کد خبر: 1103451
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
داستان تنها قائم مقام رهبری در آیینه روایت و تحلیل
عبرت‌های تاریخی یک گزینش و عزل اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، داستان قائم مقامی رهبری آیت‌الله حسینعلی منتظری را بازخوانده و به تحلیل نشسته است. «روزگار قائم مقامی» توسط سهراب مقدمی شهیدانی تألیف شده و بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، به انتشار آن همت گماشته است.
شاهد توحیدی

اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، داستان قائم مقامی رهبری آیت‌الله حسینعلی منتظری را بازخوانده و به تحلیل نشسته است. «روزگار قائم مقامی» توسط سهراب مقدمی شهیدانی تألیف شده و بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، به انتشار آن همت گماشته است. نویسنده این پژوهش در دیباچه خویش بر آن در باب موضوع کتاب و اهمیت آن از جنبه‌های گوناگون چنین آورده است:
«شیخ حسینعلی منتظری از روحانیون مبارز و یکی از شارحان تئوری حکومت اسلامی و ولایت فقیه است که در کوران حوادث، سرگذشت پرحادثه‌ای را تجربه کرد. یک روز فقیه عالیقدر لقب گرفت، چندی بعد به عنوان مرجع نسل انقلابی معرفی گردید و مدتی بعد در فرآیندی شتاب‌زا، به جایگاه قائم‌مقام رهبری رسید، اما دیر زمانی نگذشت که سیر نزولی جایگاه اجتماعی‌اش آغاز گردید. مطرح شدن مفاسد سیدمهدی هاشمی - که باند تبهکار او نزدیک به ۳۰ قتل نفس در پرونده داشت- نقطه آغاز نزول قائم‌مقام بود. او به زودی از مرجعیت مجاهدین اصیل تنزل کرد و کوتاه زمانی بعد، به عنوان مدافع و پناهگاه اعضای سازمان منافقین، لیبرال‌ها و سکولار‌ها درآمد و در آخر، برخلاف مکتوبات صریح خود، به مخالفت با ولایت‌فقیه کشیده شد و با اعلان رسمی خروج از شرایط مرجعیت توسط جامعه مدرسین و انقطاع از اردوگاه انقلاب اسلامی، سرانجامی تلخ برایش رقم خورد.
جرقه مسئله قائم‌مقامی در ابتدا، با یک دغدغه معقول زده شد و آن تدبیر برای آینده انقلاب و نظام اسلامی در فقدان امام خمینی بود، اما به نظر می‌رسد در مقام عینیت بخشیدن به این دغدغه، راه دقیق و درستی طی نشد. از یک‌سو در چنین امر مهمی، هیچ استجازه‌ای از امام خمینی صورت نگرفت و از دیگر سو، نسبت به مخالفت‌های صریح امام در مصداق قائم‌مقام، بی‌توجهی صورت گرفت. خطای راهبردی دیگر، اصرار بر رسمیت بخشیدن به مسئله قائم‌مقامی، به رغم عدم وجود زیرساخت‌های قانونی آن بود که در منظر برخی خبرگان، نوعی بدعت سیاسی ساختاری محسوب می‌شد. نهادینه کردن شأن یک فرد مشخص در حد شأن یک نهاد سیاسی مقتدر فراقانونی آن هم بدون پیش‌بینی در قوانین اساسی یا عادی و زمینه‌سازی اجتماعی برای رهبری کسی که هیچ تضمینی برای استمرار شرایط رهبری در وی وجود ندارد، از جمله مسائل قابل توجهی است که در بازخوانی پرونده قائم‌مقامی باید مدنظر قرار گیرد. عدم توجه به اعتراضات برخی علمای قم و تهران با مصداق انتخابی برای تصدی قائم‌مقامی نیز مسئله مهم دیگری است که قابلیت بررسی تفصیلی دارد. اینکه چه کسانی و چرا با انتخاب مرحوم منتظری به مخالفت برخاستند، هنوز به طور بایسته مورد بازکاوی قرار نگرفته است. در سه دهه گذشته، بحث قائم‌مقامی آقای منتظری به لطف تکاپوی پردامنه اعضای بیت وی و پشتیبانی تمام عیار رسانه‌های ضدانقلاب، همواره در محافل سیاسی مطرح بود و به دلیل فقدان روایتی جامع و مستند، طرفداران ایشان با رویکردی طلبکارانه به ترویج روایت یک‌سویه خویش دست می‌زدند. به راستی فارغ از این هیاهوی رسانه‌ای، واقعاً ماجرا چه بود؟ پیشینه جانشینی وی مربوط به چه دوره‌ای است؟ و چه کسانی با چه اهدافی پیگیر و پیشگام آن بودند؟ با وجود مراجع بزرگی، چون آیات خویی، مرعشی‌نجفی، گلپایگانی، قمی و دیگران، آیا مرجعیت آقای منتظری در فرآیندی منطقی و مبتنی بر سنت‌های حوزوی مطرح شد، یا تابعی از شرایط سیاسی و مرهون فعالیت‌های سازمان یافته انقلابیون بود؟ آیا قائم‌مقام رهبری از مفاسد برخی اطرافیان خود، خصوصاً سیدمهدی هاشمی شناخت دقیق و عمیقی نداشت یا آنکه قرابت، مانع از خرده‌گیری در مورد عملکرد آنان شده بود؟...»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار