کد خبر: 1179494
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
نگاهی به اهمیت ادبیات اردوگاهی در گفتگو با معصومه رامهرمزی نویسنده دفاع مقدس
ادبیات اردوگاهی می‌تواند منشأ ادبیات معناگرا باشد ادبیات اردوگاهی با پرداختن به زندگی آزادگان در اسارت، حرف‌ها، نکات و مسائل مهمی را به ما یادآوری می‌کند و درس‌های گرانبهایی برایمان دارد.

«معصومه رامهرمزی» از نویسندگان دفاع‌مقدس که مطالعات و پژوهش‌های خوبی در زمینه ادبیات اردوگاهی داشته‌است، در پاسخ به این سؤال که تفاوت‌های ادبیات اردوگاهی ایران با کشور‌های دیگر چیست، توضیح داد: اهمیت ادبیات اردوگاهی بیشتر به خاطر شباهت‌هایش است تا تفاوت‌هایش. آن بخشی از جنگ که خیلی با زبان جهانی قابل‌فهم است، اسارت و ادبیات اردوگاهی است. اگر بخواهیم ادبیات اردوگاهی را در قالب داستان و زندگینامه بنویسیم، چون یک فهم مشترک جهانی برایش وجود دارد، خیلی قابل انتقال است. شاید بتوان گفت بهترین پل میان ادبیات دفاع مقدس و ادبیات جهانی همین ادبیات اردوگاهی است.
وی عنوان کرد: در عین حال یکسری مسائل، مفاهیم و مجموعه فرهنگی در ادبیات اسارت ما وجود دارد که منشأ آن حاج آقا ابوترابی است و این خیلی با بحث اسارت در تمام دنیا تفاوت دارد. بحثی در ادبیات اردوگاهی داریم که می‌گوییم این ژانر می‌تواند ادبیات معناگرا باشد، چون انسان در محرومیت‌های شدید مادی و معنوی قرار می‌گیرد و تقریباً امید به زندگی در او بسیار کم می‌شود. فرد اسیر نیاز به معنا‌های جدیدی از زندگی دارد تا با این معنا‌ها بتواند برای زندگی انگیزه داشته‌باشد و مشکلات اسارت را تحمل کند. در شکل جهانی بعد از جنگ جهانی دوم در ادبیات معناگرا ویکتور فرانکل را داریم که با کتابش یک روانشناسی معناگرا را پایه‌ریزی کرد.
رامهرمزی ادامه داد: آن زمان در اردوگاه‌های نازی‌ها خودکشی خیلی زیاد بود و خیلی از اسرا در اوج ناامیدی زندگی می‌کردند. فرانکل در شکلی خیلی ساده در گفتگو با این اسیران با روش‌های شناخت درمانی، شخص را به این نکته می‌رساند که به خاطر چه چیزی زندگی می‌کند و امیدش بعد از آزادی چیست و هر کسی فراخور شرایط زندگی‌اش به چیزی اشاره می‌کرد. همین باعث می‌شود زندگی شخص معنایی بگیرد و برای آینده‌اش نقشه‌ای بکشد و بتواند سختی‌ها را تاب بیاورد.
مرحوم ابوترابی و اسارت
به گفته این نویسنده دفاع مقدس در جنگ خودمان حاج آقا ابوترابی این کار را می‌کند. ایشان با تعالیم و طرز فکرشان یک زندگی دوباره به اسرا می‌دهد. مثلاً به آن‌ها می‌گوید الان بهترین فرصت برای شماست که خدمتگزار همدیگر باشید. «خدمتگزار باش و پاک» شعار ایشان بود. وقتی در یکی از اردوگاه‌ها، دشمن بعثی از آزادگان می‌خواهند بلوک‌ها را بشکنند، آن‌ها تحصن می‌کنند و بعد به خاطرش کتک می‌خورند و به انفرادی می‌روند. در چنین موقعیتی آقای ابوترابی می‌گوید حتی این کار را هم با نیت خدمت کردن انجام دهید، شاید این بلوک‌ها به کار یک آدم دیگر بیاید. ایشان با نگاه دینی و اخلاق‌مدارانه‌شان امید را در وجود آزادگان ایجاد می‌کند. تعالیمی که آقای ابوترابی به اسرا می‌داد برگرفته از فرهنگ دینی و عاشورایی بود. مرحوم ابوترابی به آزادگان می‌گوید، مقاومت یعنی هر روز چیز تازه‌ای بیاموزید و هر کسی هر چیزی می‌داند به دیگران بیاموزد. با ایجاد یک فضای آموزشی و تشویق آزادگان به آموختن آن‌ها را وارد فضای جدیدی کرد. تحت‌تأثیر همین آموزه‌ها زندگی‌هر کدام از آزادگان، معنای جدید پیدا کرد.
وی در ادامه با بیان این نکته که در تنهایی جایی که دشمن را چشم در چشم می‌بینیم، اردوگاه است. در منطقه عملیاتی دشمن را پشت خاکریز می‌بینیم، ولی در اردوگاه تعامل و تقابل دو فرهنگ شکل می‌گیرد. آقای ابوترابی چرا این تلاش‌ها را می‌کند، چون می‌خواهد فرهنگ‌مان را منتقل کند و می‌گوید ما باید روی دشمن‌مان هم اثرگذار باشیم. کسی که مرحوم ابوترابی را شکنجه می‌کند، بعداً شیفته ایشان می‌شود. سید آزادگان آنقدر با احترام و ادب با دشمن برخورد می‌کرد که این فرهنگ را به آزادگان هم یاد داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار