کد خبر: 1140781
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۴۰۱ - ۱۴:۵۷
گفت و گوی اختصاصی جوان آنلاین با سردار صفرعلی براتلو در خصوص عملیات خیبر
دشمن به خاطر رشادت رزمندگان از سلاح شیمیایی استفاده کرد عملیات خیبر از جمله عملیات های پیروزمندانه در هشت سال دفاع مقدس بود که سوم اسفند سال 1362 با رمز «یا رسول الله» انجام شد.
محبوبه قربانی

اختصاصی جوان آنلاین - امروز سوم اسفندماه سالروز شروع عملیات خیبر است. ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده، سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ در جزاير مجنون‌ و هورالهویزه و ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در پاسگاه‌ زيد بودند. این عملیات یکی از پیروزمندانه ترین عملیاتهای دوران هشت سال دفاع مقدس به شمار می رود که طی بیست روز ۱۵۰۰۰ نفر از نیروهای بعثی کشته و زخمی شدند و ۱۱۴۰ نفر اسیر شدند. یکی از رزمندگان حاضر در این عملیات، سردار صفرعلی براتلو متولد 1338 است که در سال 59 به عنوان بسیجی همراه با تیپ 10 سید الشهداء به جبهه رفت و در 8 سال دوران دفاع مقدس با حضور در عملیاتهای مختلف در حماسه آفرینی رزمندگان اسلام به خصوص رزمندگان لشگر ۱۰ سیدالشهدا نقش آفرینی کرد. متن زیر حاصل گفت و گو با سردار براتلو است که می خوانید.

چطور وارد جبهه شدید و از فعالیت تان در  دفاع مقدس بگویید.

بعد از پیروزی انقلاب وارد تشکیلات کمیته شدم. با تشکیل بسیج سپس وارد تشکیلات سپاه شدم. در بحث محاصره آبادان، به صورت بسیجی به آبادان اعزام شدم و در آنجا با شهید جهان‌آرا آشنا شدم. در بحث کوت شیخ که بخشی از خرمشهر بود و اروند، اینها را از هم جدا کرده و در اختیار ما بود، به فرماندهی شهید جهان‌آرا مستقر شدیم. بعد از آن برگشتم و برای سازماندهی بسیج در آنجا فعالیت داشتم. نهایتاً دوباره به جبهه و لشکر 10 سیدالشهداـ که آن موقع تیپ 10 سیدالشهدا بود رفتم. در آنجا ابتدا نیروی رزمنده معمولی بودم، بعد جانشین گردان و سپس مدیر داخلی لشکر شدم. به نوعی به ستاد لشکر یا همان تیپ 10 سیدالشهدا کمک می‌کردم. در عملیات خیبر، در تیپ 10 سیدالشهدا در خدمت شهید رستگار و دیگر دوستان در جزیره مجنون بودم.

از ویژگی های عملیات خیبر  بگویید.

این عملیات، از اولین عملیات های پیچیده آبی – خاکی بود و پیچیده ترین کارهای اطلاعاتی در خیبر صورت گرفت طوری که وقتی فرماندهان جلو می رفتند آنها به عقب برنمی گشتند تا عملیات لو نرود. پشتیبانی ها از طریق قایق ها و هلیکوپترها انجام می شد آن هم با شلیک دقیقه ای هواپیماهای عراقی که مثل مور و ملخ بالای سر قایق ها می چرخیدند. در این شرایط ژنرال عبدالرشید از سرشناس ترین فرماندهان ارتش بعثی عراق هم دستور گرفت تا جزایر را پس بگیرد. همین باعث شد دشمن حملات بیشتری را به سمت نیروهای رزمنده به راه بیندازد.

دشمن به خاطر رشادت رزمندگان از سلاح شیمیایی استفاده کرد

این عملیات چرا از منطقه هورالهویزه آغاز شد؟

دشمن فکر می کرد حمله از طرف جاده های خاکی صورت بگیرد به همین خاطر خودش را در آن جاده ها بسیار مجهز کرده بود طوری که عبور غیرقابل تصور بود. دشمن انتظار حمله از منطقه هورالهویزه را نداشت به همین جهت این عملیات یک عملیات غافلگیرانه بود.

این عملیات آبی - خاکی بود. آیا رزمندگان قبل از انجام عملیات آموزش هم دیده بودند؟

واقعا امکان و زمان کافی برای آموزش همه نیروها وجود نداشت. بیشتر توان آموزش روی بچه های خط شکن گذاشته شده بود. یادم می آید شبی که با قایق داخل نیزارها رفته بودیم، دشمن یکی از قایق ها را زد و یکی از رزمندگان داخل آب شیرجه زد. برای نجاتش نزدیکش رفتیم و گفتیم شنا کن. گفت بلد نیستم فقط از ترس موشک داخل آب پریده ام!

درباره نصب پل 13 کیلومتری بر آب های هور که از موفقیت های نظامی هشت سال دفاع مقدس است توضیح دهید؟

نصب این پل یکی از ابتکارات مهندسی رزمی رزمندگان بود که توسط مهندسان توانمند کشورمان در شرایط سخت و در حالیکه هواپیمای دشمن روی سر رزمندگان مانور داده و بمباران می کردند به نحو احسن ساخته شد. پل بسیار مهندسی ساز و محکم که بسیاری از مأموریت ها با رد شدن از روی آن به انجام رسید.

دشمن به خاطر رشادت رزمندگان از سلاح شیمیایی استفاده کرد

این عملیات اولین عملیاتی بود که از سلاح های شیمایی استفاده می شد؟

بله. هرچند فشار دشمن بر رزمندگان زیاد بود اما رشادت و مبارزه بچه های رزمنده به حدی رسید که دشمن مجبور به استفاده از سلاح شیمیایی شد. نه تنها رزمندگان حتی پزشکان هم آشنایی زیادی با مجروحان ناشی از اثر این سلاح نداشتند. من خودم چند نفر از مجروحان را به مرکز درمانی رساندم. بعدها فهمیدیم تعداد زیادی از رزمندگانی که بر اثر حمله شیمیایی دشمن بعثی مجروح شده بودند به شهادت رسیدند.

آیا این درست است که یکی از رزمندگان با تیربار دوشکا موفق به سرنگونی هواپیمای جنگنده دشمن شد؟

نیروهایی از جمله، شهید سلمان ترقی، شهید شاه حسینی، شهید اسکندرلو، شهید حیدری، که هر کدام برای خودشان یک فرمانده بودند در این عملیات قرار داشتند. سردار سوهانی هم از جمله این افراد بود . در حالیکه هر لحظه دشمن قایق ها را می زد و فاصله هواپیماهایشان را به نیروهای رزمنده نزدیک می کرد، سردار سوهانی در یک اقدام بی نظیر و با شجاعتی مثال زدنی موفق شد با تیربار دوشکا هواپیمای عراقی را سرنگون کند.

گویا در نبرد خیبر و در محور طلائیه سرلشکر شهید حسین خرازی جملات به یادماندنی را در بین نیروهایشان مطرح کردند. خاطرتان هست چه مطالبی را به نیروهای لشکر ۱۴ امام حسین (ع) بیان کردند؟

یکی از اهداف این عملیات فتح جاده العماره - بصره بود. اما دشمن در مرکز استان العماره آماده باش اعلام کرد و با انتقال نیروهای ارتش دشمن و فشار زیاد از طرف آنها، نیروهای قرارگاه نصر و حدید مجبور به عقب نشینی شدند و تصمیم بر این شد تا محور طلائیه باز شود. یه جورایی می توان گفت که جنگ قفل شده بود و محور طلائیه به اندازه کل عملیات اهمیت پیدا کرد. در آن شب شهید حسین خرازی فرمانده لشکر امام حسین(ع) نیروهایش را جمع کرد و گفت: «امشب شب عاشوراست. من دستانم را روی چشمانم می گذارم تا هر کس نمی تواند برود.» او چشمانش را بست اما یک نفر هم از میان نیروهایش خارج نشد. این روحیه در هیچ نبردی در دنیا سابقه ندارد. اینکه بدون هیچ تجهیزات عالی جنگی به دل دشمن بزنی.

ماجرای فرمان امام خمینی(ره) برای تثبیت جزایر مجنون چه بود؟

حملات به رزمنده ها خیلی شدید شده بود. به طول مثال شهید شاه حسینی در هفته ده ساعت بیشتر نمی خوابید. فشار حملات به جایی رسید که تقریبا همه فرماندهان تصمیم گرفتند جزیره را رها کنند و عقب نشینی کنند. در همان شرایط پیام امام(ره) رسید که فرمودند: «جزایر هر طور شده باید نگه داشته شود.» با این پیام ورق برگشت. تبعیت پذیری فرماندهان و رزمندگان از امام هم آنقدر بالا بود که جان خودشان را نادیده گرفتند و به حملات ادامه دادند. همین باعث شد جزیره مجنون را بگیریم و پیروز شویم. این فرمان امام در ذهن من ماند که چرا در آن شرایط ایشان چنین دستوری را ادند تا رسیدیم به عملیات فاو. دنبال فرصتی بودم تا از امام و نزدیکانش سئوال کنم، اما در عملیات فاو بود که متوجه شدم اگر جزیره را از دست می دادیم کسی جرأت نمی کرد آن عملیات را طراحی کند.

در پایان اگر نکته ای از عملیات را به خاطر دارید بیان کنید؟

 روحیه ولایت پذیری رزمندگان همواره برای من قابل تقدیر بود. وقتی امام خمینی(ره) فرمانی می دادند هیچ کس تردیدی نمی کرد و با همه سختی که داشت آن فرمان اجرا می شد. موج اقتدار ولایت فقیه به کرات دیده می شد. آن هم در زمان هایی که رزمندگان یکی یکی پرپر می شدند و هیچ جان پناهی نبود. مثلا در عملیات خیبر وقتی این فرمان صادر شد به سختی می شد از جاده های نی زار جزایر خیبر عبور کرد. جاده خاکی هم از طرف دشمن کاملا مجهز شده بود ولی رزمندگان بدون توجه به این شرایط سخت پیش رفتند تا اینکه نیتجه کار در عملیات فاو خودش را نشان داد. وقتی فاو فتح شد انعکاس عظمت این پیروزی در دنیا دیدنی بود و موجب بالارفتن اعتبار نیروهای نظامی کشورمان شد. از دیگر خاطراتی که به یاد دارم به یکی از فرماندهان در همین عملیات برمی گردد. او که به خیل دوستان شهیدش پیوسته است با آقای محسن رضایی در بعضی از نظرات اختلاف داشت. اما وقتی نامه ای از آقای محسن رضایی دریافت کرد آنرا بوسید و روی چشمش گذاشت. دیگران از این رفتار خیلی تعجب کردند. همان موقع بود که گفت این نامه از طرف فرمانده است. بدون فرمانده نمی توانیم وارد خط شویم.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار