حبیب اسماعیلی در نشست «پیوند عاشورا با هویت ایرانی» اظهار داشت: اخیرا مطالبی با این مضمون که صفویها ایرانیها را به زور شیعه کرده اند مطرح میشود که این اظهارات بسیار غیر کارشناسی و نادرست است، چرا که تشیع در فرهنگ ایرانی از مدتها پیش از صفویان به عنوان یک پدیده عمیقا ریشه دوانده بود.
او با بررسی شواهد تاریخی و وقایعی که در قرن اول هجری میان علویان و امویان و عباسیان رخ داد گفت: در زمان صدر اسلام همواره علیه نظام خلافت اعتراض دائمی وجود داشته و علویان مخالف خلافت اموی و عباسی گریزگاهشان ایران بوده، از اینرو فوج فوج وارد ایران شده و مردم نیز از آنان استقبال میکردند؛ آنان در مناطق کوهستانی مستقر شده و مردم ایران در نزاعهای محلی از آنان کمک گرفته و سپاهیان خلیفه و حکام محلی را شکست داده و در نهایت با رای گیری و به خواست مردم از علویان جهت هدایت جامعه محلی خود بهره میبردند.
او با اشاره به شواهد تاریخی و گریز و پناه گرفتنها در مناطق مختلف ادامه داد: تحولات سیاسی که بعد از قیام مختار و حدود سال ۶۵ هجری آغاز شد، پیروزی عباسیان بر امویان با شعار قیام برای آل محمد و همراه کردن مردم در این قیام و وقایع تاریخی دیگر، زمین همواری برای صفویان آماده کرد تا میوه این تحولات طولانی را بچینند.
این پژوهشگر تاریخ، فرهنگ را شامل دو بخش «نمادهای مادی» یعنی کاخها، ابنیه، اشیا، کتاب، نسخه خطی و ... و «نمادهای غیر مادی» که در جهان زبانی متجلی شده و بسیار پایدار است دانست و توضیح داد: پدیده عاشورا و فرهنگ شیعه در طی دورانها تبدیل به یک نماد فرهنگی غیر مادی شد که نمونههای بسیاری از آن را در اشعار شاعرانی که قرنها پیش از صفویان میزیسته اند میتوان دید؛ شاعرانی همچون رودکی، کسایی مروزی، ناصر خسرو، باباطاهر، سنایی غزنوی، قوامی رازی، عبالرزاق اصفهانی، عطار، مولانا، سعدی، سیف خرقانی و غیره.
او تصریح کرد: قدیمیترین امامزادهها در کشور یک درخت چنار در کنارشان وجود دارد که معیار فرهنگ ایرانی است و نشان میدهد بسیار پیشتر از صفویان پدیده شیعه در کشور ریشه داشته است.
این پژوهشگر تاریخ اظهار داشت: بخشی از پدیدههای تاریخی ساختار ذهنی انسانها است، یعنی بخشهای خوشایند برجسته و بخشهای ناخوشایند حذف میشوند؛ در عرصه ادب پا از این هم فراتر رفته و تخیلات ذهنی ادبا نیز بر متون افزوده میشود و ادبا به متن تاریخی وفادار نیستند. از اینرو جهت پی بردن به صحت و سقم مسایل تاریخی همچون واقعه عاشورا باید از مقتل معتبر و همچنین روایات و منابع حدیثی معتبر و دست اول استفاده کرد.
اسماعیلی تغییر در نوع برگزاری مراسم عاشورا را وابسته به دورههای تاریخی مختلف عنوان کرد و گفت: نیازهای دوران مختلف تاریخی موجب گشته تا بخشی از روایتهای واقعه عاشورا به صورت حماسی و بخشی به صورت مرثیه سرایی اتفاق افتد.
او با اشاره به جنبههای انگیزشی روایت عاشورا در شکل گیری نهضتهای ملی و مذهبی دوران معاصر توضیح داد: جرقه انقلاب مشروطه با کشته شدن عبدالحمید در روز عاشورا خورده شد و در ادبیات آن دوران از سرکوبگران به عنوان اشقیایی هم تراز اشقیای روز عاشورا نام برده میشد. همچنین مبارزات انقلابیون علیه رژیم پهلوی و رشادتهای رزمندگان کشورمان در دوران جنگ تحمیلی با تاسی از عاشورا و فرهنگ آن انجام شد.
او تمامی جوامع را دارای ذخیرههای فرهنگی دانست که در وقایع از آن استفاده کرده و الگو گیری مینمایند که واقعه عاشورا یکی از این وقایع است.
حبیب اسماعیلی سرور و سوگ ملی را جلوهای از وحدت کشور جهت همبستگی ملی عنوان و خاطر نشان کرد: وحدت همچون آهنربایی است که برادههای آهن را کنار یکدیگر جمع میکند؛ تمام مردم کشور و انسانها فارغ از نوع تفکراتشان در مراسم عاشورا گرد هم جمع میشوند که این خود نمونهای از همبستگی و اتحاد ملی است.
این پژوهشگر تاریخ در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه تحریفها باعث آسیب به عرصه روایت گری شده گفت: اساسا هر رخداد از منظرهای مختلف قابل بررسی است و هر کدام از افراد که ناظر رویدادهای تاریخی بودند از منظر خود آن را روایت کردند و از این رو است که درباره هر اتفاق تاریخی با روایتهای مختلفی مواجه میشویم و البته از آن گریزی نیست؛ اما در عین حال، در بسیاری از تحولات تاریخی بویژه تحولات تاریخ صدر اسلام مراجعه به اسناد و مصادر معتبر تا حدود زیادی میتواند در توصیف یک اتفاق تاریخی موثر باشد.
او در ادامه تصریح کرد: در عین حال باید توجه داشت زمانی که روایت گری یک حادثه تاریخی جنبه ادبی و ذوقی پیدا میکند طبیعی است که حال و هوای نویسنده و شاعر هم در نحوه روایت آن حادثه موثر است و به طور معمول شرح برخی از رخدادها از زبان و قلم اهل ادب و ذوق با شاخ و برگهایی همراه باشد. از این رو برای درک هر چه درستتر وقایع و رخدادهای تاریخی مراجعه به منابع دست اول تا حدود زیادی از بروز تحریف جلوگیری میکند.