جایزه بزرگ چهلمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران تحت عنوان بهترین فیلم به علی علیزاده برای فیلم داستانی «قوتار» رسید. به همین بهانه «جوان» در گفتگو با این فیلمساز به بررسی فرآیند تحقیق، تولید و پست پروداکشن فیلم قوتار پرداخته که اقتباسی آزاد از افسانههای «گاو زمین» است جوان آنلاین: جایزه بزرگ چهلمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران تحت عنوان بهترین فیلم به علی علیزاده برای فیلم داستانی «قوتار» رسید. به همین بهانه «جوان» در گفتگو با این فیلمساز به بررسی فرآیند تحقیق، تولید و پست پروداکشن فیلم قوتار پرداخته که اقتباسی آزاد از افسانههای «گاو زمین» است.
موضوع مخاطب در بحث فیلم کوتاه اهمیت خاصی دارد. فکر میکنید در اینباره فیلم شما در چه جایگاهی قرار میگیرد؟
تصور این اتفاق برایم خیلی سخت بود، چون زمانی که در حال ساختن این فیلم و نوشتن فیلمنامه آن بودم، تجربه کاریام اینگونه بود که همیشه کارهایی را انجام میدادم که با نوع زیست و سلیقه و دغدغههای شخصی همراه بود، بهخاطر همین در بین مخاطبان برای آثارم اقبالی ایجاد نمیشد، چون فضا خیلی شخصی بود و در عین حال مخاطبی هم که برایش پیدا میشد مخاطبی بود که فیلم را خیلی دوست داشت. برای همین هیچگاه در آثارم با مخاطب کلان مواجه نبودم. من با شناخت قبلی از این قضایا همچنان به کارهایم ادامه میدادم، چون برایم جذاب بود تا آن تصوری را که دارم، بتوانم به فیلم و محتوا تبدیل کنم. وقتی در این جشنواره فیلم اکران میشد بیشتر بازخوردهایی که میگرفتم خیلی خوب بودند و غالباً هم از سوی افرادی بود که معمولاً چند بار فیلم را دیده بودند. حالا شاید تعدادشان زیاد نباشد، اما برایم خیلی ارزشمند بود. البته هرگز فکر نمیکردم که سرانجامش چنین چیزی باشد. علت آن هم این است که متر و معیار فیلمها چنین است که در یک ژانر ثبت شده باشند و یک الگویی کاملاً آشنا داشته باشند. وقتی خبر کسب جایزه را شنیدم، خیلی خوشحال شدم از اینکه کار و دغدغه شخصیام که قلباً با آن همراه بودم یک جایی ثمر داده است. این جایزه به من میگوید هدفم را درست انتخاب کردهام و باید همین مسیر را با قوت ادامه بدهم.
عنوان فیلم میتواند اولین سؤالی باشد که برای مخاطب ایجاد میشود. در مورد وجه تسمیه این فیلم توضیح بدهید که «قوتار» به چه معناست، چون به نظر میرسد که ریشه ترکی داشته باشد؟
بله، همانطور که اشاره کردید «قوتار» واژهای ترکی است به معنای «تمامش کن». البته از وجه مثبت آن.
آیا این عنوان در فیلم هم دیده میشود؟
این فیلمی که من ساختهام یک استراکچر (سازه) تداعی است، یعنی لحظاتی دارد که سرشار از حس و اتمسفر است و عملاً با قصه چیز زیادی دریافت نمیکنید، مگر اینکه روی موقعیت تمرکز و آن را حس و تداعی کنید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این مسئله تداعی مرتبط با زیست هر فردی متفاوت است. هر شخصی به نسبت مواجههاش با محیط زیست و عاقبتی که این محیط زیست به آن دچار میشود آن را بیشتر دریافت میکند تا کسی که درگیری احساسی و ذهنی زیادی در این رابطه ندارد یا کسانی که درگیر بحث اسطورهها هستند، این فیلم یک بخشهایی را برایشان تداعی میکند و فاکتورهایی را که در فیلم وجود دارد به راحتی میتوانند استخراج و استدراک کنند. واقعیت این است که همه مخاطبان احتمالاً دریافت یکسانی از فیلم ندارند. البته برای همه یک دریافت کلی وجود دارد، اما مبتنی بر زیست و دریافت هر فرد از فیلم فرق میکند.
منظورتان این است که به تجربه و درونیات افراد بستگی دارد که به نوعی همان تکمصرع معروف مولوی در مثنوی نینامه است که میگوید «هر کسی از ظن خود شد یار من»؟!
خیلی، من خودم، چون چنین سینمایی را دوست دارم، مایل هستم که مخاطب هم به فیلم فکر کند و به سادگی از آن نگذرد، چون ما هر روز فیلمهای زیادی را میبینیم، اما در ذهنمان نمیمانند و این برای من مهم است که یک فیلم بارها دیده شود و بعد از این تجربه بارها دیدن مجدداً کسانی که فیلم را میبینند در مورد آن حرف بزنند. به قول سینماییها تاریخ مصرف کوتاهی نداشته باشد.
یعنی این فیلم تاریخ مصرف ندارد، چون اساس خودش «موضوع» است و «صیرورت» دارد؟
بله، در واقع یک مسئلهای است که از قبل هم بوده و همچنان هست.
جایی در مورد ایده اولیه فیلم گفته بودید که این فیلم بر اساس یک اسطوره قدیمی در بین مردم است که معتقدند دنیا روی شاخهای یک گاو قرار دارد و با هر بار جابهجایی این گاو در زمین زلزلهای ایجاد میشود، این به ذهن شما هم متبادر شده است؟
از آنجایی که ایده پیدا کردن خیلی سخت است– البته ایده وجود دارد، اما پرداخت آن خیلی مشکل است- موضوع ذهنیام بحث بازگشت طبیعت بود. همیشه فکر میکردم اگر قرار باشد یک روزی طبیعت برگردد به چه شکلی این اتفاق میافتد (با توجه به این میزان از بی رحمی که ما انسانها نسبت آن داشتیم و داریم)؟! از طرفی یک نیمچه داستانی که شبیه هایکو بود در ذهن داشتم که در آن گاوهای یک پیرمردی فرار میکنند و زمانی برمیگردند که دیگر انسانی در آن خانه نباشد. برای این کار سعی کردم دلایلی بگذارم و از این حس برتر آنها که خیلی زودتر از انسانها به وقوع حوادث طبیعی و فجایع آگاه میشوند، استفاده کنم. به این شکل که یک مقداری از وجه علمی و منطقی آن بردارم و به جای آن، یک وجه مرموز بودن به آن بدهم. بعدها که از شعرای بزرگ کشورمان مانند سنایی و خیام اشعاری میخواندم، متوجه شدم که آنها از مسئلهای به اسم «گاو زمین» حرف میزنند. بعد از آن چندین مورد مقاله علمی و کارهای پژوهشی مطالعه کردم و با بحث گاو زمین آشناتر شدم و دیدم چقدر جنبههای سینمایی عجیبی دارد، چون هم رازآلود بود و هم اینکه میتوانست به فضای رئالیستی که من دارم یک وجه جادویی بدهد، چون ما در ادبیات ایران فرهنگی (منظور حوزه تمدنی ایران است، نه مرزهای سیاسی) فضای رئالیسم جادویی داریم و با چنین نگاهی به این گاوها شخصیت دادم که در نهایت میشود گفت این فیلم یک الهام کلی از قصههای اساطیری ایرانی است.
فیلمنامه کار را هم خودتان نوشتید؟ ساخت آن چقدر طول کشید؟
بله، همه بحثهای مربوط به فیلمنامه را خودم انجام دادم. این کار از ابتدا تا انتهای آن حدود دو سال زمان برد.
فکر نمیکنید برای یک فیلم کوتاه زمان زیادی باشد؟
شما درست میگویید، ولی من خیلی کند و با حوصله کار و فکر میکنم تا زمانی که تیتراژ زده نشده کارگردان میتواند در اثرش تغییراتی را ایجاد کند. ضمن اینکه کار را با وقفههای طولانی ساختم، چون سعی میکنم پس از فاصله گرفتن از فیلم دوباره به آن برگردم و ببینم که آیا آن جهان همچنان زنده است یا نه و اگر ضعفی دارد آن را پوشش بدهم. البته خیلی کار سختی بود، چون بیشترین آزارها را در بخش تهیه و تولید متحمل شدم، اما در عرصه پست پروداکشن همه چیز لذتبخش و عالی بود. بحث بودجه و موزیک کار هم زمانبر بود، تا جایی که حدود هشت ماه موزیک کار طول کشید. کل زمان این فیلم ۱۵ دقیقه است.
«قوتار» را به جشنوارههای خارجی هم ارسال میکنید؟
با توجه به اتفاقاتی که در جشنواره فیلم کوتاه تهران افتاد حتماً این کار را میکنیم، ولی امیدوارم که در اسکار پذیرفته و دیده شود. البته بخش مهمی از بحث هدایت این فیلم برعهده انجمن سینمای جوان است، چون برایشان مهم است که چه مسیری را برود.