یکی از متداولترین موضوعات در جامعه امروز ما استهزا است و حداقل واکنش منفی آن این است که طرف به ما میگوید: «مسخره خودتی!» و به این ترتیب ناراحتی خود را از عمل ما نشان میدهد. در تعریف استهزا گفتهاند: «شخصی گفتار، کردار، صفت خلقی و نقصی از نقائص دیگران را به قصد خنداندن دیگران به نوعی تقلید کند.»
قیافشو دیدی؟ «س» و «ش» زبونش میزنه بامزه میشه!... وای صورتشو انگار با ماهی تابه لهکردن!... دماغوووو!... درازو ببین!... لاغر مردنی!... اینم شد فامیلی!... فقط باید حرف بزنه تا به صداش بخندی!... لهجه شو باید بشنوی!... یه مادر داغونی داره! باباشو ندیدی چه شکلیه...!
به زیباییتان ننازید که خالق آن شما نیستید. چهره دیگران را مسخره نکنید که اختیاری در خلق آن نداشتهاند. به اصل و نسب خود ننازید که انتخاب شما نیست. اصل و نسب و نژاد کسی را به سخره نگیرید که او هم مداخلهگر در این جبر نبوده است، اما به اخلاق، منش و معرفت خود بنازید. به داشتههایی که خود به دست آوردید، بنازید و نداشتههای ظاهری دیگران را به سخره نگیرید.
ادای صحبت دیگران را در میآوریم. تقلید رفتار کسی را میکنیم. قد کوتاه یا نقص دیگران را مورد اشاره قرار میدهیم و در آخر میگوییم شوخی کردیم و با خنده از کنار موضوع میگذریم. میخواهد صریح زبانی باشد یا با ایما و اشاره باشد. میخواهد در بیان باشد یا در تقلید و ادا درآوردن نسبت به دیگران. میخواهد عیب آشکار باشد یا پنهان. میخواهد در حضور فرد باشد یا در غیاب او. میخواهد سایرین فرد را بشناسند یا نشناسند. در نفس عملکرد ما تفاوتی ندارد که هر کدام از این موارد باشد، در جای خود یک گناه محسوب خواهد شد.
دقت کنید. «استهزا» یا موجب تحقیر فرد خواهد شد یا موجب «غیبت» و اگر هیچ کدام از این موارد نباشد، آزار و اذیت دیگری را به دنبال دارد. این تکه گوشت چند سانتی در دهان ما چهها که نمیکند! درندگی زبان فقط به پرخاش و تندی نیست. شوخی زشت و بیهوده، دست انداختن و تمسخر دیگران که در ظاهر با خنده و شوخی و حتی قربان صدقه است چنان برنده است که از چشم خدا هم دور نمیماند. دو سوره در قرآن، با کلمه «ویل» شروع شده. «ویل» یکی از شدیدترین تهدیدهای قرآن است.
یکی از این سورهها «الهمزه» است. خداوند میفرماید: «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَة- وای بر هر عیب جوی طعنه زننده.»
البته که تأکید در مورد مسخره نکردن دیگران به همین محدود نمیشود. سوره حجرات آیه ۱۳ میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزا کنند، شاید آنها که مورد استهزا واقع میشوند، بهتر از مسخرهکنندگان باشند و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند، زیرا ممکن است زنان مسخره شده از آنها که مسخره میکنند، بهتر باشند.»
شأن نزول این آیه جالب است؛ مردی در زمان پیامبر (ص) نام مادر فردی دیگر را به گونهای به زبان میآورد که تعبیر آن مایه سرزنش و ملامت در دوران جاهلیت بوده است.
ما خودمان میدانیم کجا و چه زمان و با چه لحنی که برخاسته از طعنه و تمسخر است با دیگران حرف میزنیم... خودمان میدانیم که کجا برای شناسایی یک فرد میگوییم «فلانی که قدش کوتاهه» و کجا همین لفظ بار تمسخر دارد!
بسیاری از ما با ادعای احترام به آزادی بیان و عقاید، بسیاری از رفتارها و اعتقادات دیگران را به سخره میگیریم. کار ما به جایی رسیده که حتی دردها و مشکلات جامعه را هم به استهزا میگیریم. از روزمرگیهایی که درگیر آن هستیم، لطیفه میسازیم و در فضای مجازی پخش میکنیم. استهزایی که در پشت لبخندهای اجباری آن یک تأسف بزرگ وجود دارد. شاید هم ما میدانیم که نمیتوانیم در مورد مسئلهای کاری از پیش ببریم پس آن را به سخره میگیریم. حادترین مشکلات و روزمرگیها را در قالبهای مخلتف به استهزا میگیریم و به جای نقد، به مسخرهکردن رومیآوریم.
تمسخر دیگران، برخاسته از روحیه خودبرتربینى ماست، در حالی که ملاک برترى و کرامت، جنس و نژاد نیست، بلکه رفتار اخلاقی است.