آدمهای بزرگ وقتی به جایی میروند یک چیزی را با همان امکانات محدودشان پایهگذاری و تأسیس میکنند، آنها معمولاً به نفع خود کاری نمیکنند و در این میان، زندهیاد زرویینصرآباد حیثیتی به لحاظ معنایی، زبانی و بلاغی برای طنز ایجاد کرد که باعث شد طنز جدی گرفته شود. اسماعیل امینی، شاعر، طنزپرداز، منتقد و مدرس دانشگاه با بیان این مطلب در نشست «دگرخند» که به یاد طنزپرداز فقید مرحوم ابوالفضل زرویینصرآباد در حوزه هنری برگزار شد، بزرگی افرادی، چون زندهیاد زرویینصرآباد را در این نکته معنا کرد که وقتی در کاری موفق میشوند دیگر سهگانه و چهارگانه و پنجگانه نمیسازند و آن را ادامه نمیدهند بلکه با همه توفیقات سراغ کار دیگری میروند، آنها یک راه را باز میکنند و به عنوان اولین نفر سراغ راه دیگر میروند.
امینی با اشاره به شرایط سخت زرویی در سالهایی که ساکن خانه پدری در احمدآباد مستوفی بود و هیچکس سراغش را نمیگرفت، به حاضران در تماشاخانه مهر یادآور شد که قدردانی از انسانها مهمتر از قدر و ارزش صندلیهاست. آدمهای بزرگ وقتی به جایی میروند یک چیزی را با همان امکانات محدودشان پایهگذاری و تأسیس میکنند، آنها معمولاً به نفع خود کاری نمیکنند و در این میان، زندهیاد زرویینصرآباد حیثیتی به لحاظ معنایی، زبانی و بلاغی برای طنز ایجاد کرد که باعث شد طنز جدی گرفته شود.
بخش دیگری از نشست «دگرخند» به سخنان سیدعلی میرفتاح، نویسنده و سردبیر مجله کرگدن اختصاص داشت. وی خوشذوقی ابوالفضل زرویینصرآباد در وادی طنز و ادبیات را عامل اعجاب طنزپردازان، شاعران و مخاطبانش دانست و با اشاره به سرعت و سلیس و روان بودن بیان زرویی صحبتهایش را اینگونه ادامه داد که «به همان سرعت که یک آدم نامه مینویسد، رباعی مینوشت. تعابیر سخت و نقیضهگویی که خیلی کار دشواری است را بسیار راحت مینوشت. در محاوره بعید میدانم کسی با این سلاست، محتوا و زیبایی شعر بگوید. وقتی مجله مهر را منتشر میکردیم او نوشتههایش را که اغلب پاکنویس و چرکنویسهایش بودند برایم میفرستاد که نشان میداد شعرهایش داغ داغ است. شعرهایش مثل آب روان، شیرین و ملیح بود.»
سردبیر مجله کرگدن در بخش دیگری از خاطراتش بهترین لحظات عمرش را لحظه کتابخواندن با ابوالفضل زرویی خوش ذوق دانست و به دو ویژگی زرویی اشاره کرد که در ابوالفضل زرویی شدن وی مؤثر بود. یکی از آن ویژگیها ناشی از جبر موقعیت بود، چراکه فقر و نداریاش به او بینش و دردمندی خاص داده بود. او مردم را خوب میشناخت و همین ویژگی را در آثارش نیز میتوان دید.
میرفتاح «مشدی حسن» شعر زندهیاد زرویی را که در سال ۱۳۸۸ هم در محضر مقام معظم رهبری خوانده بود، نمونهای از شخصیتهای انضمامی و واقعی این شاعر طنزپرداز دانست که برای همه مخاطبان آشناست و گویی همه افراد چنین شخصیتی را در همسایگی یا محیط پیرامونشان دیدهاند و میشناسند.
میرفتاح با اشاره به اینکه به واسطه شناختی که زرویی از درد مردم داشت، شوخیهای این شاعر هم دارای وزانتی خاص است، به ضرورت شناخت و آشنایی اهالی ادبیات با دین و مذهب (مباحث فقهی و قرآن) اشاره کرد و لازمه کار ادبی را آگاهی از بحثهای کلامی دانست.
نویسنده و سردبیر مجله کرگدن، ابوالفضل زرویینصرآباد را به عنوان شخصیتی که تاریخ اسلام را خوب میدانست، مردم ایران را به خوبی میشناخت و به ادبیات کلاسیک تسلط داشت، یک نمونه عالی معرفی کرد و در سخنانش توانایی وی را به مثابه معماری دانست که متریال و مقاومت هر یک از مصالح را میداند.
به او تهمت زدند و اذیتش کردند
آخرین سخنران این مراسم عباس حسیننژاد، مدیر دفتر طنز حوزه هنری بود. حسیننژاد صحبتهایش را با ابراز دلتنگی هر روزه برای زندهیاد زوریی نصرآباد آغاز کرد.
وی ابوالفضل زرویی را طنزپردازی معرفی کرد که «خیلی جفا دید؛ از آدمهایی که الان برایش بهبه میکنند، ولی در زمان حیات وی به او خیلی ظلم کردند. گریز وی به احمدآباد مستوفی حاصل ناجوانمردیها در حق او بود، چه آنها که سبب شدند زندگی ابوالفضل زرویی دوپاره شود و چه کسانی که به او تهمت میزدند و چه کسانی که در حوزه هنری اذیتش کردند. ما به او خیلی بدهکاریم. ما انسان خوب و عجیبی را از دست دادیم.»