کد خبر: 1172225
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۲ - ۰۴:۲۰
«فرصت تابستان و مهارت‌های لازم برای ورود به مدرسه» در گفتگو با دکتر سهیلا خالقی‌تبار روانشناس کودک 
بچه‌های دوران کرونا  با ۲ سال خلأ یادگیری وارد مدرسه می‌شوند کودکان برای ورود به مدرسه باید یکسری مهارت‌های لازم را داشته باشند تا بتوانند در محیط آموزشی مستمری که قرار است حضور پیدا کنند، راحت ارتباط بگیرند و یادگیری بهتری داشته باشند. به علت کرونا و قرنطینه‌ها و محدودیت‌هایی که وجود داشت، در دوران پسا‌کرونا شاهد کودکانی هستیم که در آستانه ورود به مدرسه و دوران ابتدایی در کسب بعضی از این مهارت‌ها دچار مشکل شده‌اند. برای روشن‌شدن این موضوع و ارائه راهکار مناسب با دکتر سهیلا خالقی‌تبار روانشناس کودک گفتگو کرده‌ایم. 
انسیه سلطانی
 
خانم دکتر خالقی‌تبار! کودک چه مهارت‌هایی را حین رشد کسب می‌کند؟ 
مهارت‌های رشدی جنبه‌های مختلفی دارد؛ مهارت‌های رشدی - حرکتی شامل ظریف و درشت مثل هماهنگی بین اندام‌ها، هماهنگی بین دست و چشم و مهارت‌های دست‌ورزی می‌شود. رشد ذهنی یا شناختی هم مورد بعدی است که شامل فکرکردن، یادگرفتن، استدلال‌کردن و یادآوری است و باید مورد بررسی قرار بگیرد که کودک در چه سطحی است. رشد گفتاری و زبانی برای کودکی که می‌خواهد وارد مدرسه شود از جمله مهارت‌های لازم برای برقراری ارتباط‌های کلامی و زبانی است. مهارت‌های شنیداری هم در بحث آموزش نقش مهمی دارد. رشد اجتماعی هم مهم است که شامل تعاملات فردی، ارتباط‌گرفتن با دیگران و همکاری‌کردن می‌شود. 
بسته به نوع تربیت، فضای خانه، سبک زندگی و نوع ارتباطات اعضای خانواده مخصوصاً بین پدر و مادر ممکن است بعضی کودکان در فراگیری این مهارت‌ها دچار کندی شوند یا مهارت‌های لازم را به دست نیاورند. 
 
به نمونه مهارت‌هایی که در مورد کودکان در آستانه ورود به مدرسه سنجیده می‌شود، اشاره کنید؟ 
کودکان باید بتوانند درک مناسبی از موقعیت و مؤلفه‌های یادگیری و ادراک صحیح داشته باشند. رشد شنیداری، گفتاری و زبانی در حد معمول، منطقی و مطابق با مراحل رشدی خودشان داشته باشند و رشد ذهنی‌شان متناسب با سن‌شان باشد. برای کودکان در بدو ورود به مدرسه یکسری مهارت‌ها با توجه به سنشان سنجیده می‌شود؛ مثل اینکه آیا می‌توانند دوچرخه‌سواری کنند، می‌توانند روی پنجه‌هایشان راه بروند، چپ و راست و بالا و پایین را درک کنند، می‌توانند توپی را که به سمت‌شان پرت می‌کنیم، جهت‌یابی کنند و بگیرند، می‌توانند دکمه‌های لباس‌شان را ببندند، بند کفش‌شان را ببندند، دست و صورت خودشان را بشویند، غذا را خودشان بخورند، یک شکل ساده روی کاغذ را با قیچی ببرند، شکلی ساده را الگوبرداری کنند و بکشند. آیا مفهوم گذشته و آینده را درک می‌کنند، می‌توانند تا ۱۰ بشمارند. این‌ها مؤلفه‌هایی است که برایمان مهم است که کودک بداند. با داشتن این مؤلفه‌ها کودک به راحتی می‌تواند دوران ابتدایی را پشت‌سر بگذارد، اما اگر کودک در مهارت‌های آموزشی و رشدی دچار ضعف باشد، در مدرسه نیز دچار مشکلاتی از جمله اختلالات یادگیری می‌شود. 
 
یادگیری مهارت‌های رشدی از چه سنی شروع می‌شود؟ 
کسب مهارت‌های رشدی از بدو تولد شروع می‌شود و در همه سنین این کسب مهارت‌ها وجود دارد. بسته به سبک زندگی و محیطی که کودکان در آن قرار می‌گیرند و نوع ارتباطی که والدین با آن‌ها دارند، عملاً آموزش‌ها شکل می‌گیرد؛ مثلاً حرکت‌دادن دست و پا و غلت‌زدن نوزاد در بدو تولد و اینکه با شنیدن صدا به سمت صدا نگاه می‌کند، این‌ها شروع و استارت کسب مهارت‌هاست. کودک در ازای قرارگرفتن در محیط‌های غنی‌تر و تحریکات شنیداری و دیداری بیشتر مثل اینکه مادر با بچه حرف می‌زند، قصه می‌گوید، لالایی می‌خواند، اسم اشیا و اشکال را می‌گوید، نوازش پوستی دارد، مهارت‌های بیشتری کسب می‌کند. 
 
کودک این مهارت‌ها را در چه محیط‌هایی می‌تواند یاد بگیرد؟ 
اولین محیطی که کودک در آن قرار می‌گیرد، محیط خانواده است، ولی محیط‌های دیگر با نظارت خانواده می‌تواند کمک زیادی به یادگیری مهارت‌ها کند. به طور مثال مهارت‌های جدیدی را در پارک یاد می‌گیرد، اینکه چطور قدم‌هایش را بردارد، تعادل داشته باشد. اینکه چطور از پله‌ها بالا برود و چطور سر بخورد. وقتی می‌خواهد الاکلنگ بازی کند، متوجه می‌شود یک نفر دیگر باید باشد. حالت تعادل و وزن یکسان و غیریکسان دو طرف را درک می‌کند. ارتباطات اجتماعی و گفتاری‌اش بیشتر می‌شود. اینکه چطور می‌تواند منظورش را به دیگران برساند. رشد اجتماعی‌اش افزایش پیدا می‌کند؛ قوانین و رعایت‌کردن نوبت را یاد می‌گیرد. خوب گوش می‌دهد که بتواند جواب دوستان یا همبازی‌هایش را بدهد یا حتی صدای پرندگان را در محیط می‌شنود و با دقت گوش می‌دهد. می‌تواند وسایل را لمس کند، سبکی و سنگینی، نرمی و زبری و رنگ‌ها را یاد بگیرد. متأسفانه بعضی از خانواده‌ها بچه‌ها را بیش از اندازه محدود می‌کنند و آن‌ها در کسب مهارت‌ها دچار آسیب می‌شوند؛ مثلاً پدر و مادر‌هایی که وسواس دارند و اجازه نمی‌دهند بچه‌ها دست به وسایل بزنند، آن‌ها را لمس و با آن‌ها بازی کنند که کسب مهارت برای این بچه‌ها یک مقدار کندتر صورت می‌گیرد. 
 
مهارت‌ها را چه کسانی می‌توانند به کودک آموزش بدهند؟ 
کودکان می‌توانند در هر محیط و از هر کسی که می‌بینند، یاد بگیرند. اگر بخواهیم از دیدگاه بندورا (روانشناس کانادایی صاحب نظریه یادگیری مشاهده‌ای) در مورد یادگیری مشاهده‌ای صحبت کنیم، می‌توانیم بگوییم بچه‌ها هر چیزی را که می‌بینند، عملاً می‌توانند یاد بگیرند و تکرار کنند، البته این در مورد بچه‌هایی است که آسیب خاصی ندارند و نرمال محسوب می‌شوند. اگر طی روز کودکان در معرض مستقیم دیدن رفتار‌های پدر و مادر خود باشند، آن رفتار‌ها را یاد می‌گیرند، مثل مادری که آشپزی می‌کند، می‌تواند از کودک بخواهد نخود و لوبیا را همانند او از هم جدا کند، این کودک مهارت‌های دست‌ورزی را با مشاهده یاد می‌گیرد یا وقتی کودک با پدر برای خرید بیرون می‌رود، اجسام کوچک‌تر یا بزرگ‌تر، وزن کمتر و بیشتر را می‌تواند درک کند. 
نکته حائز اهمیت این است که ما باید هوشمندانه بچه‌ها را در معرض موقعیت‌ها قرار دهیم تا یادگیری هدفمند داشته باشند. 
موضوع مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، این است که به ازای مشاهده عملی یادگیری اتفاق می‌افتد، ولی ممکن است به مهارت تبدیل نشود. پس لازم است علاوه بر مشاهده، خود کودک هم به صورت فعال آن عمل را انجام دهد تا به مهارت برسد. 
محیط و سبک زندگی در یادگیری مهارت‌ها چقدر مهم است؟
اگر محیط غنی نباشد، ممکن است کودکان مهارت‌های لازم را کسب نکنند یا ضعیف باشند. ما در دوران کرونا عملاً محدودیت‌ها و فاصله‌گذاری‌هایی در روابط اجتماعی داشتیم و مثل قبل روابط گسترده‌ای نداشتیم. مجبور بودیم از تماس غیر‌ضروری خودداری کنیم. خیلی به آدم‌ها نزدیک نشویم، روابط اجتماعی‌مان کمتر شد. کمتر پارک می‌رفتیم. مهمانی‌ها و ارتباط کودکانمان با هم کمتر شد. آدم‌های کمتری را می‌دیدیم و به همین خاطر مقداری از مهارت‌هایی که بچه‌ها باید از محیط و موقعیت و افراد مختلف کسب می‌کردند، قاعدتاً دستخوش این تغییرات شد. حتی مهارت‌های بدنی آن‌ها هم کمتر شد. در اجتماع کمتر ظاهر می‌شدند. مجبور بودند در خانه بمانند که معمولاً خانه‌های امروزی آپارتمانی است و محدودیت برای حرکت داشتند. جنب و جوش و فعالیت‌های کمتری داشتند. کرونا و قرنطینه روی مهارت‌ها فوق‌العاده تأثیر منفی گذاشت و محیط را از حالت غنی‌بودن خارج کرد. روانشناسان همیشه این نکته را متذکر می‌شدند که این دوره می‌گذرد، ولی فقط با گذشتن این دوره مسئله و درگیری تمام نمی‌شود. آن‌ها دوره پسا‌کرونا را پیش‌بینی می‌کردند. در دوران کرونا تنش‌های روانی، محدودیت‌های زیاد، آسیب‌های اجتماعی، فرهنگی و روانی افراد را درگیر کرد و الان پیامد‌های دیگری در دوران پساکرونا خودش را نشان می‌دهد که یکی از آن‌ها عدم کسب مهارت‌های لازم کودکان برای ورود به مدرسه است یا کودکانی که کلاس اول و دوم ابتدایی به صورت مجازی درس خواندند و پایه یادگیری آن‌ها ضعیف شد. 
به خاطر تعاملات محدود دوران کرونا بچه‌ها با هم کمتر بازی می‌کردند. بازی برای بچه‌ها جنبه‌های ارزشی مختلفی دارد که باعث رشد ذهنی و هوشی آن‌ها می‌شود. بازی‌ها رشد اجتماعی آن‌ها را افزایش می‌دهد و ارزش درمانی دارد. 
 
وظیفه ما در قبال کودکان در این دوران پسا‌کرونا چیست؟ 
عدم‌آگاهی باعث می‌شود به کودکان بیش از پیش آسیب بزنیم. اولین قدم این است که آگاهی داشته باشیم؛ بدانیم بچه‌هایی که می‌خواهند وارد مدرسه شوند، بچه‌های دوران کرونا هستند و دو سال از مراحل رشدی‌شان را نتوانستند به خوبی بگذرانند. این آگاهی باید باعث شود توقع ما معقولانه باشد. در کنار این آگاهی کمک کنیم تا بتوانند آن مهارتی را که در زمان مورد نظر باید کسب می‌کردند و نتوانستند به درستی و اندازه مورد قبول یاد بگیرند، هر چه سریع‌تر آموزش ببینند. خانواده‌هایی با آگاهی کمتر ممکن است توجهی به این مهارت‌ها نداشته باشند و بگویند کودک ما هم مثل بقیه کودکان وارد مدرسه می‌شود و آنجا اطلاعات اولیه را می‌دهند و یاد می‌گیرد، اما واقعیت این است بچه‌هایی که نتوانند مهارت‌های لازم را قبل از ورود به مدرسه کسب کنند، دچار یکسری مشکلات می‌شوند، ممکن است در ارتباط با همسن و سال‌های خودشان مشکل پیدا کنند، نتوانند ارتباط بگیرند یا دوست پیدا کنند. نتوانند خواسته‌هایشان را بگویند. «نه گفتن» بلد نباشند. ممکن است به دوستانشان باج بدهند برای اینکه آن‌ها را بپذیرند. کودکانی که دست راست و چپ خود را نشناسند، جهت‌یابی‌شان اشتباه باشد، نتوانند مفهوم اعداد را متوجه شوند، حافظه دیداری و توالی دیداری ضعیف داشته باشند، حساسیت شنیداری‌شان ضعیف باشد، در آموزش ابتدایی دچار مشکلاتی مثل قرینه‌نویسی یا اختلال یادگیری می‌شوند. ممکن است کودکان حتی نتوانند با معلم‌ها ارتباط بگیرند تا سؤالاتشان را بپرسند. اعتماد به نفس‌شان پایین بیاید و در بحث یادگیری ضعیف عمل کنند، مورد تذکر والدین و معلم‌ها قرار گیرند، نتوانند خشم خود را کنترل کنند و به عنوان یک پرخاشگر شناخته شوند. 
 
این کودکان چطور می‌توانند سریع‌تر به مرحله رشد متناسب با سن خود برسند؟ 
اینکه چطور کودکان خلأ‌هایی را که در مهارت‌هایشان وجود دارد، جبران کنند باید قبل از ورود به مدرسه، اول ارزیابی‌هایی از آن‌ها داشته باشیم. باید جنبه‌های رشدی گفته شده را بسنجیم، نقاط قوت و ضعف کودکان را تشخیص دهیم. نقاط قوت را تقویت و میزان نقاط ضعف را در بحث مهارت‌ها بررسی کنیم. نیاز است برنامه‌ریزی‌های هدفمند براساس نقاط ضعف کودکان داشته باشیم. کودکان را در کسب مهارت‌هایی که برای آموزش و یادگیری لازم است و در آن‌ها ضعف دارند، یاری کنیم. با تمرین‌های متفاوت و متناوب بتوانیم کودکان را در زمان کمتری به دستیابی به آن مهارت‌ها برسانیم. بعضی از کودکان ممکن است به خاطر نبود یکپارچگی حسی در بعضی از حواس ضعیف باشند. بچه‌ها به دلیل تجربه نکردن خیلی از مهارت‌ها به خاطر محدودیت‌های دوران کرونا باید الان یکسری فعالیت‌ها را تجربه کنند. با توجه به اینکه الان مدارس در تابستان تعطیل است، فرصت خوبی برای ارزیابی و شناخت و در نظر گرفتن پروتکل داریم. والدین می‌توانند به مراکز مشاوره مراجعه کنند و این ارزیابی‌ها را به صورت علمی انجام دهند و در مورد یکسری از فعالیت‌ها از روانشناس‌ها کمک بگیرند که والدین آموزش ببینند و طی روز‌های تعطیلات تابستان بار‌ها و بار‌ها با کودکان تمرین کنند تا آن‌ها را به حد و اندازه مهارت‌های لازم برسانند. 
نکته مهم این است علاوه بر اینکه شناخت و درک والدین را می‌خواهیم، همراهی آن‌ها را هم لازم داریم. اینکه چه رفتاری در قبال بچه‌هایی که مهارت‌های آن‌ها کامل نیست و ضعیف هستند، داشته باشند. به ازای هدف‌گذاری و مسیری که مشخص می‌کنیم، والدین هم باید آموزش ببینند و کودک را همراهی کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار