کد خبر: 1111963
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
چالش‌های فقدان سواد رسانه‌ای والدین در گفتگو با دکتر محمدصادق دهنادی، کارشناس فرهنگ و رسانه 
سواد رسانه ندارید؟ پس والدین کاملی نیستید! به گفته یک کارشناس فرهنگ و رسانه، سواد رسانه‌ای یکی از مهارت‌های پایه در آموزش والدین امروزی به نسل آینده محسوب می‌شود که در صورت فقدان این آموزش گویی یکی از مهارت‌های ضروری و پایه نادیده گرفته شده است. محمدصادق دهنادی، کارشناس ارشد مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی و دکترای مدیریت رسانه دانشگاه تهران است. وی صراحتاً خطاب به پدر و مادر‌ها می‌گوید اگر سواد رسانه ندارند، والدین کاملی نیستند.
به گفته یک کارشناس فرهنگ و رسانه، سواد رسانه‌ای یکی از مهارت‌های پایه در آموزش والدین امروزی به نسل آینده محسوب می‌شود که در صورت فقدان این آموزش گویی یکی از مهارت‌های ضروری و پایه نادیده گرفته شده است. محمدصادق دهنادی، کارشناس ارشد مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی و دکترای مدیریت رسانه دانشگاه تهران است. وی صراحتاً خطاب به پدر و مادر‌ها می‌گوید اگر سواد رسانه ندارند، والدین کاملی نیستند. دهنادی درباره شاخص‌های سواد رسانه‌ای در گفتگو با «جوان» می‌گوید: «سواد رسانه از دو زاویه؛ یکی در حد تعاریف دانشگاهی و دیگری در حوزه عملیاتی قابل تحلیل است. سواد رسانه‌ای در تعاریف دانشگاهی مربوط به فلسفه پست‌مدرنیسم و نظریه نسبی‌گرایی است، بر این اساس که انسان‌ها با دیدگاه عدم قطعیت و نسبیت، پیام رسانه را دریافت می‌کنند. همچنین طبق بررسی‌ها، ویژگی‌های هرمنوتیکی هر پیام از حیث کانال انتقال‌دهنده، فرستنده و برداشت متفاوت، قابل اهمیت خواهد بود، اما بخش دیگر تعاریف مربوط به حوزه عملیاتی از سواد رسانه است که باید بگوییم حوزه عملیاتی یک مهارت رسانه‌ای محسوب می‌شود که به چگونگی استفاده از رسانه‌ها، سنجش پیام رسانه و گزینه‌های انتخاب رسانه متکی است. به اعتقاد دهنادی دو موضوع مورد اشاره کارزار رسانه‌ای را بر پایه تاکتیک خاص عملیاتی می‌کند و جامعه را به نتیجه می‌رساند. گفت‌وگوی «جوان» با این کارشناس فرهنگ و رسانه را می‌خوانید. 
 
 
سواد رسانه‌ای برای پدران و مادرانی که تربیت‌کننده نسل‌های آینده هستند تا چه حد مهم و ضروری است؟
هر پدر و مادری به اقتضای جایگاه خود باید مهارت‌های لازم را به فرزندان انتقال دهند. انسان موجودی اجتماعی است که از دیرباز مسئولیت تربیت فرزندان را به عهده داشته است. مثال بارز در این زمینه آموزش کشاورزی در عصر کشاورزی یا آموزش صنعت در عصر فعالیت صنعتی است. امروز نیز عصر رسانه است و در جامعه اطلاعاتی و عصر رسانه قاعدتاً آنچه پدران و مادران باید به فرزندان یاد دهند، مهارت‌های پایه است. در واقع اگر ما دنیای امروز مبتنی را عصر رسانه بدانیم، این عصر بدون مهارت رسانه به خطر می‌افتد و حتی تصور دنیای بدون رسانه جایی نخواهد داشت. بنا به دلایل مطرح‌شده، به نظر می‌رسد در صورت نبود استاندارد‌های دوازده‌گانه، جای مهارت پایه خالی خواهد ماند. در واقع پدر و مادر همزمان با آموزش راه رفتن و حرف زدن و بهداشت فردی و سایر ضرورت‌های آموزشی برای فرزندان باید سواد رسانه‌ای و کسب آن را آموزش دهند و خود را در این زمینه ملزم بدانند. چه بسا که فرهنگ مربوط به رسانه را باید به عنوان مهارت پایه آموزش دهند. در حال حاضر بچه‌ها از زمانی که روی پای خود می‌ایستند و از زمان یادگرفتن لمس صفحه گوشی با رسانه سر و کار دارند، بر همین اساس اگر پدر و مادر سواد رسانه‌ای نداشته باشند و نتوانند این سواد را منتقل کنند، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های پدر و مادر بودن را ندارند. 
 
سواد رسانه‌ای می‌تواند تفاوت‌های نسلی را ترمیم کند؟ 
به نظر می‌رسد بخشی از تعامل پدر و مادر‌ها به کار مشترک رسانه‌ای برمی‌گردد، در غیر این صورت فاصله دیجیتالی بین نسل‌ها افزوده می‌شود، فقدان اطلاعات رسانه‌ای والدین از رسانه در هر بعدی مثل این است که در عصر کشاورزی مهارت کشاورزی را آموزش ندهند یا در عصر صنعتی مهارت صنعتی آموزش داده نشود. می‌توان گفت نه تنها مهارت نداشتن خانواده ایجاد مسئله یا فاصله می‌کند بلکه در ارتباطات عاطفی هم ایجاد اختلال می‌کند، لذا پدر و مادر باید مهارت‌های پایه عصر ارتباط را داشته باشند. 
 
دوران کرونا چه نقشی در دیجیتالی شدن بچه‌ها داشت و حالا پدر و مادر چگونه می‌توانند نسل جدید را با ابعاد عصر رسانه آشنا کنند؟
ما همچنان استاندارد‌های قابل قبول را در این زمینه در بستر فرهنگ و رفتار خانواده‌ها نداریم. مثال بارز در این زمینه درگیر شدن نسل‌های جدید با رسانه و گوشی به دلیل شرایط کرونایی است. بنده از چهار سال پیش هنگام سخنرانی در جلسات مدارس می‌گفتم قبل از دوران دبیرستان داشتن گوشی جداگانه برای فرزندان صلاح نیست، در حالی که والدین مجبور شدند در شرایط کرونایی خط جداگانه برای بچه‌ها تهیه کنند. آیا والدین این امکان را داشتند که گوشی را موقت به فرزند خود بدهند و بعد آن را پس بگیرند؟! نکته ظریف و مهم تغییر و چرخش اتفاقات در دنیاست. اولین گام مهم و ضروری، رسیدن به یک چارچوب قابل قبول است تا چرخش مورد نظر پاسخگوی رخداد‌های عصر حاضر و جامعه امروز باشد. در واقع استاندارد‌سازی نباید انتزاعی غیرقابل عملیاتی باشد یا اینکه افراد برای عمل کردن به آن زیر سؤال بروند. 
 
این استانداردسازی چگونه باید صورت گیرد؟
اولین بحث این است که استانداردی قابل اتکا و موجه ارائه شود تا همه افراد موافق ذیل آن حرکت کنند. نکته بعدی این است که باید به مدل‌های خانوادگی برسیم که مدل خانوادگی خارج از مدل تربیتی نیست. در واقع ما استاندارد دوگانه و چندگانه داریم که برای رفع این استاندارد چندگانه نمی‌توانیم خط مشی جداگانه به والدین ارائه دهیم بلکه مشاوران خانواده باید به یک چارچوب مشخصی برسند؛ چارچوبی که در واقع نقشه راه باشد و الزاماتی، چون منطق، قاطعیت و مهربانی در آن جای بگیرد. به طور مثال امکان زمانبندی برای بازی کامپیوتری مشخص و منطقی باشد، گاهی برخی بازی‌ها در مدت‌زمان تعیین‌شده به نتیجه دلخواه نمی‌رسد و نتیجه عکس می‌گذارد. مهم‌ترین مشکلات موجود این است که الگو‌های بومی قابل بررسی و مشخصی وجود ندارد. در واقع هر فرد یا طراحی باید ابتدا استاندارد لذت بازی را بچشد و بعد استاندارد تعریف کند. در واقع این فرد باید بتواند طبق نقشه و چارچوب لذت بازی و مختل نشدن زندگی را کنار هم قرار دهد. یکی از مهم‌ترین مفاهیم در خانواده انتقال است. چگونگی عملکرد والدین در خانواده حرف اول را می‌زند. در واقع فرزندان بیش از آنچه بشنوند، می‌بینند و الگوبرداری می‌کنند. پدر و مادری که فقط روزی چند دقیقه با بچه‌ها بازی می‌کنند، چگونه می‌توانند انتظار داشته باشند فرزندشان سراغ بازی کامپیوتری نرود؟! درواقع پدر و مادر‌ها باید محور حوزه‌های عملیاتی با فرزندان خود باشند. 
 
اثر رسانه یا فضای مجازی و حتی بازی‌های رایانه‌ای بر هیجانات چیست و والدین چگونه می‌توانند این هیجان را به سمت درست هدایت کنند؟
این سؤالی است که سال‌هاست روانشناسان و پژوهشگران برای پاسخش در حال آزمایش هستند. برخی پژوهش‌ها می‌گوید بازی بچه‌ها باعث تخلیه انرژی آن‌ها می‌شود یا لااقل از خشونت آن‌ها کم می‌کند، یعنی بین درجه خشونت بچه‌ها و استفاده از بازی رابطه معناداری وجود ندارد. این نتیجه علمی برخلاف صحبت‌های غیرعلمی در کشور ماست چراکه بر اساس این نظریه استفاده از رسانه انرژی افراد را تخلیه می‌کند و دیگر در بیرون از فضای مجازی انرژی منفی برای تخلیه ندارد و چه بسا رفع خطر هم می‌کند، این در حالی است که اگر انرژی‌اش تخلیه نشود، به سمت افسردگی می‌رود. از سوی دیگر افراد دیگری معتقدند انجام بازی با گوشی یا رایانه موجب تقلید و در نتیجه ایجاد خشونت و اقدام خواهد شد. هر دو نظریه ظرافت‌هایی دارد که قابل تأمل و بررسی است. 
 
نقش نهاد‌های آموزشی در این زمینه تا چه حد تعیین‌کننده است؟
متأسفانه نهاد‌های آموزشی ما منفعل عمل می‌کنند چراکه این نهاد‌ها نه منابع آموزشی به‌روزی دارند، نه کارکنانی باانرژی و باانگیزه و عمدتاً درگیر مطالبات صنفی هستند، البته منظور این نیست که دلسوزی نداریم. این حرف بی‌انصافی است، اما به لحاظ سیستمی کمتر کسی به این موضوعات فکر می‌کند. باید به جای سمینار‌های مختلف، انتشار پوستر و حرف‌های تکراری به سمت آشنایی معلمان با رژیم و مهارت مصرف رسانه برویم تا در فضای غیررسمی این موارد را به دانش‌آموزان یاد دهند و از وضعیت شلخته آموزش رسانه فاصله بگیریم؛ و توصیه یا نکته پایانی.
ما در کشور خود به مسائل فرهنگی به عنوان امور تشریفاتی و پیمانکاری نگاه می‌کنیم و حتی مسئولان سواد رسانه‌ای ما منفعل هستند؛ شبیه افرادی که منتظرند کسی با ارائه حرف و بودجه مشخص راه را عملیاتی کند. جالب این است حتی در جریان حوادث اخیر که سبقه رسانه‌ای دارد، قدمی برنداشتند. سواد رسانه‌ای یک مسئولیت اجتماعی مهم است که باید از حالت تشریفاتی و ظاهر آراسته، اما غیرکاربردی فرهنگی فاصله بگیرد و به عنوان مسئولیت اجتماعی به آن توجه شود. در راستای ساده‌باوری قدم برنداریم که ایجاد تحول در حوزه سواد رسانه، مشارکت عمومی می‌طلبد و این مشارکت عمومی پروژه‌محور و پول‌محور و تعارف‌بردار نیست بلکه باید از استیلای تعارف و پروژه بیرون بیاییم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار