داستان این فیلم در حال و هوای سالهای ۱۳۳۲-۱۳۳۱ میگذرد و به نخستوزیری محمد مصدق میپردازد.
«خائنکشی» که در چهلمین جشنواره فیلم فجر حاضر بود، توانست سیمرغ بهترین طراحی لباس را به دست آورد. آخرین ساخته کیمیایی در همان حال و هوای اغلب آثار این فیلمساز سیر میکند.
در خائنکشی، گروهی از جوانان که سری پرشور دارند، میخواهند با سرقت از بانک ملی، پولهای به دست آمده را برای کمک به دولت مصدق هزینه کنند و با خرید اوراق قرضه که از سوی دولت منتشر شده بود، به سهم خود کمکی در بقای مصدق و مبارزات او کرده باشند.
تصویری که کیمیایی در فیلمش از مصدق به نمایش گذاشته است، تصویری است که با روایات تاریخی از نحوه مدیریت نخستوزیر وقت ایران تشابه زیادی دارد؛ پیرمردی که اغلب تصمیماتش را در تخت خواب و زیر پتو میگیرد و آنقدر بیحال و حوصله است که نمیتواند رهبر خوبی برای جوانان پرشوری باشد که روح ملیگرایی آنها در ماجرای ملی شدن صنعت نفت به غلیان درآمده است.
مصدق یکی از شخصیتهای تأثیرگذار تاریخ معاصر است که بعضاً در سینمای پس از انقلاب، به شخصیت وی پرداخته شده است، البته این پرداخت در مقابل حضور نخستوزیر دوران ملی شدن صنعت نفت، در ادبیات کم و ناچیز است که میتوان گفت مصدق در سینما بیشتر از اینکه نقشی داشته باشد، در نمای بسته دیوارها و قاب عکس اتاق کاراکترهای روشنفکر در سینما دیده شده است، مانند تصویری که رضا درمیشیان در فیلم «عصبانی نیستم» از ارادت خود به مصدق نشان داد.
در فیلم «غلامرضا تختی»، اما فیلمساز عضویت تختی در جبهه ملی و مکاتبات وی با مصدق را دستمایه چند پلان کوتاه از حضور فرهاد آئیش در نقش مصدق شکست خورده کرده است.
آئیش یکی از «مصدق»ترین چهرهها در میان هنرمندان است که در سینما و تئاتر سابقه ایفای نقش این سیاستمدار را داشته است.
آئیش در حوزه نمایش یکی از مشهورترین بازیهایش در نقش مصدق را در تئاتر «راپورتهای شبانه دکتر مصدق» به نویسندگی و کارگردانی اصغر خلیلی داشته است.
در خائنکشی نیز کیمیایی سراغ آئیش رفته است تا با گریمی شبیه همان چیزی که در فیلم «تختی» از مصدق دیده شده بود، این بار تصویر یک مصدق هپروتی را در دوران نخست وزیری به تصویر بکشد.
کیمیایی در مصاحبهای که سال ۹۵ داشته است، از علاقه شدید پدرش به مصدق و خاطرات دوران کودکیاش از نهضت ملی شدن صنعت نفت گفته است.
این کارگردان در رمان «جسدهای شیشهای» هم به دوران مصدق نقب زده است و فضای داستان آن کتاب هم در همان دوران میگذرد.
برخی از نقدهای منتشر شده بر فیلم سینمایی «خائنکشی»، فیلم را به نوعی انتقام کیمیایی از مصدق میدانند و تعمد فیلمساز را در نشان دادن ضعف مصدق به خصوص در نمای کشیده شدن مصدق در راهروی دادگاه را تمسخر نوع مدیریت نخستوزیر سالهای دور ایران قلمداد میکنند.
گویی کیمیایی که دوران کودکیاش در نهضت ملی شدن صنعت نفت گذشته از سرنوشت آن نهضت سرخورده شده است و مقصر آن را شخص مصدق میداند.