه دردی خورد؟!
گلایههای یک دانشآموز روستایی
علیاصغر، دانشآموز یکی از روستاهای مناطق محروم است که به واسطه یک دوست توانستم با او ارتباط بگیرم. بعد از چندین با ر تماس بالاخره توانستم ارتباط بگیرم. او برای درس خواندن مجبور است به مدرسهای برود که کیلومترها از روستا دور است. مطرح کردن سؤال برایم سخت بود. همین دانستههای خودم از وضعیت تحصیلی علیاصغر کافی بود که نتوانم سؤالم را به درستی مطرح کنم. صحبتم را با او اینگونه شروع کردم که «برای درس خواندن چه دشواریهایی را تحمل میکنی؟!»
علیاصغر گفت: ما در روستا مدرسه نداریم و مجبور هستم به مدرسه شبانهروزی برای درس خواندن بروم. زمستانها رفت و آمد سخت است. گاهی بعضی مطالبی که در کتاب میخوانم، شبیه قصه و رؤیاست، چون از چیزهایی حرف میزند که من حتی یک بار هم ندیدهام. خیلی از دوستان من به خاطر مسیر و سختیها و کار در روستا قید تحصیل را میزنند. خیلیها تا همین مقطع متوسطه ادامه میدهند و برای ادامه تحصیل سالها از خانواده خود دور میشوند. در همین دوران کرونا ما به سختی توانستیم شرایط حداقلی داشته باشیم تا از تحصیل عقب نمانیم. تازه شاید این دغدغه شخصی من باشد و خیلی از خانوادهها اصلاً در روستاها به فکر تحصیل نباشند و به خاطر سختیها عطای تحصیل را به لقایش ببخشند.