ساعت ۶ صبح است و خنکای صبحگاهی پوستت را نوازش میکند. صندلیای را که درست در میدان اصلی پارک است، انتخاب میکنم. با اینکه کتانی ورزشی به پا دارم، اما همت راه رفتن ندارم. دو خانم جوان در حال پیادهروی هستند، یک پیرمرد و خانم جوان دیگری از دور مشغول ورزش کردن با وسایل ثابت پارک هستند. ساعت ۶ صبح است و خنکای صبحگاهی پوستت را نوازش میکند. صندلیای را که درست در میدان اصلی پارک است، انتخاب میکنم. با اینکه کتانی ورزشی به پا دارم، اما همت راه رفتن ندارم. دو خانم جوان در حال پیادهروی هستند، یک پیرمرد و خانم جوان دیگری از دور مشغول ورزش کردن با وسایل ثابت پارک هستند.
یک خانم مسن از مقابل صورتم آهسته عبور میکند. چند قدم جلوتر یک نفر با او همقدم میشود. باهم دست میدهند و مشخص است که آشنا هستند. سر برمیگردانم به اطراف نگاه کنم. میبینم همان دو نفر، حالا سه نفر شدند. تقریباً یک دور کامل بوستان سهند را آرام پیمایش کردند. جمعی هشت نفره شدند. همه شاداب و راضی از اینکه صبح زود به پیادهروی آمدهاند. لبخند بر لب و مشغول صحبت هستند. ناخواسته در هر دوری که میزنند متوجه مضمون گفتگوها میشوم، دور اول آخرین اخبار روز کشور، دور دوم درباره لباس و ظرف و لوازم خانه، دور سوم درباره ارتباط خوراکیهای گیاهی با سلامت و دور چهارم هم درباره تغذیه سالم و بحث سلامت، البته کمکم سرعتشان بالاتر میرود و کمتر متوجه مضمون دقیق موضوعات میشوم، اما یک جمله برای شنیدن محتوای بحث کافی است. بیشتر از هر چیز بدنهای سالم و ورزیده به چشم میخورد. نحوه ایستادن، درست راه رفتن، حتی لحن صحبتها اثرگذار است.
حالا ساعت ۷ است و مربی ورزش با اسپیکر و دو همراه دیگر خود رسیده است. جمعیتی بالغ بر ۵۰ نفر به چشم میخورد. شنیده بودم ورزش صبحگاهی بوستان سهند دیدنی و جذاب و البته حرفهای و اصولی است، اما به چشم ندیده بودم. نزدیک خانه بود و تصمیم گرفتم یک روز از نزدیک ببینم.
در حالی که همچنان روی نیمکت نشستهام، میبینم که موسیقی شاد همه چهرهها را بشاش کرده است. ابتدا نرمش آهسته و کمکم حرکات، ریتمدارتر و تندتر شده است. خانمی با لبخند از دور اشاره میکند که به جمعشان اضافه شوم. صندلی را رها میکنم و به میدان ورزش میروم. به تعداد افراد هر لحظه اضافه میشود، طوری که ضلح شمال پارک مملو از بانوانی است که در حال ورزش کردن هستند. یکصدا میشمارند: یک... دو... سه...
تقریباً ورزش تا ساعت ۸ طول کشید. بعد از پایان ورزش همه جمع تشویق بلندی کردند، طوری که صدای کف زدن فضای پارک را پر کرد. هر کس به سمتی رفت. چشمم به همان جمع خانمهای میانسال افتاد که به سمت یکی از آلاچیقهای پارک رفتند. چند دقیقهای که گذشت از کنارشان عبور کردم. بساط صبحانه و نان تازه لبخند به لبم آورد. دعوتم کردند و با تشکر و ابراز خرسندی از این جمع صمیمی به سمت در خروجی پارک رفتم. عمدتاً دست همه کسانی که ورزش کردند نان تازه خودنمایی میکرد.
فردا، پسفردا و... به خودم که آمدم دیدم تقریباً شش ماهی میشود من هم به جمع خانواده ورزشی پارک سهند در منطقه ۱۴ اضافه شدهام و دو نفر از دوستان را هم با خود همراه کرده بودم. حالا من هم مثل همان جمع هشت نفره میتوانستم در کنار دو دوست قدیم و هممحلی ساعاتی را به شادی و نشاط سپری کنم. از مهمترین دلایل من برای شرکت در مراسم صبحگاهی پارک، رایگان بودن، در دسترس و نزدیکی به خانه بود. از آن مهمتر اینکه به خودم آمدم و دیدم مزیت بیداری سحرگاهی باعث شده تا قبل از ظهر تقریباً نیمی از کارهایم را انجام دهم، حتی از این مهمتر، خستگی ناشی از فعالیت روزانه در کنار سحرخیزی باعث شده بود زندگیام نظم جدیدی پیدا کند و از عذاب شببیداری در امان باشم. قبل از نیمهشب میخوابیدم و ۶ صبح بیدار میشدم.
در این مدت چندباری میهمان گعده هشت نفره بانوان ورزشی بوستان سهند شدم که طبق گفته خودشان سالهاست در این پارک ورزش میکنند؛ جمعی که معتقد بودند بسیاری از بیماریها را به واسطه نظم در ورزش از سرگذراندهاند و افزون بر این، ورزش به لحاظ ابعاد روحی و روانی باعث نشاط فردی و جمعی آنان شده است.
لیلا که تقریباً از همه جوانتر و شاغل بود، گفت: من باید ساعت ۹ محل کار حاضر باشم. بعد از ساعت کاری باشگاه ورزشیای که هماهنگ با ساعت زندگی من باشد، پیدا نکردم، در نتیجه با توجه به ضرورت ورزش برای سلامت روحی و روانیام ترجیح دادم ورزش صبحگاهی پارک را انتخاب کنم که هم به محل کارم برسم و هم بتوانم به واسطه تزریق انرژی ضامن سلامت جسمی خودم و بچهها باشم، البته سمانه دوست خودم هم به دلیل مشغله کاری ترجیح داد بین بد و بدتر، بد را انتخاب کند و از نظر او بد، ورزش در پارک و بدتر ورزش نکردن و تنبلی بود. سمانه هم از محدودیت ساعت باشگاههای ورزشی برای شب گلایهمند بود و معتقد بود اتفاقاً ساعت آخر شب برای خانمها مناسبتر است، چون بانوان شاغل میتوانند از فرصت حضور پدر در منزل استفاده کنند و به ورزش برسند.