ششمین سال جنگ، سال سرنوشت بود. این موضوع بارها در سخنرانی ائمه جمعه و مسئولان نظام اسلامی در سال ۱۳۶۵ عنوان میشد. سالی که باید سرنوشت دفاع مقدس در آن تعیین شده و در این بین انجام یک عملیات بزرگ میتوانست بهترین راهکار برای برون رفت از وضعیت موجود باشد.
طولانی شدن جنگ
تا زمان اخراج دشمن از عمده مناطق اشغال شده کشورمان شکی وجود نداشت که ملت ایران باید از خاکش دفاع میکرد. اما پس از خروج دشمن از اشغالی که تا پایان بهار ۶۱ انجام گرفت، حالا باید ایران خودش را آماده ورود به مرحله دیگری میکرد. در این مرحله رزمندگان باید وارد خاک دشمن میشدند تا در تداوم جنگ، از حقوق خود دفاع کنند. اما سؤال اینجا بود که ورود به خاک عراق باید تا کجا ادامه پیدا میکرد. باید تا سقوط رژیم بعث جنگ ادامه مییافت یا صرفاً به تصرف یک نقطه استراتژیک در خاک دشمن و فشار به او و حامیانش برای قبول شرایط به حق ایران، کفایت میکرد؟
پرسش اساسی
حد پیشروی یا حد انتظارات ایران از استراتژی تعقیف و تنبیه متجاوز میتوانست یک سؤال اساسی در تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر باشد. اما تا مدتها نمیشد به درستی روی حد و حدود ورود رزمندگان به خاک دشمن بحث کرد. این موضوع علاوه بر ملاحظات درونی نظام اسلامی یک نکته دیگر داشت و آن هم واقعیات رخ داده در میدان جنگ بود. در طراحی عملیات رمضان که اولین حرکت جدی ایران برای ورود به خاک عراق بود، پیشبینی میشد که رزمندگان به حومه بصره برسند. اما چون این عملیات با عدم الفتح روبهرو شد، پشت سر هم دیگر عملیات برون مرزی انجام گرفتند و تا عملیات والفجر ۸ نتیجه قابل قبولی از این حملات و عملیاتها به دست نیامد. البته در عملیات خیبر دو جزیره مجنون شمالی و جنوبی تصرف شدند، اما آنها اهمیت چندانی نداشتند و صدام را سر عقل نیاوردند. نهایتاً فاو به تصرف نیروهای خودی درآمد و ضربه مهلکی به بعثیها وارد شد.
سال سرنوشت
پس از فتح فاو توسط رزمندگان کشورمان، تصور میرفت که عراق شروط ایران را بپذیرد. اما صدام همچنان از قبول شرایط به حق ایران خودداری میکرد و قطعنامه ۵۸۲ شورای امنیت پس از عملیات والفجر ۸ هم نشان داد که هنوز حامیان صدام نمیخواهند خواستههای ایران را به رسمیت بشناسند. اما حالا که ایران پس از چند سال ناکامی در عملیات برون مرزی توانسته بود فاو را تصرف کند، این امیدواری میرفت که در عملیات بزرگ سال ۶۵ متصرفات والفجر ۸ تکمیل شود و با دسترسی ایران به حومه بصره، جنوب عراق تا فاو در دست ایران قرار گیرد و همان نقطه استراتژیکی که ایران در پیاش بود را در اختیار بگیرد.
کربلای ۴ و امیدها
بر همین اساس عملیات کربلای ۴ با تبلیغات بسیار زیادی طرحریزی شد. سپاه محمد که ۱۰۰ هزار نیروی تازه نفس را به جبههها تزریق کرده بود میرفتند تا عملیاتی سرنوشت ساز را به انجام برسانند. جنگ بیش از حد طولانی شده بود و میبایست در سال ۶۵ با یک پیروزی بزرگ و قاطع پایانی خوش بر آن رقم بخورد؛ لذا وقتی تشکیکاتی در خصوص لو رفتن عملیات وارد شد، فرماندهان و سیاسیونی که با جبههها مرتبط بودند همچنان به انجام آن اصرار داشتند.
کربلای ۴ ظرف چند ساعت بعد از آغاز با بنبست روبهرو شد و با عدم الفتح به پایان رسید. دو هفته بعد کربلای ۵ انجام گرفت و رزمندهها تا حومه بصره پیش رفتند. برای تثبیت مناطق متصرف شده تا پایان سال ۶۵ زد و خوردها ادامه یافت. سال سرنوشت تمام شد و هنوز طرف برنده جنگ مشخص نشده بود و جنگ لاجرم تا یک سالونیم دیگر ادامه یافت.