کانال تلگرامی «سخنرانیها» بخشی از کتاب «مردان اندیشه» را که شامل گفتوگوی «برایان مگی» با «ایزایا برلین» است به اشتراک گذاشت. هر چند آنچه آمده جامع نظرات فیلسوفان در این خصوص نیست و همه گرایشها و نهلههای فلسفه را دربرنمیگیرد، اما خواندن آن از جهت آشنایی با یکی از رویکردهای فلسفی قابل توجه است. در این بخش از کتاب مذکور که به همت «عزت الله فولادوند» به فارسی برگردانده شده است، میخوانیم:
فایده فلسفه
فواید فلسفه صرف نظر از دانایی، تقویت ذهن است. فیلسوفان کسانی هستند که با پرسش گرفتن روندهای عادی، چشم اندازهای جدیدی بر سبک زندگی و سبک اندیشیدن میگشایند و همین پرسشها و تردیدهاست که موجب ترقی و پیشرفت انسان میشود. فلسفه بیش از هر چیز روی شیوه و سبک صحیح زندگی درنگ میکند که به مفاهیمی، چون اخلاق و عدالت مربوط میشود.
روش فلسفی
روش فیلسوف این است که مسائل را از چشم اندازی دورتر و وسیعتر و تاریخیتر و به نحوی دقیقتر میبیند. همان مسائلی که مردم عادی، بدیهی میانگارند و در مورد آن سؤال نمیکنند. همان سؤالاتی که برای کودکان مطرح میشود. دو گونه برخورد با این سؤالات کودکانه میشود. اکثر مردم به دلیل نومیدی از پاسخ یا سرزنش و سرکوب دیگران، دست از این سؤالها بر میدارند و به پاسخهای کلیشهای دل خوش میکنند. آن کس که کماکان کودک میماند، نهایتاً فیلسوف میشود. او با دقت و تیزبینی، مسئله را از منظری وسیعتر و عمیقتر زیر و رو میکند. فرق فیلسوف با یک انسان معمولی همین است که فیلسوف فراتر از زمان و مکان خود میرود و ارزشها را به پرسش میگیرد و انسان معمولی محصور در زمان و مکان خود است و پا در جای پای دیگران میگذارد. افلاطون از قول سقراط میگوید زندگی بررسی نشده، ارزش زیستن ندارد.
موضوعات فلسفی
موضوعات فلسفی عمدتاً شامل مسائلی میشوند که در حوزه مسائل تجربی و منطقی نیستند. مسائل تجربی با رجوع به امر واقع حل میشوند و مسائل منطقی با یافتن رابطه بین اجزا و مؤلفههای آن مسئله از طریق تفکر منطقی. اما مسائل فلسفی به حوزه سومی از مسائل تعلق دارند که نه پاسخ تجربی و علمی دارند و نه پاسخ منطقی و ریاضی. مثلاً چیستی خوبی یا زیبایی یا عدالت و حق یا ماهیت واقعیت یا ماهیت معرفت که نه پاسخ تجربی دارد و نه پاسخ منطقی. زمانی نجوم جزء مسائل فلسفی بود، چراکه امکان رصد تجربی مدار سیارات نبود. فیلسوف بر مبنای تصورات خود متافیزیکی خلق میکرد و دایره را کاملترین شکل تلقی میکرد. در حالی که علم تجربی نشان داد این مسیر بیضوی است. بدین ترتیب نجوم با از دست دادن پیش فرضهای متافیزیکیاش به یک علم تبدیل شد.
وظایف فلسفه
علوم یک به یک بارشان را از دوش فلسفه برداشتند و به چند حوزه معین نظیر تحلیل زبان و روشنگری راجع به ارزشهایی مانند خوبی و عدالت و جبر و اختیار محدود ماندند. مثلاً در فلسفه علم به ما میگویند که مدلسازی همانقدر که به پیشرفت علوم کمک کرده، به سادهسازی و تحریف نیز منجر شده. اساس مدلسازی بر تمثیل و تشبیه است و در این تشبیهات بعضی ویژگیها برجسته و برخی کمرنگ میشوند. زمانی تلقی مکانیکی از انسان و جامعه داشتند، زمانی تلقی بیولوژیک. یکی از وظایف فلسفه، نشان دادن کم و کاستیهای مدلهای تحقیقاتی است.