کد خبر: 1123811
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با برادر شهید حجت‌الله پیراسته از شهدای ورزشکار
حجت‌الله روز شهادتش هم فوتبال بازی می‌کرد! شهید حجت‌الله پیراسته از شهدای منطقه ۱۷ تهران موسوم به دارالشهدای پایتخت است. حجت‌الله در سطح منطقه فوتبالیست شناخته شده‌ای بود و خیلی از قدیمی‌های محله، او را می‌شناختند و بازی‌های جانانه‌ای که در خیابان نهر بهشتی انجام می‌داد را به یاد دارند. حجت‌الله روحیه ورزشکاری و جوانمردی داشت و همین روحیه او را به جبهه‌های جنگ کشاند و همان جا به شهادت رسید. گفت‌و‌گوی ما با علی اصغر پیراسته برادر شهید را پیش‌رو دارید.
غلامحسین بهبودی

شهید حجت‌الله پیراسته از شهدای منطقه ۱۷ تهران موسوم به دارالشهدای پایتخت است. حجت‌الله در سطح منطقه فوتبالیست شناخته شده‌ای بود و خیلی از قدیمی‌های محله، او را می‌شناختند و بازی‌های جانانه‌ای که در خیابان نهر بهشتی انجام می‌داد را به یاد دارند. حجت‌الله روحیه ورزشکاری و جوانمردی داشت و همین روحیه او را به جبهه‌های جنگ کشاند و همان جا به شهادت رسید. گفت‌و‌گوی ما با علی اصغر پیراسته برادر شهید را پیش‌رو دارید.
در خانواده چند خواهر و برادر بودید؟ شما برادر بزرگ‌تر هستید یا حجت‌الله؟
ما در خانواده دو خواهر و چهار برادر بودیم. حجت‌الله فرزند پنجم خانواده و متولد سال ۱۳۴۳ بود. بعد از ایشان من سال ۴۵ به دنیا آمدم. برادرم خیلی به ورزش فوتبال علاقه داشت و از دوران کودکی همبازی بودیم. موقع انقلاب فقط ۱۴ سال داشت، اما زمانی که جنگ شروع شد، سنش به اعزام می‌رسید. به جبهه رفت و من و دیگر برادرمان هم پشت سرش به جبهه رفتیم.
یعنی در یک خانواده سه برادر رزمنده داشتید؟
بله، همین طور است. من می‌رفتم منطقه و می‌آمدم و برادر دیگرم می‌رفت و او که می‌آمد، حجت‌الله اعزام می‌شد. شهید یک اخلاقی که داشت مواقع مرخصی می‌رفت شهرستان و در باغ و زمین‌های کشاورزی‌مان به بابا کمک می‌کرد. یا در جبهه بود یا در شهرستان و سر زمین‌های کشاورزی.
شهادت‌شان در چه منطقه‌ای بود؟ از نحوه شهادتش چیزی شنیده‌اید؟
اخوی در شملچه شهید شد. اتفاقاً در روز شهادتش هم فوتبال بازی می‌کرد. دوستانش می‌گفتند آن روز داشتیم بازی می‌کردیم که سر و کله هواپیما‌های دشمن پیدا شد. برادرم موشک‌انداز سام داشت. (سام سلاحی بود که هواپیما‌ها و جت جنگی را می‌زد. در واقع دنبال حرارت می‌رفت) برادرم سام را برمی‌دارد و یکی از هواپیما‌ها را می‌زند. هواپیمای بعدی می‌آید و منطقه را بمباران می‌کند. در همین حادثه برادرم ترکش می‌خورد و در آمبولانسی که ایشان را می‌برد تا به بهداری برساند. به شهادت می‌رسد.
چه خاطراتی از برادرتان در ذهن دارید؟
کلاً بچه خیلی خوبی بود. ذکرخیرش بین دوستان و آشنایان زیاد بود. یادم است پیرزنی از همسایه‌ها برایم تعریف می‌کرد که روزی برای خرید سبزی پیش مادرمان می‌آید. آن زمان مادرم سبزی فروشی داشت. خانم همسایه سه ریال پول سبزی را نداشت و مادرم هم به او سبزی نمی‌دهد. ایشان موقع برگشت گریه می‌کند و برادرم او را می‌بیند. سریع یک بسته سبزی می‌برد و به آن خانم می‌دهد. چند روز بعد که خانم همسایه می‌خواست پول سبزی‌ها را به مادرم برگرداند، مادرم با تعجب می‌گوید من که به شما سبزی نداده بودم! آن خانم تازه متوجه می‌شود که حجت‌الله با پول خودش بسته سبزی را به او داده است. خانم همسایه هنوز هم زنده است و وقتی من را می‌بیند به یاد برادر شهیدم این خاطره را تعریف می‌کند. خاطره دیگرم باز به بازی فوتبال حجت‌الله برمی‌گردد. در خیابان نهر بهشتی باغ و فضای کافی برای فوتبال وجود داشت. سال‌ها پیش یکی از دوستان‌مان در زمین‌های نهر بهشتی مسابقه فوتبال راه انداخته بود. هرکسی که اول می‌شد به او جایزه می‌دادند. برادرم، چون فوتبالیست بود و خوب هم می‌دوید، در این مسابقه برنده شد. اما چون من از او کوچکتر بودم جایزه‌اش را به من داد و گفت تو برنده شده‌ای نه من!
سخن پایانی.
پدرم ۳۰ سالی می‌شود که فوت کرده است. هفت الی هشت سال پس از به شهات رسیدن برادرم، بابا هم رفت. علت فوتش از غم و غصه حجت‌الله بود. چون برادرم در زمین‌های کشاورزی کمک دست بابا می‌شد و او هم خاطرات زیادی از شهید داشت. بعد از حجت‌الله بابا خیلی ناراحت بود و زیاد نتوانست این غم را تحمل کند و او هم پیش فرزند شهیدش رفت.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
احمد ذوالفقاری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۰ - ۱۴۰۲/۱۰/۲۳
1
4
خدا رحمت کنه حجت عزیز مارو خاطرات زیادی از این شهید دارم تو وصفنارد خدا پدر ایشان مرحوم حاجعلی را رحمت کنه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار