ژانر ورزشی در سینمای ایران همیشه مهجور بوده است و این میتواند یک ضعف برای سینمای ما باشد، چرا که آثار ورزشی همیشه مخاطب خاص خودش را دارد و هیجانی که با این ژانر پیوند خورده میتواند جذابیت خاصی داشته باشد. فیلم هوک یک اثر ورزشی است؛ اثری که از تهران دور شده و قصهاش در سیستان و بلوچستان روایت میشود و این مهمترین نکته برای فیلم محسوب میشود، چرا که اگر این فیلم در تهران ساخته میشد با یک سانتیمانتالیسم مواجه بودیم، اما هوک به کارگردانی حسین ریگی یک فیلم بیادعا است که فقط قصد دارد قصهگو باشد و این برای یک فیلم در سینمای ایران چیز کمی نیست. قصهگو بودنش هم در مسیر درستی جلو میرود و چرخه درام با ریتم مناسبی شکل میگیرد، اما نکته حائز اهمیت این است که فیلم هوک به موازات ژانر اثری اخلاقگرا است.
مقدمه فیلم به درستی شکل گرفته و ارتباط دو برادر کاملاً درک میشود، یک موضوع جوانمردی که در ورزش کشور ما اولویت دارد در این فیلم کاملاً مشهود است و کارگردان توانسته از ژانرش استفاده رو به جلو کند. میرخان دچار حادثه میشود، برادر کوچک او که دوست دارد راه او را ادامه بدهد و در بوکس مقام بیاورد دچار چالشهایی میشود. ریگی با چیدمانی درست و دقیق جهان فیلم را احساسی هم میکند، یعنی برخلاف اینکه بوکس ورزش سخت و خشنی است، اما فضای فیلم احساسی میشود و آنچه مخاطب را جذب خودش میکند روایت اخلاقگرایانه اثر است، اینکه میرخان دیگر فلج شده است و نمیتواند برادر کوچکتر را همراهی کند که انگار یک قدرتی در شیران برای ادامه دادن راه برادر ایجاد میشود و میخواهد مثل او باشد، اینکه این فیلم در شهرستان ساخته شده است از نکات مهم فیلم محسوب میشود.
اساساً بومی بودن باعث جذابیت فیلم شده و انگار با فیلمی مثل دونده امیر نادری مواجهیم. به همان میزان صمیمیت و پاکی که در دل قهرمان اثر است پرداخت خوبی دارد. ریگی سعی داشته از شیران یک قهرمان بسازد و جواب هم داده است. وقتی سن شیران بیشتر میشود و در بوکس به مراحل پیشرفته میرسد دچار چالشی میشود که اساساً کمی کلیشهای به نظر میرسد یعنی گول خوردن شیران که سعی داشته میرخان را به طرف خود بکشد و با او دلالی کند، ولی او زیر بار نمیرود و حالا شیران را وارد بحرانی میکند که پایانش با مرگ خودخواسته میرخان گره میخورد، یعنی میرخان نمیتواند تحمل کند که برادر کوچکش وارد بازیهای کثیف دلالی ورزشی شود.
از مرگ میرخان به بعد شیران قید ورزش را میزند که این مقطع هم میتواند کلیشه و تکرار مکررات در چنین ژانری باشد، اما تلاش کاکو حمزه سبب میشود شیران دوباره به ورزش برگردد و سکانس آخر میتواند از او یک قهرمان بسازد، آنهم درست در جایی که میتواند برای تیم ملی انتخاب شود. اینگونه از فیلمها برای سینمای ایران لازم است با اینکه تصور میشود اثری مانند هوک در اکران عمومی نتواند مخاطب زیادی را به خودش اختصاص بدهد، اما این فیلم میتواند برای رده سنی نوجوانان اثری مهم به حساب بیاید؛ اثری که درس جوانمردی میدهد و در این راه نه غلو میکند و نه میخواهد قهرمان پوشالی بسازد.
به هر حال هوک در اجرا در حد و اندازه خودش اثری روراست و صادق است و نمیخواهد به هر قیمتی مخاطب به دست بیاورد. بازیها به اندازه و کافی است و باعث یکدستی شده است. این اثر اگرچه تجاری نیست و نمیتواند گیشه مناسبی را به دست بیاورد، اما قطعاً میتواند برای قشری خاص تأثیرگذار باشد.