«شیخ» پایه‌گذار جنگ‌های چریکی در خرمشهر بود
کد خبر: 1089558
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004ZRW
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
نگاهی به تأثیر شهید محمدحسن شریف قنوتی، اولین شهید روحانی دفاع‌مقدس در مقاومت مردمی خونین‌شهر
نام شهید محمدحسن شریف قنوتی چنان با مقاومت مردمی در خرمشهر گره خورده است که نمی‌توان از آزادی خرمشهر گفت و نامی از این روحانی شجاع و مبارز نیاورد. شهید شریف قنوتی برای رزمندگان خرمشهری مثل یک پدر و حامی بزرگ بود و وجود کسی مثل ایشان، کار دشمن را برای اشغال خرمشهر سخت کرد.
آرمان شریف

نام شهید محمدحسن شریف قنوتی چنان با مقاومت مردمی در خرمشهر گره خورده است که نمی‌توان از آزادی خرمشهر گفت و نامی از این روحانی شجاع و مبارز نیاورد. شهید شریف قنوتی برای رزمندگان خرمشهری مثل یک پدر و حامی بزرگ بود و وجود کسی مثل ایشان، کار دشمن را برای اشغال خرمشهر سخت کرد.

سازماندهی نیرو‌ها
شهید شریف قنوتی با شروع جنگ تحمیلی، نخستین ستاد کمک‌رسانی و پشتیبانی جنگ را در بروجرد دایر کرد و برای کمک به جبهه‌های نبرد، در سوم مهر ۱۳۵۹ همراه کاروانی متشکل از ۲۱ کامیون آذوقه به خرمشهر رفت. او پس از بازگشت از خرمشهر، گروه‌هایی از جوانان بروجرد را سازماندهی کرد و دوباره به خرمشهر بازگشت.
در آنجا با تشکیل گروه الله‌اکبر که بعد‌ها به «لشکر الله‌اکبر» تبدیل شد و گروهان‌های مقاومت، چندین بار شهر را از خطر سقوط نجات داد. دوران مقاومت خرمشهر همراه خودش مقداری اقلام و غذا برای کمک به رزمندگان می‌آورد. در ماجرای مقاومت خرمشهر از اولین روز‌ها وارد معرکه شده بود. در همان نخستین روز‌های جنگ شیخ در مسجد جامع همراه شهیدان اقارب‌پرست و امان‌الهی سعی می‌کردند گروه‌های کم تجربه را ساماندهی کنند. شهید اقارب‌پرست و شهید امان‌الهی ارتشی بودند و با فنون جنگ آشنایی داشتند. شیخ هم که روحانی بود، شخصیتش باعث جذب بچه‌ها می‌شد.
دلگرمی رزمندگان
شیخ در هیچ واقعه‌ای وارد نمی‌شد مگر آنکه خودش جلوتر از رزمنده‌ها عمل می‌کرد. در وجودش ترس نداشت. خیلی وقت‌ها یک چوب دستش می‌گرفت و همان سلاحش می‌شد. گاهی هم اسلحه گرم دستش می‌گرفت، اما نفس وجود او در خط مقدم به رزمنده‌ها روحیه می‌داد. وقتی نیرو‌ها می‌دیدند یک روحانی چهل‌وچند ساله با آن هیکل نحیفش از دشمن ترس ندارد، روحیه می‌گرفتند.
در شرایطی که عراق توان نظامی عظیمی را برای اشغال خرمشهر بسیج کرده و توان نظامی خرمشهر برای دفاع تنها سیزده دستگاه تانک بود و سپاه خرمشهر و شهید جهان‌آرا، با تمام توان در حفظ شهر می‌کوشیدند، شهید شریف قنوتی مسئولیت تأمین مهمات را بر عهده گرفت. او با روحیه بلند و مقاوم خود، مایه دلگرمی رزمندگان شد و چندین بار دشمن متجاوز را از شهر بیرون راند.
اینجا بود که نام شیخ شریف در سنگر‌ها پیچید و در آخر به گوش عراقی‌ها رسید. شهید شریف قنوتی خرمشهر را مانند کف دست می‌شناخت. او به چریک‌های خود آموزش‌های خاص مقطعی می‌داد و آن‌ها را در مکان‌های حساس خرمشهر مستقر می‌کرد. نیرو‌های او در جنگ تن به تن اغلب پیروز می‌شدند و این شکست‌ها عطش عراقی‌ها به خون او را روزبه‌روز بیشتر می‌کرد.
شهید شریف قنوتی را باید نخستین پایه‌گذار جنگ‌های چریکی در خرمشهر دانست. شناخت شهید شریف قنوتی از وضعیت خرمشهر در آن دوره زمانی به اندازه‌ای بود که فرماندهان دسته یا گروهان‌های اعزامی به خرمشهر، درباره نوع درگیری با دشمن و ادوات زرهی آن‌ها و شیوه انهدامشان، از شهید شریف قنوتی یاری می‌گرفتند.
مقاومت تا آخرین لحظه
در روز ۲۴ مهر ۱۳۵۹، شهید شریف قنوتی به همراه وانت مهمات وارد خیابان چهل متری خرمشهر، که محور مرکزی حمله و تقسیم نیرو‌های عراقی بود، شد. عراقی‌ها با مشاهده او بلافاصله وانت را به تیربار بستند و بی‌درنگ با گلوله آر پی‌جی ماشین را واژگون کردند.
شیخ هم گلوله خورده بود، اما توانست روی پایش بایستد. عراقی‌ها بیشتر متوجه ایشان بودند. هلهله می‌کردند و فریاد می‌زدند: «اسرنا الخمینی! اسرنا الخمینی!» ما یک خمینی را اسیر کرده‌ایم. شهید شریف قنوتی با وجود زخم‌ها و جراحت‌هایی که برداشته بود، الله‌اکبر می‌گفت و شجاعتش بعثی‌ها را عصبانی کرده بود.
عراقی‌ها با اسلحه به پاشنه پای راست شیخ شلیک کردند ولی او همچنان با صلابت و به زبان عربی به آن‌ها می‌گفت: «شما هم مثل من مسلمان هستید... به خودتان بیایید...» عراقی‌ها با دیدن مقاومت و شجاعت شیخ به شدت او را کتک زدند. شیخ تکبیر می‌گفت و آن‌ها می‌زدند. روی زمین می‌افتاد ولی به هر زحمتی بود دوباره برمی‌خاست و می‌گفت: «امروز خمینی، همانند حسین زمان و صدام یزید زمان است. از زیر پرچم یزید بیرون بروید...»
شهادت مظلومانه
یکی از عراقی‌ها که فرمانده آن‌ها هم بود، سرنیزه‌اش را به شقیقه شیخ فرو برد و چرخاند. از شیخ فقط آیه «انالله و اناالیه‌راجعون» شنیده شد. فرمانده بعثی با همان سرنیزه کاسه سر شیخ را جدا کرد. جمجمه‌اش را از جای عمامه برداشت و مغز سر شیخ نمایان شد. بعد پیکرش به آرامی به حالت نشسته روی زمین افتاد و شهید شد. عراقی‌ها هم داد می‌زدند که ما خمینی را کشتیم. خمینی را کشتیم...!
خبر شهادت شهید شریف قنوتی، تلاطم عجیبی در منطقه به دنبال داشت. دشمن، پیکر پاکش را به بند کشید و در خیابان‌های شهر می‌چرخاند. خبر شهادت او می‌توانست ضربه روحی و روانی شدیدی برای نیرو‌های مدافع باشد، ولی با توجه به شیوه رفتاری شهید در آن دوره، نیرو‌ها بیش از پیش متوجه مسئولیت خویش شدند و پایداری و مقاومت بیشتری به خرج دادند. شهادت شهید شریف قنوتی، نه تنها موجب رکود مقاومت شهر نشد، بلکه به وجود آورنده حرکت تازه‌ای در مقاومت رزمندگان بود. شهادت او، اعتقاد به نقش برجسته روحانیت را در دفاع از کیان امت اسلامی عمیق‌تر کرد و نشان داد که روحانیت، مرد عمل و مبارزه است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار