سپیده نوروزی در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: قرن گذشته مسئله جوامع ثروتاندوزی بود و به خاطر همین مسئله کشورها بر اساس نرخ تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص ملیشان سنجیده میشدند، اما پژوهشهای جدید نشان میدهد اتفاقاً باید بهجای تولید ثروت، تقویت شادکامی را مرکز تصمیمگیری و اقدامات قرار دهیم که حکمرانی موفقتری داشته باشیم، اما آنچه در مورد شادکام شدن حائز اهمیت است، مواردی است که در پژوهشهای بینالمللی به دست آمده که بهعنوان یک مرجع خوب در کتاب «سیاست شادکامی» اثر «درک باک» که بهصورت پژوهشی از چندین کشور در جهان جمعآوری شده و میتواند مرجع تحلیل باشد، قابل بررسی است. در تمام جهان آنان که ازدواج میکنند، شادکامتر از کسانی هستند که ازدواج نکردهاند! آنان که فرزند آوردهاند، شادکامتر از آنهایی هستند که فرزند ندارند! آنانی که چندین فرزند دارند، شادکامتر از تکفرزندیها هستند! آنان که در فعالیتهای گروهی اجتماعی مشارکت دارند و فعالیتهای خیرخواهانه انجام میدهند شادکامتر از دیگرانند که اینگونه رفتار نمیکنند! آنان که ایمان مذهبی دارند و به قواعد دینداری پایبندند، شادکامتر از کسانی هستند که لاقیدی دارند! انسانهایی که روی گشاده دارند و خلقوخویی مردم مدارتر دارند، شادکامتر از دیگرانند! هر کس از کاری که میکند رضایت دارد، به نسبت دیگری شادکامتر است! و هر کس این ویژگیها را دارد و بهواسطه آن حس سلامتی از خود دارد، شادکامتر از دیگران است! و درنهایت داشتن نظام حکومتی مردمسالار که به آزادیها و حقوق شهروندی (اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) پایبند باشد و قوانین کارآمد و مشکلگشا داشته باشد. هرچند هرکدام از موارد فوق به معنای پذیرش مسئولیت دیگری نیز است که این پذیرش خود باری است سنگین که انسان باید با خود جلو ببرد، اما فایده آن رضایت از زیستن خود و شادکامی نسبت به جهانی است که در آن قرار داریم، شادکامیای که لزوماً همراه با ثروتاندوزی نیست، اما آنقدر لذتبخش است که انرژیدهنده و پیش برنده برای دستیابی به نقاط بالاتر باشد!