از جمله تفکرات اندیشمند و مبلغ گرانمایه معارف اسلامی، مرحوم استاد سیدعلی اکبر پرورش این بود: «معلمی شغل انبیاست پس همانطور که انبیا رسالت تزکیه نفوس و تعلیم کتاب و حکمت را عهدهدار هستند، معلمان نیز چنین وظیفهای دارند و باید همراه با تعلیم و تعلم در جهت پرورش دینی و تزکیه دانشآموزان گام بردارند.» جوان آنلاین: از جمله تفکرات اندیشمند و مبلغ گرانمایه معارف اسلامی، مرحوم استاد سیدعلی اکبر پرورش این بود: «معلمی شغل انبیاست پس همانطور که انبیا رسالت تزکیه نفوس و تعلیم کتاب و حکمت را عهدهدار هستند، معلمان نیز چنین وظیفهای دارند و باید همراه با تعلیم و تعلم در جهت پرورش دینی و تزکیه دانشآموزان گام بردارند.»
او معتقد بود معلم هنگامی که سر کلاس میرود، نباید تصور کند صرفاً با ۲۰ یا ۳۰ نفر روبهروست، بلکه باید اینطور فکر کند با ۳۰ جهان روبهروست، چراکه ارزش وجودی هر انسانی یا هر دانشآموزی به مثابه ارزش تمام انسانهاست. او میگفت اگر معلمی چنین دیدگاهی نسبت به دانشآموزان داشته باشد، قطعاً نوع رفتارش با دانشآموزان بسیار متفاوت خواهد بود، با مطالعه سر کلاس میرود و با احترام با آنان سخن میگوید و به سؤالات آنان نیز با صبر و حوصله پاسخ میدهد و هیچگاه از رنج و سختی که در راه ساختن انسانها و هدایتگری متحمل میشود خسته نخواهد شد.
علی اکبر پرورش سال ۱۳۲۱ در اصفهان دیده به جهان گشود. از پنج سالگی در آغوش مادری مهربان که برای او هم پدر بود و هم مادر، رشد یافت. تک فرزند بود و از سایه پدر محروم، به همین دلیل کودکیاش با سختی، شیطنت و بازیگوشی توأم بود ولی در عین حال به شعر و ادبیات علاقه وافری داشت.
خودش نقل کرده است: «۱۰ ساله بودم وسط بازی دایی نصرالله میگفت اکبر بیا برایم شعر حافظ بخوان و تفأل بزن.» علاقه وافر به اشعار حافظ در کودکی زمینهساز ورود به عرصه فرهنگ و ادب شد و ادامه تحصیلات در رشته ادبیات در سنین دوره ابتدایی را در دبیرستان مفید و تحصیلات دوره متوسطه را در دبیرستان صائب، علیه و کازرونی گذراند، سپس در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه اصفهان دوره لیسانس را طی کرد و پس از تحصیل دوره کارآموزی دبیری در دانشسرای عالی تهران از سال ۴۵ به صورت تمام وقت در آموزش و پرورش مشغول کار شد.
دوران خدمت وظیفه عمومی را از سال ۴۵ تا ۴۷ در ژاندارمری فارس گذراند و پس از خاتمه دوران خدمت، یک سال در آموزش و پرورش شهرضا به تدریس مشغول شد و سپس در دبیرستان هراتی و پس از آن در دبیرستان احمدیه اصفهان شاغل بود. استاد پرورش فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و انقلابی خود را تا سال ۱۳۵۷ در همین مدرسه انجام داد. این شخصیت بزرگ در طول سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ بدون آنکه خود را در چارچوب یک گروه محدود نماید از ظرفیتهای همه مؤسسات فرهنگی برای هدایت جوانان استفاده میکرد. نگارش کتابهای «پیامبر مکه»، «علی در مدینه»، «پیشگامان کهف» و «ما و قرآن» حاصل بخشی از تلاشهای وی بود. این استاد فرهنگ و ادب در فعالیتهای خود عمده توجهش را به جوانان و دانشجویان معطوف میکرد. او از شخصیتهای بزرگ و اثرگذار در آموزش و پرورش، اما عاشق تدریس بود به همین دلیل وقتی وزیر آموزش و پرورش شد، از دلتنگیهایش برای کلاس درس گفت: «اگر مرا مخیر بگذارند که وزیر باشم یا یک معلم ساده در مدرسهای در ابرقو (یک شهر دور افتاده)، خدا شاهد است سرسوزنی صندلی وزارت را بر ابرقو درس دادن ترجیح نمیدهم!»
استاد پرورش پس از چند سال رنج از بیماری نارسایی کلیه که باعث انجام همودیالیز شده بود، در مرکز جراحی میلاد اصفهان مورد عمل جراحی قرار گرفت و سرانجام در روز جمعه ۶ دی ۱۳۹۲ در بیمارستان شهید صدوقی اصفهان درگذشت. نفیسه پرورش دختر استاد در تعریف از پدرش میگوید: «پدرم بسیار سلیمالنفس، اهل عبادت و خلوص بودند. مقید به نماز اول وقت بودند و نماز شبشان هرگز ترک نمیشد. برای کمک و دستگیری از مردم و نیازمندان بسیار وقت میگذاشتند و اصرار داشتند با آنها نشست و برخاست کنید. اگر میخواهید کمکی کنید خودتان آن را به دستشان برسانید. در مورد مسائل تربیتی هیچگونه سختگیری نداشتند، اخم پدر برای ما بدترین تنبیه بود. حتی با صدای بلند هم با ما حرف نمیزدند. در مورد تحصیل هم اجباری نداشتند. وقتی دوره کارشناسی به دانشگاه هنر رفتم، خیلیها میگفتند چطور پدرت اجازه دادند رشته هنر را انتخاب کنی! او اصراری در زمینه تحصیلات نداشتند، ما خودمان انتخاب میکردیم.»
مرحوم استاد سیدعلی اکبر پرورش از معدود انسانهای اثرگذاری بود که رسالتش را با نامش همراه کرد و یک عمر برای پرورش نسلها تلاش کرد.