يكي از موضوعاتي كه بعد از چند ماه از انتخابات نقطه اميدي را براي اصلاحطلبان به وجود آورد و البته به زودي به يأس و نااميدي انجاميد، بحث طرح وحدت ملي بود. اين موضوع علاوه بر شش نفر از اصولگرايان حاميان ديگري البته با اندكي تفاوت در جامعه روحانيت مبارز داشت كه خيلي زود منقطع شد. حسين ابراهيمي يكي از اعضاي جامعه روحانيت مبارز در خصوص چرايي به سردي گراييدن اين موضوع و همچنين علل و دلايل مردود شدن برخي از روحانيون در انتخابات امسال توضيح ميدهد. حجتالاسلام ابراهيمي عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه است كه در يكي از روزهاي آبان ماه مهمان ايشان در دفتر كارش واقع در مجلس شوراي اسلامي بوديم.نظرتان در رابطه با وحدت ملي كه برخي از سياسيون كشور مطرح كردهاند چيست؟طرح آشتيملي به معناي اينكه ما در جامعه وحدت، انسجام و يكپارچگي بين نيروهايي كه نظام و انقلاب را قبول دارند و رهبر و نظام به معناي دولت اسلامي را هم قبول دارند است و مقام معظم رهبري هم فرمودند هر كس اين چهار ويژگي را قبول داشته باشد خودي است و ما انسجام، وحدت و يكپارچگي را در اين چارچوب عملي ميدانيم. معتقديم كه اگر غير اين باشد راه به جايي نميبرد. اين همان حركت اوليه انقلاب است. اگر ما اين را نداشتيم نميتوانستيم به پيروزي برسيم. اما اينكه ما امروز مستثنياتي داريم كه قطعاً مورد توجه است. همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند كساني كه امنيت كشور را به خطر انداختند و با امنيت كشور معارض و مبارز باشند يا مباني نظام را قبول نداشته باشند و يا با دروغپردازي و شايعهپراكني آسايش و افكار مردم را پريشان كنند، كساني كه داراي اين سه ويژگي هستند و يا هر يك از اين سه ويژگي را داشته باشند خودي نيستند و ما با اينها نه بهدنبال وحدت ملي هستيم و به دنبال انسجام اسلامي و معتقديم كه اينها با نظام نيستند. لذا جرياناتي كه بعد از انتخابات موجب شدند امنيت جامعه ما مخدوش بشود و مباني نظام زير سؤال برود با دروغ و شايعهپراكني افكار عمومي جامعه را مشوش كردند. اين افراد معارض نظام هستند و مقابل نظام ايستادهاند و كساني كه در مقابل نظام بايستند وحدت ملي با اينها مفهوم ندارد. ما بر چه اساسي بايد با اين افراد وحدت كنيم؟ اينها نظام را قبول ندارند، اسلام انقلابي و انقلاب اسلامي را قبول ندارند، رهبري را قبول ندارند كه اگر قبول داشتند بعد از بيانات مقام معظم رهبري در نماز جمعه ديگر حرفي يا عملي صورت نميدادند و اينها بايستي عذرخواهي ميكردند و به آغوش نظام برميگشتند، اگر اين كار را ميكردند كه شايسته يك فرد انقلابي و متدين بود ملت هم عذر آنها را ميپذيرفت. وحدت ملي اصلاً معنا ندارد، فرق نميكند كه طرحكننده آن چه كسي بود اما آنچه در جامعه روحانيت مطرح شد اين نبود، چون بنده عضو كميته چند نفره هستم، ما در همان نشست اول هم گفتيم در چارچوب فرمايشات آقا حركت كنيم و اگر در چارچوب وحدت آقا بود (غير از اين وحدت است كه ميخواهيم با جريانات مختلف كه در مقابل نظام قرار گرفتند همپيمان بشويد) ما حاضر بوديم قدم برداريم. مقام معظم رهبري هم حساب اينگونه افراد را جدا كرد با اين جمله كه «كساني كه با امنيت كشور بازي كردند و دست به شايعهپردازي زدند.»با اين جملات آقا دليلي ندارد ما به سراغ اين افراد برويم و اگر قرار باشد روزي كسي سراغشان برود آن قانون است نه ما. جامعه روحانيت مبارز به هيچعنوان حاضر نبود از چارچوب فرمايشات آقا عدول كنيم و لذا الان هم اين برنامه متوقف شده است.همانطور كه خودتان اشاره فرموديد جامعه روحانيت مبارز در رابطه با طرح وحدت ملي جلساتي برگزار كرد، چرا پس از مدتي اين موضوع از سوي جامعه عقيم ماند؟ دليلش اين است كه معنايي ندارد. خود مقاممعظم رهبري دعوت به وحدت كرده است و ما هم بايد همين كار را انجام بدهيم. دليلي ندارد ما گروهي تشكيل بدهيم و فرمايشات آقا را تكرار كنيم. ما دنبال چه كساني ميخواهيم برويم، چه كساني را ميخواهيم دعوت به وحدت كنيم. بنده بهعنوان مسؤول مساجد با ائمه جماعات جلساتي گذاشتم و گفتم در چارچوب فرمايشات آقا دعوت به وحدت كنند و به آنها گفتيم روشنگري كنيد و الان هم طرح بصيرت براي جماعات داريم كه آنها هم اين كار را در مساجد انجام ميدهند و در جهت فرمايشات مقام معظم رهبري در جهت شفافسازي و روشنگري قدم برداشتهاند.طرح جامعه روحانيت با طرح شش نفر از اصولگرايان متفاوت است؟ما از طرح آنها هيچ اطلاعي نداشتيم و آنچه در جامعه روحانيت اتفاق افتاد عملي است در چارچوب فرمايشات آقا، يعني بصيرت بخشي، روشنگري و وحدت در چارچوب فرمودههاي ايشان. ما خارج از چارچوب فرمايشات ايشان طرحي را نه بنا بود مطرح كنيم نه رويش كار كنيم. براي اينكه اين كار كاملاً حساب شده باشد يكي از اعضا را خدمت آقا فرستاديم تا نظر آقا را هم در اين رابطه جويا بشويم.نظر مقام معظم رهبري در اين رابطه چه بود؟نظر مقام معظم رهبري منفي بود كه كسي برود دنبال افرادي كه خودشان تخطي كردند و در مقابل نظام ايستادند. لذا ما يك جلسه برگزار كرديم و در همان جلسه قيد كرديم كه در چارچوب بيانات رهبر انقلاب قدم برداريم و طرحي بهعنوان وحدت ملي بيان نشود.نظرتان در رابطه با طرح شش نفر از اصولگرايان كه در مرحله پاياني بهدست مقام معظم رهبري هم رسيد چيست؟من اولاً اين طرح را نخواندهام و حتي استماع هم نكردم، نخواستهام كه از مفاد آن سر در بياورم و نميتوانم در اين باره نظر بدهم. ما معتقديم هر آنچه بخواهد صورت بگيرد بايد به اذن مقام ولايي باشد؛ بدون اذن ايشان هيچ طرح و يا موضوعي مشروعيت ندارد.دم زدن از وحدت ملي يا آشتي سياسي، حرف دل امثال موسوي، كروبي و خاتمي نميتواند باشد؟بايد در وادي امر ببينيم نيت مطرح كنندگان اين گونه طرحها چيست. آيا ميخواهند چهره اين افراد را تطهير و شستو شو كنند و از يك معركه كه الان در افكار عمومي گرفتارش شدهاند نجات بدهند؛ چنين چيزي از طرف مقام معظم رهبري معذور نيست و هر كس اين كار را بكند خلاف است. اما گاهي است عدهاي ميخواهند اين وحدت را در چارچوب افرادي قرار بدهند كه مقام ولايت را قبول دارند. ميخواهند آسيبهايي كه به پيكره نظام وارد آمده را مرتفع كنند. اين كار مطلوب است. لذا اخيراً نامهاي كه بيش از 100 نفر از نمايندگان آن را امضا كردند و البته از سوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه هم صورت گرفت، به اين دليل بود كه ما رسيديم به جايي كه حركتي تازه در مقابل نظام صورت ميگرفت و دليل ديگرش هم مراجعه بازداشت شدگان اخير بود. بهعقيده بنده دليل ندارد فريب خورده زندان باشد، فريب دهنده آزاد باشد و اگر بناست قانون اجرا شود قانون و عدالت اقتضا ميكند اول عامل اصلي را دستگير كنند و مجازات كنند نه فرد بدبخت فلكزدهاي كه جاهلاً توي سيلاب و گرداب افتاده و ناخودآگاه گرفتار آمده است. ما معتقديم بايستي به تعبير مقام معظم رهبري سران فتنه و فرماندهان پس از اين برهه در مقابل قانون قرار بگيرند و جواب بدهند كه جامعه آرام ما چرا به آن وضعيت كشيده شد. ما يك انتخابات برگزار نكرديم ما حدود 30 انتخابات برگزار كرديم و هيچ باري كار به اينجا كشيده نشد و ما معتقديم اين يك برنامهريزي از قبل تعيين شده بود. آقايان موسوي، خاتمي و كروبي ميدانستند كه ساز و كار انتخاباتي ما اجازه تقلب را به هيچ كسي نميدهد و در حقيقت مردم انتخابات را برگزار ميكنند و دولت آن را ساماندهي ميكند والا بنده بهعنوان مسؤول مساجد ميدانم در هر يك از مساجد 14 نفر بالاي صندوق ميايستند، از اين 14 نفر چند نفر فقط دولتي هستند. گفته آقاي ابطحي كاملاً درست بود و رمز آشوب تقلب بود و كساني كه رمز آشوب را تقلب گذاشتند خود متقلب هستند و اين متقلبها را بايد دستگير كنند كه هم مردم آرام بشوند هم آنهايي كه فريب خوردند متوجه بشوند فريب دهندگان هم مجازات شدهاند.برخورد با افرادي كه مقابل نظام ايستادند و به آبرو و اعتبار نظام ضربه زدند بايد چگونه باشد؟ به هيچ عنوان نبايد با سران فتنه طرح آشتي بريزيم. «ترحم بر پلنگ تيز دندان، ستمكاري بود بر گوسفندان» و حقيقت امر هم همين است. ما براي يك مرتبه هم كه شده تجربه كنيم افرادي كه مقابل نظام ايستادهاند را گوشمالي بدهيم تا ديگران جرأت اين كار را به خودشان ندهند.برخي از اعضاي هيأت رئيسه مجلس به ظاهر با شvكوائيه نامه نمايندگان عليه ميرحسين مخالف بودهاند و حتي يكي از آنها گفته است كه در نوشتن و ارسال نامه به دادستاني با هيأترئيسه مجلس مشورت نشده است؛ آيا الزام و ضرورتي وجود دارد كه براي شكايت از موسوي با هيأت رئيسه مشورت صورت بگيرد؟نه در آئيننامه داخلي مجلس نه در قوانين براي نماينده حدودي تعيين نشده است. ما در اداره مجلس آئيننامه داريم و بايد رعايت كنيم كه مجلس در چارچوب آئيننامه اداره بشود، اما اظهار نظر نمايندگان هيچ محدوديتي ندارد و در اين زمينه آزاد است.شكوائيه بيش از 100 نفر از نمايندگان قرار است به فراموشي سپرده بشود يا برعكس پيگير آن شكوائيه خواهيد بود؟آقاي اژهاي پيگير اين قضيه هستند و ما هم خواستار آن هستيم و مطمئن باشيد كار را رها نميكنيم مگر به فرمان مقام معظم رهبري.از رئيس قوه قضائيه و دادستاني كشور چه انتظاري در رابطه با سران آشوب و فتنه داريد؟ما تقاضاي ملاقات از آقاي لاريجاني رياست محترم قوه قضائيه كردهايم و رياست كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه و اعضاي آن هم به همچنين؛ براي آنكه اين موضوع را پيگيري كنند، ما معتقديم سران خاطي و فرماندهان آشوب بايد توسط قوه قضائيه مورد پيگرد قانوني قرار بگيرند و طبق قانون با آنها برخورد كنند و الان هم منتظر وقت از رياست قوه قضائيه هستيم تا خواسته و مطالبات خود در اين زمينه را مطرح كنيم.رياست چند ماهه آيتالله لاريجاني را مخصوصاً در حساسترين برهه زماني چگونه ميبينيد؟برخورد و سخنان آيتالله لاريجاني در جلسه توديع و معارفه زيبا و ارزشمند بود؛ يكي دو بار ديگر هم ايشان مسائلي را مطرح كردند كه اميدوار كننده بود. ما اميدوار هستيم كه آقاي لاريجاني ملاحظه هيچكسي را نكند و طبق قانون با افراد خاطي برخورد كند. ما معتقديم اين كار يك سير دادگاهي و دادسرايي است. ما در اين رابطه بسيار اميدوار و خوشبين هستيم.همانطور كه شاهد بوديم حاميان موسوي در روز 13 آبان باز هم با تعداد قليل دست به تحركاتي البته با وسعت بسيار محدود زدند و شاهد ريزش چشمگير حاميان موسوي بوديم. آيا اصلاحطلبان با تحركات خود در اين گونه ايام مناسبتي ميتوانند به اهدافشان دست بيابند؟بنده معتقدم كه اين افراد با توجه به شرايط در انزوا قرار گرفتهاند و اينكه نظام و مردم از آنها فاصله گرفته است. افراد آشوبگر هم بخشي متدين و بخشي فريب خورده بودند كه برگشتند و حساب خودشان را از اينها جدا كردند و منزوي شدگان براي بقا مجبور هستند دست به كارهايي بزنند كه بگويند ما هستيم. براي آنكه ابراز وجود كنند و از غرق شدن خود جلوگيري كنند دست به چنين كارهايي ميزنند. در ايام مختلف رسانههاي خارجي با تاكتيكهاي مختلف سعي در حضور گسترده و پرشور حاميان موسوي و جريان فتنه داشتند اما در روز 13 آبان آنقدر جمعيت قليل و انگشت شمار بود كه آنها هم مجبور شدند از تصاوير آرشيوي استفاده كنند. كسي كه در حال جان كندن است، دست و پا زدن هم برايش غنيمت است و بنده معتقدم اگر آنها دست به اين كارها ميزنند براي اين است كه وانمود كنند هنوز هستيم و نمردهايم و از جان كندن خود جلوگيري كنند و اگر اين كارها را نكنند چه بكنند. روز 13 آبان هم مثل روز قدس در مقابل سيل جمعيت مردم نتوانستند كاري بكنند و با آب خوردن و آدامس جويدن در ماه رمضان، حرمتشكني نسبت به دين و عدم پايبندي به ارزشهاي مذهبي را نشان دادند. آنها سعي ميكنند از حضور مردم در مناسبهاي مختلف سوء استفاده كنند و گرنه اگر روزي بهجز مناسبتهاي خاص بخواهند در خيابان تجمع يا راهپيمايي كنند تعداد آنها آنقدر قليل و اندك خواهد بود كه ديگر نميتوانند در مورد آن حرفي به زبان بياورند.جامعه روحانيت مبارز بهعنوان مهمترين تشكل روحانيت هيچگونه درخواست يا دادخواستي مبني بر خلع لباس آقايان كروبي، خاتمي و موسوي خوئينيها به دادگاه ويژه روحانيت نداشته است؟بايد در اين زمينه صحبتي با اعضاي جامعه صورت بگيرد. چون جامعه هم يكدست و يكصدا چه قبل و چه بعد از انقلاب نبوده است فقط در آستانه انقلاب درباره تبعيت از حضرت امام (ره) يكصدا و هماهنگ بوده است و سلايق مختلفي هم در جامعه وجود دارد كه نميشود آنها را ناديده گرفت.خاتمي در هفته گذشته گفته بود كه« ما همچنان در مقام نقد قدرت باقي ميمانيم»؛ هدف وي از اينگونه اظهارات دوپهلو چه ميتواند باشد؟ مقام معظم رهبري نقد را آزاد گذاشتهاند و حتي دگرانديشان را. ما حتي در مجلس هم دگرانديشان زيادي داريم و اقليتهاي ديني هم دگرانديشند و مسلمان نيستند. اما هيچ مشكلي با هم نداريم و نقد هيچ مانعي ندارد، حالا چه نقد ظريف و نرم و چه نقد تند و صريح. نظام جمهوري اسلامي آنچنان استحكام دارد كه با اين لطمهها و نقدها دچار سستي و پريشاني نميشود. اما اينكه در مقابل نظام كسي بگويد كه من مقتدرانه چنين و چنان ميكنم اين هم از همان اشتباهات و غلطهايي است كه چند بار تكرار شده است و نفعي هم نخواهد داشت. نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بعد از صدر اسلام بزرگترين، زيباترين، با ارزشترين و معتبرترين دوره اسلام بوده است. هر كس با عزت اسلامي ايران مبارزه كند خدا او را ذليل و خوار ميكند. ما معتقديم خدا به نظام، مردم و كشور عزت داده است و اين نظام نظام الهي است. ما قطعاً معتقديم كه اين نظام و انقلاب لطف خدا بوده و گرنه با امكانات محدود و كم، امكان چنين پيروزي وجود نداشت. اين نظام را خدا به ما داده است و موهبت الهي است و هر كس در مقابل اين نظام الهي قرار بگيرد نابود خواهد شد، دير يا زود، ذليل خواهد شد. كما اينكه تا به حال هر كس در مقابل نظام قرار گرفت دندههاي تيز نظام با چرخش قدرتمندانه استخوانهايش را خرد و از صحنه خارج كرد. بنده معتقدم حرفهاي امثال خاتمي خريداري ندارد و بيشتر كاربرد تبليغاتي دارد و نظام با قدرت و با ثبات آمريكا و اسراييل را ذليل و زمينگير كرده و به زانو درآورده، شرق و غرب درماندهاند كه با اين نظام چه كار بكنند و در مقابل خواستههاي نظام تسليم شدهاند. اين آقايان مثل اينكه درخواب به سر ميبرند و متوجه نيستند كه نظام كجاست، ما معتقديم مقام معظم رهبري وقتي فرمودند آغاز دهه پيشرفت و عدالت يعني آنكه انقلاب ما با قدرت شكل گرفت و گروه و نظامي را بيرون كرد آنهم با دست خالي، دو: دولت اسلامي بهوجود آمد، سه: نظام اسلامي تشكيل شد، چهار: كشور اسلامي براساس ديانت شكل گرفت و پنج: فرمودند الان در آغاز احياي تمدن اسلامي براساس تمدن نبوي هستيم. حالا كه به اينجا رسيديم مي فرمايند آغاز دهه پيشرفت و عدالت. تمام زيرساختها محكم ساخته شد و بعد اين موضوع را عنوان فرمودند. بحمدالله ارتش و سپاه ما قوي است. جوانان ما در دانش، بينش و فناوري در اوج عزت و عظمت هستند و جامعهاي كه به اينجا رسيده است بازگشت ندارد و نظام و كشور ما در حقيقت در اتوبان افتاده و اتوبان هم خروجي ندارد و تا آخر خط هم انشاءالله با قدرت، عظمت، افتخار و عزت جلو ميرويم و امثال آقايان نميتوانند چوب لاي چرخ آن بگذارند و اينها اشتباه ميكنند؛ چرا كه كسي نميتواند در مقابل رهبر معظم انقلاب و نظام بايستد و اقتداري كه امروز كشور ما دارد را هيچ گاه به خود نديده است. خود اينها هم ميدانستند چه موقع به صحنه بيايند و چون پي برده بودند كه اگر نظام از اين مطلع بگذرد نميتوانند هيچ كاري بكنند، اما كور خواندهاند و انقلاب و نظام عبور كردند از اين چالش و فتنه و چهار روز ديگر از اينها نامي جز به بدي باقي نميماند و لكه ننگي ميشود در تاريخ انقلاب و نظام. آقايان ميتوانند باز هم به خودشان بيايند و هر جور شده از اين بيشتر آبرويشان نرود و كاري بكنند كه به رسوايي بيشتر كشيده نشوند.دليل تغيير تاكتيكهاي اصلاحطلبان در ماههاي اخير كه به وضوح در مطبوعات آنها ديده مي شود، چه ميتواند باشد؟آنها در حال احتضار هستند و امثال طرح وحدت ملي و... را كه ميشنوند دريچه نجاتي ميبينند كه خود را از گرداب برهانند و به محض آنكه راه گريزي ميبينند فكر ميكنند كشتي نجات آمد و در صدد تغيير تاكتيك در اين رابطه هستند. همه اينها دليل بر اين است كه آنها به آخر خط رسيدهاند و چون به آخر خط رسيدهاند تا يك نور كوچك از جايي ميبينند فكر ميكنند خورشيد سعادت طلوع كرده اما چون نزديك ميشوند ميبينند كه تاريكي است. به هر حال اينها هم از درماندگي است و الا اگر درمانده نبودند بايد در روز 13 آبان و روز قدس سيل جمعيت حاميانشان به وسط خيابانها ميآمدند در صورتي كه حاميان آنها تعداد اندك و انگشتشماري است.به عقيده شما سران اصلي فتنه و آشوب در كنار كساني كه از زندان آزاد شدهاند بعد از اين چه رويكرد و راهي را پيش ميگيرند؟به نظر من تعدادي از زندانيان در گفتههاي خود صادقند و متوجه شدهاند كه اشتباه كردهاند و به خطايشان پي بردهاند و ديگر به اردوگاه سران اصلي برنميگردند. اينها يا عمل صالح انجام ميدهند كه گذشته خود را جبران كنند يا حداقل گوشهاي مي نشينند و با افراد اصلي فاصله ميگيرند. آنها از عقبه خيري نديدند و هر چه دروغ، فريب و ظلم بوده از آنها ديدند. ما در انقلاب كارشكني و ضربهزدن بسياري از افراد و جريانات مختلف را ديديم كه راه به جايي نبردند و اين افراد هم از آنها مستثني نيستند و مثل يخ آب ميشوند و به زمين فرو ميروند. معنايش اين نيست كه اصلاحطلبي از بين ميرود، برعكس جريان اصلاحطلبي ميماند و بايد هم ادامه پيدا كند منتها اصلاحطلب معتقد به نظام، ولايت، ديانت و آرمانهاي امام (ره). بخشي از اينها به طور طبيعي همانطور كه در طول تاريخ هم داشتهايم حذف خواهند شد. آقايان خاتمي، كروبي و موسوي اگر به خود بيايند و استغفار و توبه كنند، گرچه خدا به پيامبر فرموده اگر 70 بار استغفار كنند خدا آنها را نميبخشد اما بنده باز هم معتقدم در مقابل مردم اعتراف كنند به غلطها و اشتباهات خود و از مردم عذرخواهي كنند، مثل مردم عادي ميتوانند در جامعه بمانند و زندگي كنند اما زندگي سياسي آنها به پايان رسيده است .به نظر شما در دورههاي بعدي انتخابات گرايش و استقبال مردم از اصلاحطلبان چگونه خواهد بود؟آنها ديگر نميتوانند از مردم رأي جمع كنند، چون مردمي كه دنبال اينها آمدند ناراحت و پشيمان شدند از روش و موضعگيريهاي اين افراد. بسياري از كساني كه به موسوي رأي دادند بهعنوان نخست وزير امام (ره) به او رأي دادند. كروبي را به عنوان نماينده حضرت امام (ره) دنبالش آمدند. وقتي مردم ديدند اين افراد به مقام ولايت كه خلف امام (ره) است (و جز منويات امام (ره) چيزي را بيان نفرمودند و فناي در امام (ره) بودند)، حمله كردند پشيمان و نادم شدند و مقام معظم رهبري كه به قول مرحوم حاج احمد خميني زماني كه در سفر خارجي به سر ميبردند امام (ره) در مورد ايشان فرموده بود كه ايشان لياقت رهبري دارد يعني امام (ره) به اطرافيانشان اينگونه القا ميكردند كه ايشان رهبر انقلاب است، يك چنين فردي كه مورد عنايت حضرت امام (ره) بود را همين افراد در مقابلش قرار گرفتند و ايستادند. همان طور كه مقام معظم رهبري هم فرمودند اين افراد در امتحان مردود شدند و كسي كه مردود شد تجديدي ندارد كه دوباره امتحان بدهد و قبول بشود بلكه سقوط كرده است و ديگر راه بازگشتي ندارد. ايشان فرمودند عدهاي سقوط كردند و به راستي امثال موسوي و كروبي به ته دره رفتهاند و بيرون آمدني نيستند البته پيكره اصلاحطلبي تجديد قوا خواهد كرد، در صحنه خواهد ماند، تلاش و كار خواهد كرد، در انتخابات آينده هم شركت خواهند كرد و مانعي هم براي حضور آنها وجود ندارد، ميتوانند كانديدا هم داشته باشند و كسي ميدان را براي آنها نميبندد الا عملكرد آنها كه در نظر مردم مورد نفرت قرار گرفته است.عملكرد و مواضع مجمع روحانيون مبارز را كه به گفته بسياري از صاحبنظران تأسف بار بوده است را بهعنوان اعضاي يكي از تشكل هاي مهم روحانيت چگونه ميبينيد؟مجمع روحانيون اشتباهات زيادي را مرتكب شد و يكي از آن اشتباهات دعوت به راهپيمايي بعد از انتخابات بوده و زمان پسگيري آن دعوت موقعي بود كه هيچ كس مطلع نميشد. بعد از آنهم از سران اغتشاش و آشوب كاملاً حمايت كردند و در تمام صحنهها با اين افراد بودند و هيچگاه فاصله نگرفتند و حتي يك بار هم نشده است كه موضعي گرفته باشند كه جريان فتنه را قبول ندارند. ممكن است بعضي از اعضاي آن سكوت كرده باشند اما هيچگاه محكوم نكردهاند حركت جريان افراطي را كه بعد از انتخابات به وجود آمد. ما معتقديم مجمع روحانيون بهتر ميتوانست عمل كند و عملكردشان مورد پذيرش نيست.اصلاح طلبان سعي ميكنند چهره برخي از سران خود را همانند موسوي خوئينيها به مانند ابتداي فعاليتهايشان در اوايل انقلاب نشان دهند و به اين وسيله عملكرد منفي كنونيآنها را بپوشانند؛ نظر شما در اين رابطه چيست؟سوابق افراد نميتواند براي هميشه ملاك قرار بگيرد همانگونه كه بسياري از ياران پيامبر(ص) در صدر اسلام سوابق خوبي داشتند و بعد از مدتي به انحراف كشيده شدند. امام (ره) هم فرمودند ميزان وضع فعلي افراد است. روايات ما هم مؤيد همين نكته است كه: كسي كه ابتدا گناه و معصيت انجام داد و بعد توبه كرد و بازگشت خداوند گناهان آن فرد را ميبخشد و اگر كسي اعمال خوب انجام داد و در آخر خراب كرد خداوند او را عذاب ميكند و خوبي گذشته او هم ناديده گرفته ميشود. آقاي موسوي خوئينيها دادستان زمان امام (ره) بود و از امام (ره) حكم گرفت و اين ارزش مهمي است و خودشان آتش روشن كردند و همه اين سوابق را از بين بردند. خط امام (ره) مثل خط رسول گرامي اسلام است. چه كسي در خط پيامبر ماند؟ آنكسي كه در خط وصي پيامبر ماند. چه كسي در خط امام (ره) ماند؟ آنكسي كه طبق روش ترسيم كرده امام (ره) پيش رفت. مجلس خبرگان كه در قانون اساسي گنجانده شده به تأييد امام (ره) صورت گرفت و هر كسي را كه خبرگان انتخاب كند جانشين امام (ره) است. با ساز و كاري كه امام (ره) فراهم كرده مجلس خبرگان مقام معظم رهبري را انتخاب كرد و اقتضا ميكند كساني كه پيرو امام (ره) هستند به امام (ره) احترام بگذارند و مقام معظم رهبري را مورد احترام قرار بدهند و وقتي اين كار را نميكنند نشان دهنده آن است كه اينها دوستدار و رهرو راه امام (ره) نيستند.