کد خبر: 1190926
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۲ - ۰۳:۲۰
۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم حافظ در یک مصراع، نشانی همه زیاده‌خواهی‌ها، حرص‌زدن‌ها و افزون‌خواهی‌های ما را می‌دهد، وقتی می‌گوید: «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم...»
حافظ در یک مصراع، نشانی همه زیاده‌خواهی‌ها، حرص‌زدن‌ها و افزون‌خواهی‌های ما را می‌دهد، وقتی می‌گوید: «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم...»، این به آن معناست که وقتی در دوزخ حرص و ولع و زیاده‌خواهی گرفتار می‌شویم، به خاطر آن است که حضور آن یار ازلی را، گرمای آن آیه را که «و هو معکم اینما کنتم» حس نمی‌کنیم و چرا این اتفاق می‌افتد؟ این اتفاق به خاطر آن است که غبار اوهام بر قلب ما می‌نشیند، به قول مولانا: «آینه‌ات دانی چرا غماز نیست / زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست.».
اما «و هو معکم اینما کنتم» یعنی که نترسید، او با شماست و اگر به حبل‌الله چنگ بزنید، هیچ ناامنی درونی و بیرونی نمی‌تواند شما را از پا دربیاورد، اما وقتی ما به ریسمان‌های دیگری جز ریسمان حق چنگ می‌زنیم، احساس ناامنی و ناشادی را در درون و بیرون خود تجربه می‌کنیم. 
شما اگر به کسانی که در دنیا عطش سیری‌ناپذیری به رسیدن به چیزی در بیرون خود- مثلاً منصب، قدرت، اعتبار و شهرت- دارند نگاه کنید، کسانی که خود را نه با حق که با منصب و اعتبار و جایگاه به یاد می‌آورند، می‌بینید علت اینکه آن افراد این همه دنبال این مقاصد می‌گردند و هرگز سیر نمی‌شوند، به خاطر آن است که می‌خواهند امنیت، شادی و آرامش خود را در رسیدن به مناصب، قدرت و اعتبار بجویند و چرا اینچنین می‌کنند؟ به خاطر اینکه حس نمی‌کنند همه این‌ها به شکل واقعی و نه به صورت کاذب در همراهی با آن یار مقتدر، عزیز و مهربان فراهم آمده است، مصداق آن سخن:، چون که صد آمد نود هم پیش ماست. 
اگر بدانیم کانون امنیت، آزادی، قدرت و اعتبار در جای دیگری به جز عوالم ظاهر فراهم آمده، این همه ظاهرپرست نمی‌شویم. حافظ در جای دیگری علت گم‌کردن راه آگاهی و به بیراهه رفتن را ظاهرپرستی می‌داند و از زاهدان ظاهرپرست انتقاد می‌کند: «زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست.»
 
از این زاویه زمانی ما می‌توانیم از دوزخ و گردونه باطل حرص‌ها، هوس‌ها، امیال و آرزو‌ها خارج شویم که از عالم ظاهر به عالم نهان و غیب نقب بزنیم، همچنان که قرآن وقتی می‌خواهد از متقیان- اهل پرهیز- یاد کند، از آن‌ها به عنوان مؤمنان به غیب و نهان، یعنی روندگان از عالم ظاهر و ظاهربینی به سمت پس‌زمینه‌ها و پشت‌صحنه‌های این عالم و آفرینش نام می‌برد. 
ادامه غزل حافظ این گونه است: «در طریقت هر چه پیشِ سالک آید، خیرِ اوست/ در صراطِ مستقیم‌ای دل کسی گمراه نیست».
وقتی کسی حضور آن یار عزیز، مقتدر و حکیم را در قلب خود حس کرد، به تبع آن را در زندگی و رخداد‌های آن نیز لمس خواهد کرد و طبیعی است هر چه از جانب دوست می‌رسد، به نفع سالک است، اما درک این موضوع زمانی میسر می‌شود که سالک بتواند ذائقه و طبع خود را در ذائقه و طبع حق تسلیم کند، در آن صورت است که به این گفته حافظ خواهد رسید: در طریقت هر چه پیش سالک آید، خیر اوست. همچنان که قرآن نیز به این حقیقت تصریح می‌کند: «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم» چه بسا که ما آدم‌ها به رویداد‌ها از پنجره کوچکی نگاه می‌کنیم و خیر عظیم موجود در اتفاقات را نمی‌بینیم، اما اگر از پنجره‌ای وسیع‌تر نگاه کنیم، به آن نقطه اعتماد به حق خواهیم رسید. 
۲۰ مهر، روز بزرگداشت حضرت لسان الغیب خواجه‌شمس‌الدین محمد، حافظ شیرازی گرامی‌باد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار