دوستان دیروز اصغر فرهادی امروز در مقابل او موضع گرفتهاند و وی را به دزدیدن ایدهها و طرحها متهم میکنند و به نوعی او را در مخمصه انداختهاند. از آنسو وکیل این کارگردان برای دفاع از او دست به ابزارهای قانونی برده است. دوستان دیروز اصغر فرهادی امروز در مقابل او موضع گرفتهاند و وی را به دزدیدن ایدهها و طرحها متهم میکنند و به نوعی او را در مخمصه انداختهاند. از آنسو وکیل این کارگردان برای دفاع از او دست به ابزارهای قانونی برده است.
«نیویورکر» یک دعوای نسبتاً قدیمی و زخم کهنه را دوباره زنده کرد تا وکیل اصغر فرهادی وارد میدان شود. ماجرای فرهادی چیزی شبیه به فیلمهای کیمیایی شده است که یک نفر باید تقاص اشتباههای خود را بدهد، اما اینبار آن یک نفر قرار نیست چاقو بخورد. فرهادی که در سینما به عنوان یک کارگردان خلاق شناخته میشود اینبار در رسانهها به عنوان یک دزد ایده معرفی شده است. روز گذشته وکیل این فیلمساز یک جوابیه را علیه مقاله ۳۰ صفحهای مجله نیویورکر منتشر کرد و مدعی شد این رسانه امریکایی عامدانه توضیحات و مستندات فرهادی را نادیده گرفته، اما فضایی که از سوی دوستان فرهادی علیه وی به راه افتاده، فعلاً کار دست کارگردان اسکاری داده است.
علی خودسیانی، نویسندهای که سالهای پیش بر سر یک نمایشنامه با فرهادی اختلاف پیدا و ماجرای آن را در چند مصاحبه تشریح کرد، میگوید: «شنیدهام فرهادی درصدد شکایت از نیویورکر است، اما آنها همه مستندات را آماده کردهاند و هیچ چیز بدون مدرک ارائه نشده است. خود من که مصاحبه کردهام، چیزی را که مدرکش آماده نبود، نگفتم؛ بنابراین شاید مستندات این گزارش خودش چند برابر حجم این پرونده باشد.»
خانه سینما هم مقصر است
خودسیانی انگشت اتهام وضعیت فعلی را به سمت خانه سینما، نهاد صنفی که باید اختلافات میان فیلمسازان را حل و فصل کند هم میگیرد و عنوان میکند: «من همه تقصیرات را متوجه خانه سینما میدانم، چراکه با وجود داشتن مسئولیت نتوانست این مسئله را حلوفصل کند. خانه سینما باید شورای داوری و حکمیت را صدا میکرد، یک نماینده از انجمن صنفی مستندسازان، یک نماینده از فیلمنامهنویسان و همه چیز را میسپرد به آنها بدون اینکه نفعی در میان باشد.»
وی ادامه میدهد: «خود من سال ۱۳۸۰ در موردی شکایت داشتم که آن را به شورای داوری خانه سینما بردم و نتیجه آن شد که اگر کسی فیلمی مشابه فیلمنامهام بدون اجازه من بسازد، با او برخورد جدی شود، اما در مورد پرونده فیلم قهرمان واقعاً کار بیمبنا و بیجایی کردند که نگذاشتند این مسئله در شورای داوری بررسی شود. اگر آنها این کار را کرده بودند و همه چیز در خانه سینما تمام شده بود، امروز کار به رسانههای خارجی نمیرسید. مسیحزاده دید که خانه سینما پناهگاه او نیست در نتیجه تمام جزئیات را به نیویورکر گفت.»
خودسیانی در این مصاحبه نوعی آسیبشناسی از وضعیت سینمای ایران و آنچه باعث شد امروز ماجرای فرهادی به یک آبروریزی در رسانه امریکایی تبدیل شود، پرداخته است. در ایران گویا هیچ کس حاضر نبوده فرهادی را به عنوان متهم زیر سؤال ببرد و برای همین صدای یک مستندساز شهرستانی به هیچ جا نمیرسد. کسی حاضر نمیشود موضوعی را که خانم مسیحزاده بیان کرده، پیگیری کند تا اگر فرهادی در این زمینه مقصر است، با او برخورد شود.
دوستانی که این روزها نامشان در نیویورکر به عنوان راویان ماجراهای سرقت ایده از سوی فرهادی مطرح شده تا پیش از این حتی حاضر به بیان این مطالب در رسانههای داخلی نبودند، اما به راحتی دعوای داخلی را در یک رسانه خارجی مطرح کردهاند. شاید همانطور که خودسیانی گفته است، میشد همان اول کار که فرهادی یک هنرمند گمنام بود با قاطعیت جلوی او را گرفت و به این کارگردان یادآوری کرد که هر ایده صاحبی دارد و کوچکترین کاری که میشود در استفاده از ایده دیگران کرد، این است که از آنها اجازه گرفت. افرادی که در گفتگو با نیویورکر از فرهادی انتقاد کردهاند، اغلب به یک یادآوری ساده از سوی این کارگردان رضایت داشتهاند، چیزی که فرهادی از آنها دریغ کرده است و امروز باید به افکار عمومی پاسخ دهد که چرا این کار را کرده است! حتی اگر در عمل با پیگیری وکیل فرهادی مشخص شود که شاکیان و مدعیان سندی برای اثبات گفتههای خود ندارند، این کارگردان میتواند مانند پیام اخلاقی فیلمهایش با خودش خلوت و به این فکر کند که آیا وجدانش هم با او همصداست یا نه!