کانال تلگرامی «آیتاللهالعظمی جوادی آملی» به مناسبت ۲۵اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، بخشی از بیانات معظم له را به استناد سخنرانی ایشان در اختتامیه همایش بینالمللی آموزههای دین و مسئله نفس و بدن مورخ ۱۹/۱۲/۱۳۸۹ به اشتراک گذاشت. آیتالله جوادی (حفظه الله) فرمودهاند:
مرحوم حکیم فردوسی فردوس جایگاه، از حکمای بزرگ شیعه است. آن روزی که نام علی و اولاد علی را بردن با مرگ همراه بود، این حکیم شیعی ناب گفت: «درست این سخن قول پیغمبر است / که من شهر علمم علیم در است.» (۱)
فردوسی برای قصه رستم و اسفندیار نمانده است! تعبیری شیخنا الاستاد مرحوم حکیم الهی قمشهای داشت که رستم و اسفندیار خودشان مردند، نامی از آنها نیست؛ اگر فردوسی برای رستم و اسفندیار میماند، او هم میرفت! او برای این مانده است که «میازار موری که دانه کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است.» (۲) و برای ولایت: «درست این سخن قول پیغمبر است/ که من شهر علمم علیم در است.» آن روز نام مبارک حضرت امیر را بعضیها ته نعل اسبهایشان میزدند، مگر آسان بود کسی نام مبارک حضرت را ببرد؟! این فردوسی فردوس جایگاه بود که این را گفته است!
حکیم صدرالمتالهین نام دو شاعر را با عظمت در همه نوشتههایشان میبرد، یکی مرحوم فردوسی است. (۳) میگوید: این شعر که خدا تمام هویت و هستی و تمام هستی مال اوست، از فردوسی بر میآید! «جهان را بلندی و پستی تویی/ ندانم چهای هر چه هستی تویی» (۴)، یعنی هر چه هستی هست، تویی!
غرض این است که حکیم فردوسی حرفی زده که غزالی میگوید: محصول عمر چهل ساله من به شعر حکیم فردوسی نمیارزد و آن این است که وقتی انسان سفر میکند، مهمان خوان خودش است. «اگر بار خار است خود کشتهای/ و اگر پرنیانست خود رشتهای.» (۵)
تعبیر قرآن کریم را شما در این شعر خوب میبینید. انسان یا بعد از مرگ با پرنیان مأنوس است، یا با خار و تیغ! «ضریع» همان خارهای پرتیغ بیابانی است که شترها میخورند. قرآن کریم فرمود: این تبهکاران بد زبان هیچ غذایی ندارند، «لیس لهم طعام الا من ضریع.» (۶)، اما آنهایی که با عواطف و عقل زندگی کردند، به جامعه خدمت کردند، روی فرشهایی تکیه میزنند که «بطائنها من استبرق.» (۷) شما روی فرشی پا میگذارید و مینشینید که آسترش پرنیان است، اما ابرهاش چیست، نمیفهمید!
پینوشت:
۱) شاهنامه/ بخش ۷/ گفتار اندر ستایش پیغمبر (ص)
۲) ر. ک شاهنامه (نسخه فلورانس) - بیشتر: بوستان سعدی/ باب دوم در احسان/ بخش ۱۴،
۳) ر. ک الاسفار الاربعه/ اواخر بحث (علت و معلول) /ذیل عنوان (تنبیه تقدیسی)
۴) منسوب به فردوسی
۵) شاهنامه/ بخش ۲۰،
۶) سوره غاشیه/ آیه ۶،
۷) سوره الرحمان/ آیه ۵۴