افغانستان با همه مشکلات موجود سالانه بیش از ۲۳۰میلیون دلار صادرات فرش دارد، در این بین در شرایطی که ایران در دهه ۷۰ به طور میانگین سالانه ۲ میلیارد دلار از محل صادرات فرش درآمد داشت، هم اکنون این درآمد به ۶۰میلیون دلار سقوط کرده است. بررسیها نشان میدهد کاهش درآمد ایران از محل صادرات فرش نیز یک توطئه امریکایی است، زیرا پروژه تقویت تولید فرش در ولایتهای مختلف افغانستان در حالی از سوی امریکاییها دنبال شد که بعدها برای رونق تولید و صادرات فرش در افغانستان، صادرات فروش ایران از سوی امریکاییها تحریم شد. سؤالی که سالهای سال مطرح میشود این است که چه عامل یا عواملی دلیل کاهش غیرقابل انتظار صادرات فرش بوده است، تحریم؟ باید گفت تحریمها شاید یکی از عوامل اصلی این شکست باشد چراکه در دوره ریاست جمهوری ترامپ، او برای ضربه وارد کردن به کانون اقتصادی کشورمان، هنر- صنعت فرش را نشانه گرفت و با این کار اشتغال و معیشت بیش از ۲میلیون بافنده و چندصدهزار رنگرز و طراح و مرمتکار و کسانی که در حوزه تأمین زنجیره تولید و فروش فعالیت داشتند، به مخاطره انداخت.
امریکاییها سال۲۰۰۵ برای کمک به رونق اقتصادی و حمایت از تولید ملی افغانستانیها پروژهای را تنظیم و به مقامات این کشور ارائه میکنند و در یکی از سرفصلها به تقویت تولید فرش پرداختهاند. در این پروژه قرار بر این بود که در ولایتهای مختلف افغانستان کارگاههای قالیبافی راهاندازی شوند و بخشی از قالیهای بافتهشده به طور قاچاق وارد بازار ایران شوند؛ طرحی که متأسفانه باید گفت به طور تقریبی به سرمنزل مقصود امریکاییها رسیده است. امریکاییها با این طرح و از سوی دیگر تحریم صادرات فرش ایران به بازارهای بینالمللی تا حدی موفق شدند بازار فرش را از دست ایرانیها درآورند و گذشته از صدمه به تولید و فروش و صادرات فرش کشورمان راه را برای عرضاندام کشورهای دیگر از جمله هند، پاکستان، افغانستان، نپال، چین، ترکیه و حتی مصر مهیا کنند. این همه ماجرا نیست. گذشته از تحریم و توطئهای که از سوی امریکاییها صورت گرفته است، باید به عوامل دیگری همچون ضعف در طراحی، عدمشناسایی سلیقه بازار بینالمللی، عدمشناسایی بازارهای بالقوه برای صادرات فرش، ضعف در کیفیت تولید و عدمحمایت همهجانبه دولت از هموار کردن مسیر صادرات اشاره کرد.
اما یکی از نکاتی که در طول چند سال گذشته شناسایی شده است و بسیاری از اهالی جامعه فرش به یقین رسیدهاند که نبود این عنصر صدمات بسیاری به اعتبار فرش دستبافت زده است، نبود شناسنامه معتبر است؛ شناسنامهای که مطالبه جدی جامعه فرش است و نبود آن منجر شده است بسیاری از رقبای ما از این خلأ برای پیشبرد اهداف خود به بهترین نحو ممکن بهرهمند شوند. به عنوان مثال در ویترین بسیاری از فروشگاههای فرش در اروپا و امریکا، فرشهایی با نقشه ایرانی که از سوی بافندگان نپالی و پاکستانی و هندی بافته شدهاند یا اینکه فرشهای ابریشمی که در کارگاههای قالیبافی چین تهیه شدهاند به نام قالی persiancarpet یا همان قالی ایرانی فروخته میشوند. این قالیها که معمولاً کیفیت مناسبی ندارند با برند ایرانی به فروش میرسند و گذشته از اینکه سود سرشاری برای کشورهای دیگر دارد، از طرفی به اعتبار فرش ایرانی صدمه وارد میکند و گفته میشود باید با صدور شناسنامه معتبر فرش از بروز چنین تقلبهایی جلوگیری کرد. اکنون نیاز به بهرهگیری از شناسنامه فرش چه در داخل کشور و چه خارج کشور چنان جدی شده است که چندی پیش مهدی بابایی، رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور از لزوم سنددار شدن و صدور شناسنامه برای فرشهای نفیس ایرانی و همچنین ضرورت نقل و انتقال فرش نفیس ایرانی در دفاتر اسناد رسمی سخن گفت.
جای خالی اجرایی شدن صدور شناسنامه فرش طی سالهای گذشته، به این منجر شده است که حتی برخی سودجویان، فرشهای قاچاقی را که از پاکستان و افغانستان وارد کشور کردهاند به نام فرش خراسان، بلوچ، ترکمن و قشقایی به خریداران بیاطلاع قالب کنند، حالا این موضوع باعث شده است برای جلوگیری از چنین تقلبهایی، شناسنامه فرش از سوی دستگاههای ذیربط دولتی در اولویت قرار بگیرد و مرکز ملی فرش با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب از شرکتهای دانشبنیان بخواهد شناسنامهای با مشخصات هویتی و مالکیتی که جایی برای متقلبان داخلی و خارجی باز نگذارد، طراحی کنند زیرا برخی سودجویان در داخل کشور با قاچاق فرشهای افغانستانی به داخل یا تولید فرشهای بیکیفیت و حتی تقلبی از بازار متلاطم، سودجویی میکنند.