کد خبر: 1114144
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
خوانشی از زندگی و زمانه «مصلح دوران»
در نشو و نمای یک رهبر اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، کوشیده است تا با زبان ساده و برای جوانان، حیات سیاسی شهید سیدمجتبی نواب صفوی را به روایت بنشیند. این کتاب توسط مهدی قیصری به نگارش درآمده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به انتشار آن مبادرت ورزیده است
محمدرضا کائینی

اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، کوشیده است تا با زبان ساده و برای جوانان، حیات سیاسی شهید سیدمجتبی نواب صفوی را به روایت بنشیند. این کتاب توسط مهدی قیصری به نگارش درآمده و مرکز اسناد انقلاب اسلامی، به انتشار آن مبادرت ورزیده است. ناشر در دیباچه خویش بر این پژوهش، در باب اهمیت و محتوای آن آورده است: «ایران به علت موقعیت استراتژیک خود، همواره مورد توجه دول استعمارگر بوده است. زمانی که موج استعمار به سواحل ایران رسید، زمینه روی کار آمدن حکومت وابسته و تأمین‌کننده منافع استعمارگران نیز فراهم شد. انقلاب مشروطه که در واقع واکنشی مقابل این شکست‌ها و دخالت‌ها بود، ناکام ماند و در جریان جنگ اول جهانی، بیگانگان بر مملکت استیلا یافتند. پس از جنگ، انگلیسی‌ها رضاخان را سر کار آوردند و حکومت دیکتاتوری رضاشاه برای تحمیل تجدد فرمایشی به ملت ایران، به سختگیری بر علما و تعطیلی مراسم مذهبی و سرکوبی هرگونه ندای آزادی‌خواهی پرداخت. حکومت رضاشاه، دین را عامل عقب‌ماندگی جامعه معرفی می‌کرد و به شدت با مظاهر دینی می‌جنگید. کشتار مردم در واقعه گوهرشاد، شاهدی بر این مدعاست. پس از تبعید رضاشاه از ایران، گروهی از تئوریسین‌های ضددین با حمایت حکومت، هر روز بخشی از اعتقادات دینی را به چالش می‌کشیدند که این امر برای علمای نجف که قطب دینی جهان اسلام بودند، قابل تحمل نبود. از این رو صدور فتوا برای قتل احمد کسروی را باید از این منظر دید. جمعیت فدائیان‌اسلام به رهبری شهید نواب‌صفوی با دغدغه مذهبی شکل گرفت و تحت رهبری خردمندانه ایشان با مظاهر استبداد و استعمار جنگید. قتل اشخاص وابسته‌ای همانند هژیر، رزم‌آرا و... که مانع اصلی سر راه ملی شدن صنعت نفت بودند، جزئی از کارنامه درخشان فعالیت این گروه است. آنان بدون شک در ملی شدن صنعت نفت سهم عمده‌ای داشتند....»
این روایت طبعاً با بازخوانی حیات شهید نواب صفوی، از دوره کودکی آغاز می‌شود. قیصری در بازنمایی این بخش چنین می‌نویسد: «سیدجواد میرلوحی خود از روحانیون مخالف سیاست رضاخان بود و پس از تصویب لباس متحدالشکل، مجبور شد از لباس روحانیت خارج و به عنوان وکیل دادگستری، در عدلیه مشغول کار شود. آنجا بود که مشاجره سختی بین سیدجواد و علی‌اکبر داور‌ـ وزیر عدلیه رضاخان‌ـ درگر فت و سیدجواد سیلی محکمی به او زد! پس از این ماجرا، در سال ۱۳۱۴ یا ۱۳۱۵، سیدجواد میرلوحی به سه سال زندان محکوم شد. در همین ایام بود که زن و فرزندان او بی‌سرپرست ماندند و سید محمود نواب‌صفوی - که برادر همسر او و مردی با کفایت و فضیلت بوده است- خانواده او را تحت تکفل خود گرفت. سید مجتبی در غیاب پدر، روز به روز بزرگ‌تر می‌شد و تحت نظر مادر و دایی خود، تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم‌نظامی آغاز کرد، اما طولی نکشید که پدرش اندکی پس از آزادی، از دنیا رفت و سید مجتبی آغوش گرم پدر را از دست داد. سید مجتبی دوران دبیرستان را در مدرسه صنعتی آلمان‌ها به پایان برد و این در حالی بود که او علاوه بر تحصیل کلاسیک، در مدرسه قندی خانی‌آباد و مدرسه مروی، به تحصیل معارف اسلامی نیز پرداخت. در همین دوران بود که سیاست‌های ضددینی رضاخان باعث شد تا سیدمجتبی راه پدر را در پیش گیرد. او دانش‌آموزان مدرسه را گرد هم جمع کرد و گفت پدران ما نمی‌توانند به کارشان برسند یا ارزاق ما را تهیه کنند، بهتر اینکه ما حرکت کنیم و برویم جلوی مجلس و خواسته‌هایمان را به دولت بگوییم تا تکلیفمان را معین کنند....»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار