کد خبر: 1096458
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
نگاهی به شکست توطئه‌های غرب بر ضد بیداری اسلامی
«نقطه» مقاومت اکنون «جبهه» شده است افول جلوه‌گری تمدن غرب و اعتراف متفکران غربی به سرگردانی معرفتی و عملی منجر به رجوع اندیشمندان و جوانان دنیای اسلام به ثروت‌های معرفتی و سیاسی خود شده است. رهبر معظم انقلاب در پیام حج امسال نتیجه این بیداری و خودآگاهی را بروز پدیده‌ای شگرف و معجز‌ه آسا در قلب دنیای اسلام به نام «مقاومت» خواندند.

افول جلوه‌گری تمدن غرب و اعتراف متفکران غربی به سرگردانی معرفتی و عملی منجر به رجوع اندیشمندان و جوانان دنیای اسلام به ثروت‌های معرفتی و سیاسی خود شده است. رهبر معظم انقلاب در پیام حج امسال نتیجه این بیداری و خودآگاهی را بروز پدیده‌ای شگرف و معجز‌ه آسا در قلب دنیای اسلام به نام «مقاومت» خواندند.
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، در گزارشی تحلیلی به بررسی شکست طرح‌های استکباری علیه بیداری ملت‌های اسلامی و مقاومت جوانان منطقه پرداخته است که بخشی از آن در پی می‌آید.
«شاه، مردم ایران را به زندگی و حیات دعوت می‌کرد. خمینی، اما آن‌ها را به مرگ! در نهایت خمینی بود که بر شاه و ارتش شاه به عنوان ششمین ارتش قدرتمند دنیا غلبه کرد و با استقبالی میلیونی وارد ایران شد!» این‌ها سطر‌هایی از کتاب یک تحلیلگر صهیونیست است که به زعم خود در پی تحلیل و ریشه‌شناسی انقلابی بود که در بهمن ۱۳۵۷ در ایران رخ داد؛ انقلابی که با هیچ کدام از نظریات و تئوری‌های علوم سیاسی و اجتماعی قابل تحلیل نبود. واقعیت خمینی و مسیری که او دعوت به آن می‌کرد، با هیچ‌کدام از مکاتب سیاسی و اجتماعی غرب قابل توضیح و تبیین نیست. همین واقعیت هم باعث شده که تحلیلگر سیاسی و امنیتی صهیونیست در مواجه با نهضت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی، متعجبانه چونان عباراتی بر زبان بیاورد.

دعوت امام خمینی (ره) نفی هر گونه سلطه بود
دعوت امام خمینی (ره) محدود به یک دعوت شیعی یا حتی اسلامی نبود، یک دعوت انسانی بود برای نفی هر گونه سلطه. یک متفکر فرانسوی که در اوج راهپیمایی‌ها و اعتراض‌های مردمی در تابستان و پاییز ۱۳۵۷ برای بررسی نزدیک‌تر وقایع به ایران آمده بود، توصیف جالبی از ماجرا دارد: «درماندگی آدم‌های سیاسی قابل درک است. کار آن‌ها برپا کردن راه‌حل است و این راه‌حل‌ها سهل‌الوصول‌تر از آنند که می‌گویند. چاره‌اندیشی‌هایی که از طریق رژیم نظامی محض به تغییری در قانون اساسی می‌رسند و راه برای نظام جمهوری می‌گشایند، پس مردم دیگر چه می‌خواهند. آیا چیزی بیش از این می‌خواهند؟ به همین دلیل است که همه در بن‌بست هستند. در حساب سیاست چنین جنبشی را باید کجا نشاند؟! جنبشی که در آن نفس مذهبی دمیده شده است و بیش از آنکه از عالم بالا سخن بگوید، به دگرگونی این دنیا می‌اندیشد!» او با همه نگرش و جهان‌بینی متأثر از جهان‌بینی غرب شامه خوبی داشت و تا حدی توانسته بود تمایز واقعیت جدید در این سوی دنیا را حس کند. انقلاب ۱۳۵۷ جریانی بود که رفتن زیر سایه امریکا و انگلیس و غرب و سیاهی‌لشکر بودن آن‌ها را قبول نداشت. در این مسیر حتی ابایی هم نداشت که در دفاع از آرمان خود بجنگد و کشته شود.

نقطه مقاومت حالا یک جبهه شده است
ایران مهد نهضت امام خمینی (ره) بود. همین هم باعث شد که نقطه شروع دشمنی استعمار و استکبار و نوک تیز دشمنی و شیطنت غرب هم ایران باشد، از اجیر کردن مخالفان داخلی و منافقان گرفته تا ترور مسئولان انقلاب و ترور خیابانی مردم عادی و انفجار و کودتا و جاسوسی و در نهایت هم تحریک مجنونی به نام صدام برای تجاوز به خاک ایران و همراهی شرق و غرب.
نهضت و قیام و بیداری اسلامی خمینی (ره) در عین همه درگیری‌ها، اما به مانند آب روانی که از آسمان حقیقت باریده، در تمام این سال‌ها راه خود را پیدا و عطش استقلال و مقاومت مردم را سیراب می‌کرد. انقلاب اسلامی حالا از پس توفان‌های تجزیه و جنگ و فتنه‌های مختلف سیاسی براندازانه و تحریم و فشار حداکثری و حتی دزدی‌های دریایی بزدلانه و توقیف نفتکش‌ها سربلند بیرون آمده و جبهه خود را گسترش داده است.
چهار دهه قبل اگر ایران تنها نقطه و محل منازعه غرب با بیداری اسلامی بود، امروز، اما جبهه بسیار گسترده‌تر شده است، شرق تا غرب جهان اسلام زنجیره‌های متعدد یک محور شده‌اند که سه دهه بعد از ارتحال خمینی کبیر (ره) روزبه‌روز قدرتمندتر از دیروز قد کشیده‌اند. مسئله فلسطین بعد از هفت دهه نه فقط مسئله اول جهان اسلام که به مسئله اول هر فرد و گروه و جامعه‌ای تبدیل شده که نمی‌خواهد تن به سلطه استعمار بدهد. بی‌جهت نیست که عالی‌ترین مسئول سیاسی یک کشور در امریکای‌جنوبی، فلسطین را مقدس‌ترین مسئله بشریت توصیف می‌کند و زن جوان مسیحی در این سوی کره زمین با بغض، خود را مفتخر به سربازی جبهه مقاومت و سیدحسن نصرالله و قاسم سلیمانی می‌داند.

عقب‌نشینی قدم‌به‌قدم صهیونیست‌ها
نسل جدید فلسطینی‌های کرانه باختری و حتی فلسطینی‌هایی که در سرزمین‌های اشغالی به دنیا آمده و موضوع غصب فلسطین برای آن‌ها صرفاً بخشی از تاریخ است، در یک دهه اخیر، راهکار مسئله فلسطین را نه تن‌ها سازش با دشمن صهیونیستی نمی‌دانند بلکه با حمایت از گروه‌های مقاومتی که مسیر برخورد نظامی و مسلحانه را با دشمن در پیش‌گرفته‌اند، معتقدند تنها راه‌حل مسئله فلسطین مقاومت است. آن سوی دیگر نسل مقاومت فلسطین در نوار غزه است که با حمایت جمهوری اسلامی ایران، مرز درگیری با رژیم‌صهیونیستی را به پشت دیوار‌هایی رسانده‌اند که قرار بوده مایه حفاظت این رژیم را فراهم آورند.

مقاومت اجازه تغییر در منطقه را نمی‌دهد
بحران تروریسم در غرب آسیا و در کشور‌های سوریه و عراق، گواه روشن دیگری از شکست توطئه‌های نظامی و سیاسی و رسانه‌ای غرب علیه استقلال‌طلبان مسلمان منطقه است؛ منطقه‌ای که جغرافیای سیاسی آن تاکنون چهار مرتبه مورد طمع استعمارگران قرار گرفته است. دو مرتبه آن در سال‌های۱۹۲۰ و ۱۹۴۸ به پیروزی استعمارگران انجامید و به ترتیب موجبات فروپاشی یک امپراتوری مسلمان در منطقه و روی کار آمدن رژیم‌های مرتجع و سپس رژیم‌صهیونیستی را در منطقه فراهم آورد. دو مرتبه دیگر هم یک بار در جنگ۳۳روزه و دیگر بار در بحران شام که قرار بود نقشه منطقه به سود منافع غرب تغییر کند. در مرتبه اول به یمن مقاومت سرافراز لبنان این نقشه به بایگانی تاریخ پیوست و در مرتبه دوم هم به برکت متشکل شدن مردم مسلمان منطقه و با فرماندهی میدانی جمهوری اسلامی موجبات شکست نقشه تجزیه منطقه فراهم آمد.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت امریکا در ابتدای دهه ۹۰شمسی و زمانی که هنوز بحران تروریسم در سوریه به این حد نرسیده بود، بهترین راه برای کمک به اسرائیل در مقابل ایران را ساقط شدن رژیم بشار اسد اعلام کرده بود. او در ادامه به وضوح خاطرنشان کرده بود که باید با همکاری با متحدان منطقه‌ای مانند ترکیه، عربستان و قطر، شورشیان سوریه را سازمان بدهیم و آن‌ها را مسلح کنیم. هدف واضح بود؛ پایان دادن به عقبه راهبردی مقاومت به رهبری ایران در منطقه!
آن‌ها در قالب چنین سناریویی حتی ابایی از این هم نداشتند که ضمن به هم ریختن نقشه منطقه، در شمال غرب عراق و شرق سوریه دولت مجعولی از تکفیری‌ها را تشکیل دهند. مهم آن است که جلوی بیداری و آگاهی مردم منطقه گرفته شود. ارسال سنگین سلاح به منطقه و تبدیل کردن غرب آسیا به انبار باروت، حمایت سنگین مالی و اقتصادی از تروریست‌ها از سوی غرب و حامیان مرتجع آن‌ها در منطقه، همکاری و همراهی با تروریست‌ها در قالب‌های مختلف از خرید نفت قاچاق و دزدی مردم سوریه و عراق از آن‌ها تا درمان‌شان در بیمارستان‌های صهیونیست‌ها، ورود مستقیم نظامی علیه دولت قانونی سوریه و بسیج مردمی عراق، حمایت سنگین رسانه‌ای در تریبون‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای از رسانه‌های اصلی انگلیسی‌زبان بین‌المللی گرفته تا رسانه‌های منطقه‌ای وابسته به جریان‌های مرتجع عرب منطقه هر کدام سرفصل کتابی قطور از خواب سنگینی است که استعمارگران قرن ۲۱ برای غرب آسیا دیده بودند.

همراه با مقاومت از اخراج امریکا تا محو اسرائیل
وقایع بعدی، اما آن طوری پیش نرفت که هیلاری کلینتون و آژانس امنیت دفاعی ارتش امریکا و تحلیلگران بین‌المللی پیش‌بینی کرده بودند. یک نفر جلوی اجرای نقشه‌های آن‌ها را در امریکا گرفته بود. چه زمانی که غرب، فتیله شعله بحران در شام را بالا برد و چه زمانی که تروریست‌های تحت حمایت امریکا و غرب به دروازه‌های بغداد و نزدیکی مرز‌های ایران رسیدند، یک نفر مأمور مقابله با آن‌ها شده بود. هر چند هدف اصلی شهید قاسم سلیمانی مبارزه با شیطان بزرگ (امریکا) و اخراج او از منطقه و نابودی همدست جنایتکارش (رژیم‌صهیونیستی) بود، اما مقدمه نابودی و انهدام آنها، منهدم کردن گروه‌های ریزودرشت تروریستی بود که به جان مردم منطقه افتاده بودند. با فرماندهی شهید سلیمانی بود که اقشار متعددی از اهل سنت و شیعه منطقه از ایران، عراق، پاکستان، افغانستان، سوریه، یمن و لبنان دورهم جمع شدند تا علیه خواسته استعمارگران بایستند. جبهه تکفیری و سلفی منطقه که در جهت منافع استعمار، کشوری جدا در منطقه و میان عراق و سوریه تشکیل داده بود، در نهایت با موج مقاومت روبه‌رو شد. مجاهدانی از ایران، فلسطین، لبنان، عراق و یمن اجازه تغییر مرز‌های منطقه را ندادند. بیخود نیست که دشمن صهیونیستی حالا همان‌قدر که از مقاومت لبنان و فلسطین احساس خطر می‌کرد، از مقاومت در عراق و یمن هم احساس خطر می‌کند و بعضاً تقابل مستقیم نظامی با این جریان‌ها دارد.
فرایند اخراج امریکا از منطقه کلید خورده است
از دو دهه قبل ارتش تروریستی امریکا و متحدان غربی‌اش که روزگاری با لشکرکشی به عراق و افغانستان در شرق و غرب ایران اردو زده و در کشور‌های حاشیه جنوب خلیج فارس هم صاحب پایگاه‌های متعدد نظامی و اطلاعاتی بودند، به خیال خود ایران را به محاصره درآورده‌اند. امروز هر چند حاج قاسم سلیمانی- سیدالشهدای جبهه مقاومت- علی‌الظاهر حضور ندارد، اما به برکت جریان مقاومت، فرایند اخراج امریکا از منطقه کلید خورده است و دیگر در شرق و غرب ایران خبری از نظامیان اشغالگر نیست. در آن سو قلب تپنده مقاومت در تهران در قالب یک محور تا پشت مرز‌های صهیونیست‌ها کشیده شده است.
مرور بعضی فراز‌های پیام رهبر معظم انقلاب به حجاج بیت‌الله الحرام در چنین بستری معنادارتر می‌شود: «پریشانی و ناکامی امریکا و همدست جنایتکار او یعنی رژیم غاصب در منطقه را می‌توان در صحنه حوادث فلسطین و لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان به وضوح تماشا کرد. در نقطه مقابل، جهان اسلام مملو از جوانان پُرانگیزه و بانشاط است. بزرگ‌ترین سرمایه برای ساختن آینده، امید و اعتمادبه‌نفس است که امروز در جهان اسلام به ویژه در کشور‌های این منطقه موج می‌زند. همه وظیفه داریم این سرمایه را حفظ کنیم و افزایش دهیم.» ۱۴/۰۴/۱۴۰۱

بیداری در فکر و آگاهی و تحلیل
این بیداری و خودآگاهی محدود به ساحت نظامی و سیاسی نمانده است. افکار عمومی جهان اسلام به طور عام و مردم منطقه به صورت خاص، حالا همان شعاری را می‌دهند که چهار دهه قبل صرفاً از مردم ایران شنیده می‌شد. راه‌اندازی رسانه‌های محلی و منطقه‌ای توسط مردم برای انعکاس صدای جدید در ساختار رسانه‌ای و تبلیغاتی، به حاشیه رانده شدن گروه‌های غرب‌گرا در جوامعی مانند افغانستان و قطع امید عقبه اجتماعی آن‌ها از غرب و امریکا، ناکارآمدی طرح‌های سازش با صهیونیست‌ها و نفی و طرد عادی‌سازی روابط چند کشور مرتجع منطقه با رژیم‌صهیونیستی و محکومیت آن‌ها از سوی جریان‌های مردمی و ملت‌های مسلمان و آزاده و انعکاس ندای استقلال‌خواهی محور مقاومت در دیگر نقاط دنیا مانند امریکای‌لاتین همگی نوید یک آینده روشن نزدیک را برای اردوگاه مقاومت می‌دهند.
حفظ انگیزه و امید و نظر به راهی که تاکنون طی شده در چنین شرایطی ضروری است: «این‌ها زمینه‌ها و عواملی است که اوضاع مساعد کنونی دنیای اسلام را برای حرکت یکپارچه و متحد فراهم آورده است. دولت‌های مسلمان و نخبگان دینی و علمی و روشنفکران مستقل و جوانان حقیقت‌جو بیش از همه باید به بهره‌گیری از این زمینه‌های مساعد بیندیشند.» ۱۴/۰۴/۱۴۰۱
در چنین فضایی است که غرب و ایادی رسانه‌ای و منطقه‌ای آن با مشاهده ملت‌های مسلمان منطقه از یک سرود که با مضمون عرض ارادت به آستان حضرت ولی‌عصر (عج) ساخته شده است هم احساس خطر می‌کنند و با بغض و کینه درباره آن سخن می‌گویند.
شاید اگر عمر آن متفکر فرانسوی به سر نرسیده و الان در قید حیات بود، چنین سطوری بر صفحه جاری می‌کرد: «حوادث غرب آسیا قیام انسان‌هایی با دست خالی است که می‌خواهند باری را که بر پشت ایشان سنگینی می‌کند از میان بردارند: بار نظم جهانی را! درماندگی آدم‌های سیاسی قابل درک است... در حساب سیاست چنین جنبشی را باید کجا نشاند؟! جنبشی که در آن نفس مذهبی دمیده شده است و بیش از آنکه از عالم بالا سخن بگوید به دگرگونی این دنیا می‌اندیشد»!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار