به او لقب شیخ رسانه را دادهاند. مینویسیم شیخ رسانه و شما بخوانید شیخ خندهرو، بیحاشیه، ساده و دلنشین که کلام او از همیشه بر دل نشسته است به او لقب شیخ رسانه را دادهاند. مینویسیم شیخ رسانه و شما بخوانید شیخ خندهرو، بیحاشیه، ساده و دلنشین که کلام او از همیشه بر دل نشسته است. تمام عمر دهه شصت و هفتادیها و حتی هشتادی پای دروس قرآن استاد قرائتی سپری شد. تخته سبزی بود و گچ و او که خود را نه استاد، بلکه یک معلم ساده میدانست، اما اثرات حرف او از هزاران استاد اندیشه و اخلاق بیشتر بر دل مینشست. زبان او نه زبان کاشانی، اما انگار یک زبان خاص جهانی بود که هر جا سخن میگفت اثرگذار بود. او نه برای یک قشر خاص بلکه صمیمت سخن او و بیان دلنشین او از کلام خدا و اهلبیت (ع) برای همه اقشار بوده است. همه ما در روزهایی از زندگی با یک حرف کوچک حاج آقا تلنگری خوردیم و این بر میگردد به بیان و شیوه خاص سخنوری او. همین سادگی و صمیمت و در عین حال آگاهی و سواد و اشراف را در تفسیر استاد قرائتی از قرآن هم میتوان پیدا کرد. اگر صمیمت و بلاغت و تفسیر ساده و خودمانی از قرآن میخواهید بهترین انتخاب تفسیر حاج آقا قرائتی است. اما کمی از زندگی او بدانیم. پدرش علینقی قرائتی از متدینین بازار کاشان بود. از آنجا که پدربزرگ وی در دوره سلطنت رضاشاه پهلوی، اقدام به برگزاری جلسات قرائت قرآن مینمود، شهرتش و بعدها نامخانوادگیاش قرائتی نام گرفت. استاد قرائتی در جایی به قلم خود از پدرش مینویسد: «مرحوم از بازاریانى بود که حدود ۴۰ سال با شنیدن صداى اذان، مغازه خود را مىبست و به سوى مسجد و نماز اول وقت مىشتافت.»
پدرش تا ۴۰ سالگی فرزندی نداشت و در سفر حج از خدا خواست که به او فرزندی عطا کند که مُبلّغ دین و قرآن باشد. «ادعونی استجب لکم» تعبیر شد و پسری به دنیا آمد که حالا به واسطه همان تبلیغ دین و قرآن، شناختهترین مُبلّغ میان مردم است. محسن قرائتی با راهنمایی پدر خود، در ۱۴ سالگی وارد حوزهعلمیه کاشان شد و در کنار دروس حوزه در درس تفسیر شیخ علی آقا نجفی شرکت میکرد. وی از سال دوم به حوزه علمیه قم رفت و در مدرسه خان و مدرسه آیتالله گلپایگانی به تحصیل مشغول شد. پس از آن به حوزه علمیه نجف رفت و پس از بازگشت به مطالعه و مباحثه تفاسیر مختلف مانند مجمع البیان مشغول شد و اقدام به یادداشت برداشتهای تفسیری خود نمود. قرائتی به مدت ۱۵ سال در تدوین تفسیر نمونه همکاری داشته است. استاد قرائتی در کتابی درباره خود مینویسد: «با اطمینان مىگویم که بیشترین مطالعه من درباره قرآن و تفسیر بوده و، چون قرآن و کلام خدا نور است، تا به حال در راه تبلیغ درمانده نشدهام.»
درست ۴۳ سال پیش بود که به پیشنهاد شهید مطهری و موافقت حضرت امام (ره) برای اجرای برنامه به تلویزیون رفت تا متفاوتترین و ماندگارترین برنامه دینی همه این سالهای جعبه جادویی رقم بخورد. درسهایی از قرآن متفاوت بود. او عادت داشت و تلاش میکرد تا همیشه خنده بر لبها بنشاند و این مرز تمایز او و سایر هملباسانش بود و این در حالی بود که او فقط از قرآن سخن میگفت و در همه جا به آیات آن استناد میکرد. حجتالاسلاموالمسلمین قرائتی مکتبی را پایهریزی کرد که به یاری همان خداوندی که آیهها را فرو فرستاد، تا امروز پابرجاست. ما داریم درباره کسی مینویسم که حتی نسلهای جدید هم او را میشناسند. قرائتی کودکیهای ما، از مشاهیر دیروز و امروز است که شهرت، هرگز مسیرش را تغییر نداد و هرگز هیچ کس هیچ حاشیهای از او یا خانوادهاش نشنید. او به شیوه لبخند مُبلغ دین شد تا جایی که بسیاری از جوانان، تفسیری از قرآن کریم استاد قرائتی را در کتابخانه خود دارند. وی خطاب به همان جوانان میگوید: به جوانان عزیز مىگویم که قرآن، این کتاب بزرگ، جلوه علم الهى است و هر بار که در آن تدبّر شود، نکته تازهاى به ذهن مىرسد. البته چنانکه بدون آشنایى با شنا، پاگذاشتن به دریا خطرناک است، بدون آشنایى با شیوه برداشت از قرآن نیز ورود در این کار خطرناک است. از عموم مردم تقاضا دارم در هر منطقهاى به سراغ علماى با تقوى و قرآن شناس رفته و گرد او جمع و هر جلسه با چند آیه قرآن آشنا شوند. هر روز چند دقیقهاى را سهم قرآن و مطالعه یکى از تفاسیر معتبر قرار دهیم، تا خداى ناکرده مشمول شکایت پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآلهوسلم نشویم که در قیامت مىفرماید: (یا ربّ اِنّ قومى إتّخذوا هذا القُرآن مَهجورا)، پروردگارا! این قوم من قرآن را رها کردند. بلالها و ابوذرها کتک خوردند، علماى بزرگ سختىها کشیدند تا معارف قرآن به دست ما رسید. سلام و صلوات خداوند بر تمام خادمان قرآن و اهلبیت پیامبر (ص).