دکتر هادی صمدی در کانال تلگرامی خود نوشت: به بیانی ساده، آموزهای در فلسفه علم وجود دارد موسوم به «نظریهبار بودن مشاهدات» که مبنی بر آن مشاهدات خنثی وجود ندارند و پیشفرضهای نظری و انتظارات فرد است که او را هدایت میکند چه چیزی را ببیند. همچنین ممکن است پیشفرضهای نظری باعث شود چیزی را که همیشه جلوی چشم دانشمندان بوده «نبینند». سال ۲۰۱۷ مقالهای در نیچر منتشر شد که نخستین قورباغههای فلورسنت را گزارش کرده بود. از آنجا که روزی نیست که خبری از کشف جدیدی در علم نباشد، تا اینجا با رویدادی عادی در علم مواجه هستیم. آنچه جالب است پژوهشی است که اخیراً در اخبار نشریه ساینس منتشر شده و مدعی است همه قورباغهها کمابیش فلورسنت هستند و عجیب است که تاکنون زیستشناسان به چنین پدیدهای توجه نکردهاند! در معرفتشناسی تکاملی تبیین سادهای برای چنین پدیدهای وجود دارد. انسانها به سادگی مشاهده نمیکنند. بلکه فقط اموری توجه آنها را جلب میکند که با انتظارات آنها جور نباشد، برایشان عجیب باشد، یا مسئلهای پیشروی آنها نهد. از آنجا که اولاً، پیشفرض رایج زیستشناسان این بود که پدیده شبتابی در برخی حشرات و جانوران اعماق دریاها وجود دارد، و نه در دوزیستانی مانند قورباغهها، و ثانیاً، شبتابی قورباغهها مسئله پیش روی زیستشناسان نبود توجه آنها را نیز جلب نکرده بود. اولین بار که پژوهشگری اعلام کرد قورباغه فلورسنت پیدا کرده توجه سایر زیستشناسان به موضوع جلب شد و به مطالعه رنگ قورباغهها پرداختند. بعد از این جریان بود که یکبهیک پدیده شبتابی در قورباغههای دیگر مشاهده شد، تا اینکه در آخرین یافته مشخص شد عموم قورباغهها درجاتی از شبتابی دارند که معمولاً در آغاز تاریکی شب نمود پیدا میکند. احتمالاً چه بسیارند پدیدههایی که پیش روی ما هستند و آنها را نمیبینیم.