تئاتر و نمایش از جمله هنرهایی است که میتواند تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارد؛ موضوعی که در ابتدای انقلاب از آن برای ارتباط با مردم استفادههای خوبی میشد و حتی افرادی مثل شهید رضا مجیدی از فرماندهان سپاه و شهید جلال افشار با همین هنر به جنگ جهل رفتند و تأثیرگذار هم بودند، اما حضور نیروهای مؤمن و انقلابی در این عرصه مهم هنری طی سالهای گذشته دچار فراز و فرودهای زیادی بودهاست. ندا ثابتی از جمله بانوان هنرمندی است که با داشتن حجاب و پوشش مناسب با وجود کارشکنیها، در زمینههای هنری حضور و بروز موفقی داشتهاست. گفتوگوی «جوان» با این فعال عرصه هنر را میخوانید.
شما کتابی درباره زندگی شهید ادواردو آنیلی دارید، چرا این موضوع را انتخاب کردید؟
قرار بود در کتاب «پنج داستان دراماتیک و یک نمایشنامه» به این موضوع بپردازم که به دلیل اشکال فنی به صورت نصفه چاپ شد و داستان شهید ادواردو آنیلی بعدها به اسم «از همان شب که خورشید آمد» به صورت نمایشنامه کامل درآمد که از سوی انتشارات آماره چاپ شد. همان سال به کربلا رفتم و بیشتر با شهید آوینی انس پیدا کردم. زندگی و آثار شهید آوینی خیلی روی من اثرگذاشت؛ به گونهای که متحول شدم. تصمیم گرفتم درباره شهدای دیگر هم تحقیق کنم و بنویسم. پس از آنیلی سراغ رسول ترک رفتم. آنیلی فلسفه خوانده و دین خود را تغییر دادهبود. کشمکشی که بین او و صهیونیستها ایجاد شدهبود، برایم جذاب بود. او با امکانات و ثروت زیاد میتوانست به لحاظ مادی زندگی و رفاه ویژهای داشته باشد، کما اینکه داشت، اما محکم روی عقیده خود ایستاد. در نمایشگاه کتاب امسال، کتابم درباره این شهید به صورت مجازی قابلخریداری بود.
به نظرتان چقدر اهمیت دارد تا بانوان مذهبی و ارزشمدار وارد فعالیتهای هنری شوند؟
واژههای ارزش و دین از نظر مفهومی، معانی متفاوتی ندارند. وقتی از هنر دینی حرف میزنیم، دین به تمام دستورات الهی برمیگردد و مورد نظر برای همه افرادی است که ایمان دارند. حتی هملت هم به نوعی دینی است. چون روح حماسه و اخلاق در آن جریان دارد تا مخاطب را به آگاهی و حقیقت برساند. از اینرو معتقدم همه آثاری که جنبههای اینچنینی دارند، دینی محسوب میشوند. اینکه یک اثر هنری چقدر و بر چه اساس میتواند ارزشی باشد، به خاطر این است که ارزش تعابیر مختلفی دارد، به نظر من خانمهایی که در فضای مذهبی هستند، اگر با تمام ویژگیهای فکری و اعتقادی خود وارد دنیای هنری شوند و هدفشان براساس همان باورهایشان باشد، برایشان هنر وسیلهای میشود تا بتوانند در این مسیر هنر دینی را رواج بدهند.
چرا در سینما و تلویزیون کار خود را ادامه ندادید؟
قبلاً دو فیلم کوتاه «عبد صالح» و «نیاز همگی» را ساختم که در تلویزیون هم پخش شد و سه فیلمنامه نوشتم که در جشنواره رویش جایزه دریافت کردم؛ البته برای اینکه این فیلمنامهها به تولید برسد با چند دفتر سینمایی صحبت کردم، ولی به نتیجهای نرسیدم. خودم هم امکانات مالی نداشتم به همین دلیل نتوانستم خیلی وارد این عرصه شوم و بیشتر به کارهای تحقیقی پرداختم. در فیلم «عشق فیلم» هم بازی کردم، ولی به دلایلی بازیگری را ادامه ندادم، چون هم پدرم مخالف بازیگری بود و هم خودم دنبال تئاتر بودم و فیلمنامهنویسی را دنبال کردم.
با چه کارهای هنری بیشتر احساس آرامش میکنید؟
نوشتن در من همیشه مستمر بوده و هنوز هم دفترچههای دهه هفتادم را دارم. داستانهایی مینوشتم و در مسابقات شرکت میکردم. نقاشی را هم به عنوان بخشی از وجودم دنبال میکنم. هر کدام در هر زمانی که برایم پیش بیاید، آرامشدهنده و خوب است. با تمام انرژی و احساس کار میکنم. نویسندگی هم مسیر همواری است که در ذهن و جان من جای گرفتهاست و تدریس هم تأثیر خوبش را در من دارد. البته بستگی به هنرجویانی دارد که در کلاس هستند و اینکه چقدر میل و اشیاق من را بیشتر میکنند. اما نوشتن را بیشتر ترجیح میدهم، چون در نوشتن آرامش کامل دارم و میتوانم تفکراتم را پیاده کنم.
چرا مدیران فرهنگی برای داوری آثار عمدتاً از داوران نه چندان ارزشی استفاده میکنند؟
مدیریت انواع دارد؛ چه از نظر عملی و چه از نظر ارزشی مثل مدیریت در بخش فرهنگ و هنر که شاخههای متفاوتی دارد، اینکه مدیریت چه مسائلی را دربردارد، فرق دارد یا اینکه انتخاب داوران به چه شکلی باشد و بودجهها و کاربرها چگونه باشد، مدیر چه نگاهی به مقوله هنر دارد و مسائلی مانند جامعهشناسی و روانشناسی همه مؤثر هستند. بعضی مدیران کار اجرایی نکردهاند، اما باورها و اعتقادات مدیر با رویکرد مجموعه همخوانی دارد، مدیری که برای کارهای فرهنگی انتخاب میشود، گاهی برای داوری یا دبیری از ارزشیها استفاده میکند و گاهی هر چند موضوع ارزشی است، باعث حیرت میشود که افرادی انتخاب میشوند که عرق دینی و اعتقادی ندارند، در حالی که با توجه به اینکه فن و تکنیک مهم است افرادی که تخصص و شناختی دارند، به خاطر نگاه کارشناسی در مباحث نظری انتخاب میشوند. مذهبیها در برخی حوزهها زیاد وارد عرصه هنری نشدهاند و کارشناس و متخصص در حد نظری و تکنیکی با تحصیلات آکادمیک کم داریم. اینها بیشتر به محتوا اهمیت میدهند، به خاطر همین در جشنوارهها و مسابقات از این افراد به عنوان کارشناس در داوری استفاده نمیشود و چارهای نیست. از افراد دیگری استفاده میشود و تا زمانی که این گروه متمایل به سیستم حکومتی در این عرصه پیشرفت نکند، وضع اینگونه است.
به نظرتان با سیاستهای مدیران فرهنگی آیا حضور بانوان محجبه و چادری در نمایشنامهها و تئاتر به یک خاطره تبدیل خواهد شد؟
حجاب محدودیت نیست و نباید حضور در عرصه هنری برای خانم چادری مشکل باشد. ما نباید خود را محدود کنیم. ما در تئاتر مساجد تجربه داشتیم که حتی آنجا هم خانمهای چادری نمیآمدند، چون جا افتادهبود که تئاتر با چادر جور در نمیآید! خانمهای مذهبی و انقلابی اگر دغدغه هنری با نگاه دینی دارند میتوانند با خلق آثار هنری اثرگذار باشند. اینکه فکر کنیم سینما و تئاتر دینی است پس ما میتوانیم وارد شویم و راحت کار کنیم، درست نیست. کار در این عرصهها سخت است، اما میتوان با ایمان و پشتکار و خلاقیت و برنامهریزی تأثیرگذار بود. این ما هستیم که باید به فضای هنر رنگ دینی بزنیم.
بسیار عالی
سلام.مصاحبه من با اشکال های تایپی درج شده اگر امکان داره اصلاح بشه و مجدد ارسال کنم.مممون میشم با مصاحبه کننده صحبت کنید.براشون مجدد فرستادم.تشکر