پوست شیر تفاوت زیادی با دیگر سریالهای ساخته شده در شبکه خانگی و سایر ساختههای جمشید محمودی دارد. قصهپردازی در پوست شیر درست و بجاست و از آن استفاده دقیقی شده است. پوست شیر تفاوت زیادی با دیگر سریالهای ساخته شده در شبکه خانگی و سایر ساختههای جمشید محمودی دارد. قصهپردازی در پوست شیر درست و بجاست و از آن استفاده دقیقی شده است. از آنجایی که قصه و شخصیتپردازی در فیلمهای سینمایی و سریالها از بین رفته است، اما پوست شیر از قسمت اول سعی دارد مخاطبش را از این طریق همراه کند. اساساً ژانر پوست شیر میتواند مانند دیگر سریالها درباره لاتهای خیابانی پایینشهری باشد، اما محمودی سعی نکرده با متر و معیار مرسوم از سینمای ملودرام پایینشهری با تیپهای تکراری و ساختگی وام بگیرد.
اگرچه نعیم و رضا هر دو زندان رفتهاند و پایینشهری هستند، اما بسترسازی محمودی صرفاً ارزیابی منطقهای نیست. پدری از زندان آمده و حالا قصد دارد دخترش را ببیند. این یک خط قصه بستر اصلی پوست شیر است که گسترش پیدا میکند و این گستردگی چرخه درام را به حرکت درمیآورد. شکل و حرکت درام و پیچیدگیهای آن به درستی رعایت شده است، بهطوریکه از همان قسمت اول رخداد اصلی و ایجاد بحران شکل گرفته است، حتی محمودی به درستی رابطه پدر و دختر را نشان میدهد و ریتم قصه به قاعده است و حالا از قسمت دوم ژانر مورد نظر به وجود میآید.
اساساً ژانر پلیسی و جنایی قالب خاصی را میطلبد که اگرچه سریال و فیلمهای بسیاری در این ژانر ساخته شده است، اما پوست شیر مسیر درستی را طی میکند، یک پلیسی که بچهاش را کشتهاند مأمور پرونده دختر نعیم میشود و این پلیس با هوشمندی بسیار قرار است به سرنخ این جنایت برسد. محمودی برای به دست آوردن ژانرش بسترسازی مناسبی تدارک دیده و نقطه اشتراک نعیم با محب میتواند جذابیت یک قصه پلیسی را افزایش دهد. اگرچه این مدل اشتراک در فیلمهای خارجی دیده شده، اما اینجا با هوشمندی تلاش شده این اشتراک و روند قصه ایرانیزه شود و درام جنایی پلیسی به شکلی باشد که مخاطب در هر قسمت آن را دنبال کند. با اینکه اطلاعات قطرهچکانی داده میشود، اما این دلیلی بر کند بودن ریتم قصه نیست، چراکه محمودی ذات ژانر پلیسی را به درستی رعایت کرده، بهطوریکه مخاطب را موازی با خط روایی جلو میبرد.
کارگردان پرداخت لازم را در قصه ایجاد میکند و رفت و برگشتهای زمانی برای گسترش دامنه شخصیتپردازی درست صورت میگیرد، حتی ارتباط لیلا و بهزاد هم درست نشان داده میشود. محمودی شرایطی را ایجاد میکند که بتواند به تکتک شخصیتهایش برسد، حتی نقشهای فرعی هم با قاعدهای خاص شکل گرفتهاند. محمودی مخاطب را در یک فضای گم و پوچ قرار نداده است. او سعی کرده سریال قصهگو بسازد، به همین دلیل پوست شیر وابسته به خط اصلی روایتش است، یعنی خردهروایتی در متن و فضای کلی سریال احساس نمیشود، بیشتر سریالهایی که در شبکه خانگی ساخته شده یا کمدیهای مبتذل بودهاند یا ماجراهای عشقی که از سریالهای ترکی تقلید شدند. با اینکه پوست شیر ظرفیت لازم را برای نشان دادن لاتهای لمپن دارد، اما سعی داشته به بیراهه نرود و اگر نعیم و رضا دست به خشونت میزنند برای به دست آوردن سرنخی از جنایت یک دختر است. در پوست شیر یک رابطه پدر و فرزندی مطرح میشود و اینکه نعیم در بعضی سکانسها برای رسیدن به راز قتل دخترش با خشونت رفتار میکند، متقاعدکننده است. جایگاه نعیم با توجه به سطح اجتماعیاش هماهنگی دارد و بازیها از نکات مثبت سریال است، اما حجازیفر به شدت نقشهای قبلی را تکرار میکند و در بسیاری از سکانسها انگار بازیابی نقش او در فیلم لاتاری است. در اجرا هم محمودی قصد نداشته با ادا و اطوار خاصی مخاطب را در تعلیقها بیجواب بگذارد. مسیر قصه در راستای چگونگی یک قتل است و در فصل دوم باید دید که این سریال جنایی - پلیسی آیا میتواند با همین روند به سرانجام درستی برسد یا نه.