کد خبر: 1190910
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۲ - ۰۱:۴۰
میراث فرهنگی‌مان را فراموش کنیم از ایرانی بودنمان چیزی نمی‌ماند 
حیف از این همه اصالت که قدرش را نمی‌دانیم! یکی از عواملی که باعث فراموشی سنت‌ها می‌شود، غرق شدن در مدرنیته و هویت مدرن است. رک و صریح همین اول مطلب بگویم که تک تک ما یکی از همین عاملان فراموشی سنت‌های ایرانی هستیم
یکی از عواملی که باعث فراموشی سنت‌ها می‌شود، غرق شدن در مدرنیته و هویت مدرن است. رک و صریح همین اول مطلب بگویم که تک تک ما یکی از همین عاملان فراموشی سنت‌های ایرانی هستیم؛ سنتی که به ما هویت می‌بخشد و ایران را در جهان شهره کرده است. ما نسبت خود را با تمدن‌های دیگر از طریق میراث فرهنگی می‌توانیم تنظیم کنیم و بدون میراث فرهنگی، توسعه یک توهم است. متأسفانه همواره تنها جنبه و اولین چیزی که در حوزه میراث فرهنگی به ذهن می‌رسد این است که میراث فرهنگی را در توسعه توریسم بسط دادیم، در حالی‌که اینگونه نیست و گردشگری در قالب توریسم تنها یک جنبه از توسعه فرهنگی است. 
تلاش تک بعدی ما برای رسیدن به پیشرفت، تک‌تک‌مان را به دره غریب تکنولوژی و فاصله گرفتن از اصالت و ذات فرهنگ ایرانی پرت کرده است. 
پستو و مطبخ از خانه‌ها حذف شد و همه چیز در معرض دید و نمایش قرار گرفت. طاقچه رفت و جای آن را ویترین گرفت. جای دیگ مسی را قابلمه تفلون گرفت و لیوان بلور چک فرانسه هم جای خنکای نوشیدن آب در لیوان سفالی را. از نشست سر سفره و دورهمی دیگر خبری نیست و به بهانه پادرد نشستن پشت میز را ترجیح دادیم. میهمانی‌های ساده که بوی قرمه سبزی در حیاط می‌پیچید حذف شد و جای آن را پیتزا، پاستا و لازانیا گرفت. لباس‌های ساده و محلی که پوشش مناسبی داشت رفته‌رفته حتی از دل روستا‌ها هم حذف شد و جای آن را کت و شلوار و ملزومات پوشش غیر ایرانی گرفت. موسیقی سنتی و ساز و آواز رخت بست، مگر در مناسبت‌های خاصی مثل عید یا یلدا و جای آن را موسیقی‌های رپ گرفت. افسوس و هزاران افسوس که اشعار نامداران ایرانی از گلوی آوازه خوان‌های ماندگار کمرنگ شد و اشعار سبک و بی‌محتوا جای آن را گرفت. بماند که در نهایت هم اگر جمعی و دورهمی و خانه و حیاطی باشد، همه سر در گوشی درگیر دنیایی هستیم که هر روز ما را از فرهنگ غنی کشورمان و میراث‌های چندین هزار ساله دورتر می‌کند. 
مثال در این زمینه فراوان است که همین الان با خواندن همین چند خط قطعاً به ذهن شما هم می‌رسد و اگر بخواهیم درباره مثال‌ها حرف بزنیم شاید اختصاص تمام صفحات این شماره روزنامه هم برای آن کم باشد. به همین سیاق همه چیزمان درگیر کالایی شدن قرار گرفت و خود و اطرافمان را در معرض نمایش قرار دادیم. 
در گذشته سفر خارج از کشور نبود و سفر در سطح استان و نهایت چند شهر همجوار مکانی برای تفریحات تابستانی بود. حالا صفحات مجازی افراد و عکس نمایه پیام‌رسان‌های مختلف، مملو از اماکن تاریخی است، اما نه اماکن تاریخی کشور خودمان بلکه دیدار از فلان موزه در فلان کشور و فلان کاخ در فلان شهر را در کارنامه خود موفقیت می‌دانیم. 
اگر بگویند تخت سلیمان می‌خندیم و بی‌خبریم و زیگورات چغازنبیل را هم صرفاً در حد یک اسم شنیدیم در حالی که ثبت جهانی شده‌اند. تهِ دانسته‌های ما از تاریخ همان تخت جمشید و میدان نقش جهان اصفهان و درشکه سواری است، یا نه اگر هم خیلی خوب باشیم، این روز‌ها افتادیم به طبیعت گردی و در نهایت لب رودی یا در دل جنگل کمپ می‌زنیم. از کویر‌ها و بیابان‌های ایرانی هم چند کویر را می‌شناسیم که در دل آن با ماشین آفرود چرخ بزنیم. از اصالت شهرهایی، چون یزد، اصفهان و شیراز هم به دنبال هتل‌هایی هستیم که ستاره بیشتری دارد و می‌تواند به عکس‌های ما برای مدرن نشان دادن شخصی‌مان کمک بیشتری کند. 
گویی اصالت رفته است؛ چه از سبک زندگی ایرانی و چه از منش و کردگار ما ایرانی‌ها و کم کم غرق مدرنیته و دنیای جدید شدیم. ارزش اصالت بی‌شک از زرق و برق بیشتر است مثل اینکه همه می‌دانیم بودن دوستی که در سختی‌ها کنار ما باشد هزار بار بهتر از بودن کسی است که صرف تنهایی و اوقات خوش می‌خواهد لحظاتی را با ما سپری کند. 
ملت ایران از دیرباز ملت با فرهنگی بودند، در هیچ کجای دنیا به اندازه ایران درباره انسانیت حرف زده نشده است؛ حرف‌هایی که از زبان اسطوره‌های ما ثبت شده است. ما هزاران اسطوره داریم که در جهان نقل دهان این و آن هستند و از پهلوانان، شعرا و نویسندگان ایرانی برای زندگی الهام می‌گیرند، اما افسوس که خودمان چنین اصالتی را به فراموشی سپردیم. 
ایران است و فرهنگ غنی و جلوه‌های ناب میراث ناملموس که نسل به نسل منتقل شده است. ما هویت و هستی خود را از فرهنگ ایرانی گرفتیم، چراکه نه یک قوم، نه یک زبان، نه یک دین و نه یک هویت جغرافیایی بوده و هستیم بلکه مجموعه‌ای از فرهنگ در یک سرزمین هستیم. فرهنگی که حاصل تعاملات انسانی با یکدیگر بوده و از راه‌های گوناگونی که برای انسان میسر بوده است ثبت و ضبط شده‌اند. 
رودکی می‌گوید: «مردمان بخرد اندر هر زمان/ راز دانش را به هرگونه زبان/ گرد کردند و گرامی داشتند/ تا به سنگ اندر همی بنگاشتند».
کجا ما به دنبال سنگی هستیم که ببینیم روی آن چه چیزی نگاشتند تا آن را حفظ کنیم و در نگهداری آن بکوشیم؟! تازه خدا رحم کند که اگر سنگی هم دیدیم مثل طاق بستان یا شیرسنگی با قلم و چکش و اسپری رنگ به جانش نیفتیم که اسم دلبرمان را روی آن به یادگار بگذاریم! البته که آثار تنها بخشی از میراث فرهنگی ماست و بخش اعظمی از آن را اصالت‌های رفتاری یا میراث ناملموس باقیمانده از پیشینیان دربرمی‌گیرد که هر روز بیشتر از قبل در برابر مدرنیته به فراموشی سپرده می‌شود و اگر این مسیر ادامه پیدا کند از ایرانی بودنمان هچ چیزی نمی‌ماند. به راستی حیف از این همه اصالت که قدرش را نمی‌دانیم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار