روز گذشته پس از چند روز تعطیلی ناخواسته سالنهای تئاتر شهر، شاهد روی صحنه رفتن برخی آثار نمایشی بود؛ اتفاق مبارکی که باید زودتر از این میافتاد. روز گذشته پس از چند روز تعطیلی ناخواسته سالنهای تئاتر شهر، شاهد روی صحنه رفتن برخی آثار نمایشی بود؛ اتفاق مبارکی که باید زودتر از این میافتاد. بازگشایی سالنها و بازگشتن به حالت معمول روی صحنه رفتن اجراها و برگزاری نمایش ها، کنسرتهای موسیقی و اضافهشدن فیلمهای جدید به چرخه اکران سینماها و گرم شدن تنور تولیدات فرهنگی و هنری نشان از پویایی و سرزندگی هنر دارد. اگر چه برخی افراد و جریاناتی هم بوده و هستند که نانشان از تنور التهابآفرینی یا بر هم زدن نظم عمومی گرم و تأمین میشود و در ایام اخیر برای تهدید و ارعاب هنرمندان به منظور جلوگیری از اجرای هر گونه فعالیت هنری در سالنهای نمایشی تا برهم زدن امنیت روانی جامعه به وسیله گذاشتن پستها و استوریهایی در فضای مجازی، فروگذار نبودند، اما به هر حال خبر بازگشایی سالنهای تئاتر شهر که به نوعی پایتخت سالنهای تئاتر کشور محسوب میشود، نویددهنده روزهای بهتری برای این هنر دیرپای است.
البته نباید فراموش کرد که همین تئاتر و افرادی که از طریق آن ارتزاق هنری و معیشتی میکنند، نیازمند تبلیغ کارهایشان هستند و تبلیغات اجراها جزو راههای تنفسی و حیاتی زنده نگهداشتن آنها روی صحنه اجراست. طی چند وقت اخیر که به دلیل سوءاستفاده اغتشاشگران از بستر اینترنت، فضای مجازی و برخی شبکههای اجتماعی فیلتر شدهاند، فضای تنفسی اجراها که همان تبلیغات مجازی آنها بود، بسته شدهاست. بسیاری از فعالان این عرصه هنری بر خلاف تهدیدها و توهینها، هیچ ابایی از روی صحنه بردن کارهایشان ندارند، لکن آنچه جلوی این اقدام آنها را گرفته، نگرانی از عدم حضور مخاطب برای نمایش است؛ چه اینکه نمایش و تئاتر بدون مخاطب شخصیت کاملی نخواهد داشت و این نفس مخاطب است که هنرمند و اجرا را زنده نگه میدارد. متأسفانه این انسداد فضای تبلیغی بدون هیچگونه جایگزینی و تدبیری برای تبلیغات آثار جلو میرود و سپری میشود، به همین علت مسئولان وزارت ارشاد، مرکز هنرهای نمایشی و هنرمندان باید با همفکری و همافزایی برای این مشکل چارهجویی میکردند که نکردند! و ضروری است که هر چه سریعتر راههای جایگزینی برای تبلیغ تئاترها طراحی، تدبیر و اجرا کنند؛ حالا یا با پای کار آوردن تلویزیون یا با استفاده از تابلوهای شهری و تبلیغات محیطی یا بهرهگیری از هر ابزار و ابتکار خلاقانه راهگشایی که تئاتر و سالنهای نمایش را از این وضعیت بد خارج کند.
نکته دیگری که چند سال است فقط حرف آن زده شده و در ورطه عمل هیچ خروجی نداشته بحث تجهیز سالنهای تئاتر به تجهیزات و دوربینهای مدار بسته جهت ضبط اجراهاست. ضعف مدیریتی و اجرایی و عدم اهتمام مسئولان به محققشدن این رهیافت در حالی است که هرازگاهی برخی اجراها با حواشی مواجه میشوند مانند آنچه چند وقت پیش رخ داد. به دلیل عدم ضبط اجراها توسط دوربین سالنها گاهی گفته میشود فلان تئاتر با متن نمایشی ارائه داده شده به مراکز اعطای مجوز مطابقت نداشته و چیزی که اجرا شده با نمایشنامه مجوز گرفته تناقض دارد و بعد از جنجالهای زیاد و رفت و آمد ناظرهای مخفی و آشکار حین اجرای نمایش مسئله به نوعی رفع و رجوع میشود. این در حالی است که چند سال پیش شهرام کرمی، مدیر وقت مرکز هنرهای نمایشی از نصب دوربین در سالنهای تئاتر و خاتمه دادن به این جنجالها طی یک بازه دو ماهه خبر داد! ادعایی که بعد از چند سال هنوز هم محقق نشده و ظاهراً تعارض منافع و اعمال سلیقه به جای اجرای قانون باعث عدم توفیق چنین اتفاقی شدهاست. چه اینکه نصب دوربین در تالارهای نمایشی یک مصوبه ابلاغی است و این قانون باید در تمام اماکن عمومی اجرا شود؛ قانونی که تا کنون اجرا نشده و هزینههای زیادی را برای نظام و هنرمندان ایجاد کردهاست.
آنچه روشن است اینکه اولاً باید شرایط انجام تبلیغات آثار هنری و تئاترها برای همه گروههای نمایشی ایجاد بشود تا بتوانند به جریان عادی فعالیتشان باز گردند چه اینکه تئاتر با تبلیغات، تجهیز سالنها و حمایت دلسوزانه میتواند زنده، مردمی و پویا بماند. نکته دوم اینکه نصب تجهیزات لازم به خصوص دوربینهای مدار بسته که توان ضبط اجراهای روی صحنه را داشته باشند، امری ضروری است و یکبار برای همیشه بساط فرستادن ناظرهای یواشکی و نامحسوس و جار و جنجالهای بلاوجه جمع میشود و جایی برای اظهارنظرهای سلیقهای و شخصی و هزینهزایی برای هنرمندان و مسئولان نمیماند.