کد خبر: 1134723
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۹
نظر علی محمد مؤدب درباره بحران درک عشق در جامعه و وظیفه شاعران

شاعر امروز از جهت سواد و مبانی فکری و فرهنگی مشکلاتی دارد که نمی‌تواند با حکمت به زمانه نگاه کند.
علی‌محمد مؤدب، شاعر نام‌آشنا و مدیر مؤسسه شهرستان ادب با بیان اینکه آموزش مدرن ایران با بر هم زدن ارتباط انسان ایرانی با متون اصلی فرهنگی‌اش دست شاعران را خالی کرده‌است، گفت: بعد از برچیده شدن نظام مکتبخانه‌ای و نیز تضعیف نظام آموزش عالی سنتی، ما از تربیت انسان‌هایی در تراز بالا برای فرهنگ خودمان عاجز شده‌ایم و این مهم به حادثه و بخت واگذار شده‌است. عشق این روز‌ها در فضای مجازی و سینما و موسیقی وارداتی تعریف می‌شود و شاعران ما باید بسیار جدی‌تر و بیشتر از گذشته در این‌باره بیندیشند و بنویسند، ولی مشکلاتی که به آن اشاره کردم، مانع از این می‌شود که در شعر روز ما پاسخ درخور زمانه به بحران عشق داده‌شود.
مدیر مؤسسه شهرستان ادب ادامه داد: کودکی که در کودکی و در اوج نیاز به عشق مادر از مادر محروم می‌شود و بین پرستار و مهد و خانه بازی سرگردان می‌شود، در آینده چرا باید خانواده تشکیل بدهد و عشق را در خانواده جست‌وجو کند؟ در سده اخیر با تضعیف نقش مادر در مدرنیسم وارداتی و جامعه صنعتی، الگوی خانواده در معرض فروپاشی است.
مؤدب همچنین با اشاره به این نکته که هم‌اکنون بحران مادری رخ نشان داده‌است، گفت: نباید گمان کنیم که ما به خاطر پیشینه غنی تمدنی و فرهنگی باشکوه‌مان بیمه هستیم، این تهدید جدی اسـت، اما هنوز خطوط اصلی فرهنگ ما به این بحران هولناک واکنش درخوری نشان نداده‌اند و شعر به گمان من یکی از مهم‌ترین جریان‌هایی است که باید راه‌گشایی کند و پناه ما بشود و ما را در این کشاکش زنده نگه دارد.
درباره چهره مادرانه دماوند
مؤدب به پرسشی دیگر در ارتباط با شعر اخیر خود در استقبال از سخنان رهبر انقلاب و تأکید بر عشق به وطن، چنین پاسخ داد: آن شعر را سحرگاهی در همین ایام آشوب‌زده با تبرک جستن از خاطره نماز خواندن‌های مرحوم مادرم گفتم، «دماوندا! عزیزا!‌ای نماز مادر میهن! کجا کس می‌تواند چادر از دوش تو بردارد؟» آن لحظات شگفت‌زده شدم که چرا چهره مادرانه دماوند را کسی ندیده‌است؟
مدیر مؤسسه شهرستان ادب با بیان اینکه ما نتوانسته‌ایم آنقدر که نیاز ماست، محتوای اصیل تولید کنیم، گفت: در ایران عزیز ما شعر است که هر ایده و اندیشه‌ای را درونی می‌کند و به عالم جان ایرانی راه می‌دهد. جریان‌های رسانه‌ای خودباخته و رسانه‌های مهاجم بیگانه با هم مشغول تخریب تصویر ایران و معنای وطن هستند و گاهی شعر این هنر مادر در سرزمین ما هم با این موج‌ها همراهی می‌کند.
تهران شهر بی‌دفاع
مؤدب با یادآوری این مطلب که من سال گذشته در آلبوم موسیقی «تهران جان» سعی کردم سیمای تهران امروز را باز طراحی کنم، ادامه داد: تصویر شهر تهران در هنر و رسانه ما تخریب شده‌است و هیچ‌کس در دنیای فرهنگ و هنر خود را متولی دفاع از این شهر بی‌دفاع نمی‌داند. ایرانی‌بودن هم مدام تخریب می‌شود و خودتحقیری ما را بیچاره کرده‌است.
وی با ابراز تأسف از اینکه برخی از جوانان حتی پیش از ورود به دانشگاه به فکر خروج از کشور می‌افتند، گفت: این بی تعلق بودن شگفت‌انگیز است. چه کسی باید این بازی را به هم بزند؟ بی‌شک جز هنر، کسی یا جریانی توان به هم زدن این بازی کثیف را ندارد و هنر اصلی ما شعر است، اما آیا ما در اندازه این مأموریت به شعر توجه داریم؟ شعر ما و شاعران امروز و گذشته ما می‌توانند ما را در برابر این آشوب‌های ذهنی و روانی نگه دارند.
بی‌لطفی صداوسیما به شعر
شاعر مجموعه «روضه در تکیه پروتستان‌ها» همچنین به استنادات مکرر شهید سلیمانی به اشعار مولوی و عطار اشاره کرد و ادامه داد: این شهید عزیز حرف‌های ناگفتنی‌اش را در موضوعات روز هم با شعر شاعران جوان ما مثل سید محمدمهدی شفیعی به زبان آورده‌است، اما وقتی صدا و سیما یک برنامه هم در حوزه مولوی‌خوانی ندارد، چطور می‌شود این بازی را برد؟ ما شاهراه قوت‌های خود را از یاد برده‌ایم و دشمن ما را در کوچه ضعف‌هایمان گیر انداخته‌است.
مؤدب با بیان اینکه حتی حافظ هم در تلویزیون ما بازخوانی و تفسیر نمی‌شود، گفت: این‌ها همه در حالی است که تلویزیون می‌تواند شبکه شعر داشته باشد و آن شبکه مهم‌ترین شبکه‌اش در بازسازی هویت فرهنگی ما بشود. مایه تعجب است که یک فرهنگ چقدر می‌تواند نسبت به توانایی‌های خودش غفلت کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار