کد خبر: 1164427
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۴:۲۰

کانال تلگرامی «سخنرانی‌ها» داستانی منسوب به ایلان ماسک را توضیح داد. در این روایت آمده: چند سال پیش کنفرانسی در ایالات متحده در مورد سرمایه‌گذاری و امور مالی برگزار شد. یکی از سخنرانان، ایلان ماسک بود که در جلسه پرسش و پاسخ، سؤالی از او پرسیده شد که همه را به خنده انداخت: «آیا شما به‌عنوان ثروتمندترین مرد جهان، اجازه می‌دهید دخترتان با یک مرد فقیر یا متواضع ازدواج کند؟» پاسخ او تعبیر جدیدی از ثروت در جهان ایجاد کرد! ایلان ماسک گفت:
اول از همه، این را درک کنید که ثروت به معنای داشتن حساب بانکی چاق نیست. ثروت در درجه اول، توانایی خلق ثروت است. کسی که در لاتاری یا قمار برنده می‌شود، حتی اگر ۱۰۰ میلیون برنده شود، ثروتمند نیست. بلکه او یک مرد فقیر با پول زیاد است. به همین دلیل است که ۹۰ درصد میلیونر‌های لاتاری، بعد از پنج سال دوباره فقیر می‌شوند. شما افراد ثروتمندی هم دارید که پول ندارند. مثل اکثر کارآفرینان! آن‌ها در حال حاضر در مسیر ثروت هستند، حتی اگر پولی نداشته باشند، زیرا در حال توسعه هوش مالی خود هستند و آن ثروت است.
فقیر و غنی چه تفاوتی با هم دارند؟ به بیان ساده: ثروتمند ممکن است بمیرد تا ثروتمند شود، در حالی که فقیر ممکن است بکشد تا ثروتمند شود. اگر جوانی را دیدید که تصمیم دارد تمرین کند، چیز‌های جدید بیاموزد و دائماً خود را بهبود ببخشد، بدانید که او ثروتمند است ولی اگر جوانی را دیدید که فکر می‌کند مشکل از دولت است، ثروتمندان همه دزدند و مدام انتقاد می‌کند، بدانید که او یک فقیر است. ثروتمندان متقاعد شده‌اند که فقط به اطلاعات و آموزش نیاز دارند تا پرواز کنند. ولی فقرا فکر می‌کنند که دیگران باید به آن‌ها پول بدهند تا بلند شوند.
در خاتمه، وقتی می‌گویم دخترم با مرد فقیر ازدواج نمی‌کند، من در مورد پول صحبت نمی‌کنم، در مورد توانایی ایجاد ثروت صحبت می‌کنم. ببخشید که این را می‌گویم، اما بیشتر جنایتکاران مردم فقیر هستند! وقتی حریصانه فقط به دنبال پول می‌دوند، عقل‌شان را از دست می‌دهند، به همین دلیل دزدی می‌کنند، دزدی می‌کنند و... برای آن‌ها این یک افتخار است، زیرا نمی‌دانند چگونه می‌توانند به تنهایی درآمد کسب کنند.
یک روز نگهبان یک بانک، کیسه‌ای پر از پول پیدا کرد، کیف را برداشت و آن را به مدیر بانک داد. دیگران وقتی شنیدند، این مرد را احمق خطاب کردند، اما در واقع این مرد فقط یک مرد ثروتمند بود که پول نداشت! یک سال بعد، بانک به او پیشنهاد شغلی با عنوان پذیرش مشتریان داد، سه سال بعد او به خاطر کسب امتیازات عالی، مدیر بخش مشتریان شد و ۱۰ سال بعد مدیریت منطقه‌ای این بانک را برعهده گرفت. او اکنون صد‌ها کارمند را مدیریت می‌کند و پاداش سالانه او، بیش از مبلغی است که می‌توانست دزدیده باشد. ثروت، اول از همه یک حالت ذهنی است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار