شهيد حاج محمد بلباسي يكي از فعالان و مسئولان راهيان نور مازندران بود؛ از آن دست مسئولاني كه خودش از هر نيرويي خادم پاي كارتر بود. در چند سفر جهادي و محروميتزدايي همراهشان بودم. عجيب دلبسته شهدا بود و اين را ميشد به راحتي با يك بار ديدنش به خوبي حس كرد.
او شيفته شهدا و يك خادم بود. قبل از اعزام به سوريه مسئول معاونت اردويي و گردشگري سپاه كربلاي مازندران بود كه خودش را به سنگرهاي جهادي شهادت خانطومان رساند و شهادت نصيبش شد. پيكر شهيد حاج محمد بلباسي سال گذشته پس از پنج سال دوري و چشمانتظاري خانواده تفحص و شناسايي شد.
گروه جهادي شهيد علمدار
حاج محمد مباحث و مسائل مربوط به راهيان نور را سالها پيش از داشتن مسئوليت پيگيري ميكرد. بسيار دغدغه اين مسائل را داشت. ايشان اولين گروه جهادي را در زمان مسئوليتهاي استاني خود به نام شهيد علمدار راهاندازي كرد و در سفرهاي راهيان نور هم پيگير كارهاي آن بود. معتقد بود فرهنگ راهيان نور و گروه جهادي را بايد بين جوانان جا بيندازيم. ظاهر جوانان اصلاً برايش مهم نبود. نميخواست همه حتماً هيئتي و حزباللهي باشند. ميگفت مهم دل و عقيده جوانان است. هم اينكه سالم و معتقد باشند كافي است. بايد دلشان براي مردم بتپد، به همين خاطر هم بود كه جوانان با سلايق مختلف گرد او جمع ميشدند؛ همانهايي كه خيليها ميگويند قشر خاكستري هستند.
حاج محمد بلباسي زماني كه ميخواست به سوريه اعزام شود، با مخالفت مسئولان روبهرو شد، اما خودش به ما گفت كه كار را به شهدا سپرده است. آنها هم جوابش را دادند و خيلي زود و در عين ناباوري با موافقت مسئولان شبانه راهي سوريه شد. جالب اينكه آنجا هم كه حضور داشت، پيگير كارهاي بچههاي گروه جهادي مخصوصاً پيگير سفر مشهدشان ميشد. از آنجا امور پشتيباني لشکر25 كربلا را با دقت و وسواس خاصي مجدانه پيگيري ميكرد تا اينكه نهايتاً به شهادت رسيد.
موكبي براي زائران
بعد از شهادت ايشان ما گروه جهادي به نام شهيد بلباسي راهاندازي كرديم و در سيل آققلا و گميشان و زلزله كرمانشاه و سرپل ذهاب و سيل پلدختر و زلزله سيسخت فعال بوديم. همچنين موكبي به نام ايشان راهاندازي شد كه در مسير اربعين خدمترساني ميكند. در سوريه هم به مردم حلب و خانطومان و نبل و الزهرا خدمترساني كرديم.
اوج حضور خادمان بعد از شهادت محمد
وقتي خبر شهادت حاج محمد رسيد، موج عظيمي شكل گرفت. تمام خادمان شهدا آمدند و جالب اينكه بعد از شهادت ايشان درخواست براي خادمي شهدا پنج برابر شد. متانت و صبوري ايشان زبانزد خاص و عام بود، اصلاً همين روحيات و حسنخلق ايشان بود كه گروه را دور هم جمع ميكرد. كمكرساني در زلزله ورزقان و سيل شادگان از جمله كارهاي بزرگ ايشان همراه با بچههاي گروه جهادي بود.
صندوق امداد
قبل از شهادت اكثر فعاليتهايش بيسر وصدا بود. ما اصلاً نميدانستيم صندوق امداد و كمكرساني داشته و به نيازمندان كمك ميكرده است. بعد از ايشان جو راهيان نور عوض شد، به طوري كه باعث شد جاي خالي ايشان هر روز بيشتر حس شود. نوع برخورد مسئولان كاملاً متفاوت است. اميدوارم خود حاج محمد نظر كند تا شرايط دوباره مناسب شود كه اگر نشود، آن وقت نميتوان جبران كرد.