کد خبر: 1088532
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
شهید رضا مؤذنی طراح اولین عملیات منظم سپاه در اردیبهشت سال ۱۳۶۰
عملیات مدن نقطه آغاز شکست حصر آبادان بود در شرح تاریخ دفاع مقدس، کمتر به نخستین ماه‌های جنگ پرداخته می‌شود و متأسفانه مطالب زیادی درباره حماسه رزمندگان در آن روز‌ها دیده نمی‌شود. شهید رضا مؤذنی و عملیات تپه‌های مدن یکی از همین بخش‌های کمتر روایت شده دفاع مقدس است که به لحاظ تاریخی اهمیت زیادی در تاریخ جنگ دارد.
احمد محمدتبریزی

در شرح تاریخ دفاع مقدس، کمتر به نخستین ماه‌های جنگ پرداخته می‌شود و متأسفانه مطالب زیادی درباره حماسه رزمندگان در آن روز‌ها دیده نمی‌شود. شهید رضا مؤذنی و عملیات تپه‌های مدن یکی از همین بخش‌های کمتر روایت شده دفاع مقدس است که به لحاظ تاریخی اهمیت زیادی در تاریخ جنگ دارد.

اهمیت تپه‌های مدن
معمولاً به اشتباه از عملیات «فرماندهی کل قوا، خمینی‌روح خدا» در دارخوین و آبادان به عنوان اولین عملیات منظم سپاه پاسداران نام برده می‌شود، در حالی که اولین عملیات آفندی منظم سپاه در اردیبهشت سال ۱۳۶۰ به نام عملیات شیخ فضل‌الله نوری یا مدن انجام شد. دو ماه پس عملیات مدن، رزمندگان عملیات فرماندهی کل قوا را انجام دادند که نخستین عملیات موفق و مشترک سپاه و ارتش لقب گرفت. تلاش برای شکست حصر آبادان از ۹ مهر ۱۳۵۹ با عملیات کوی ذوالفقاری آغاز شد و تا عملیات ثامن‌الائمه (ع) در ۶ مهر ۱۳۶۰ که منجر به شکست محاصره آبادان شد، تلاش‌های متعددی در این راستا انجام گرفت. عملیات تپه‌های مدن که در چند مرحله انجام شد، یکی از این عملیات‌هاست که سرآغازی برای شکستن حصر آبادان بود.
قطع دید دشمن
سردار حمید سرخیلی از رزمندگان حاضر در عملیات مدن، درباره اهمیت این منطقه و این عملیات به «جوان» می‌گوید: «این دو تپه اهمیت فراوانی داشت. ما قبل از عملیات ثامن‌الائمه (ع) باید دید و تیر دشمن را روی جاده مواصلاتی‌مان قطع می‌کردیم و رده تأمینی‌شان را بر‌می‌داشتیم تا با خط اصلی شان درگیر شویم. وقتی آبادان از شمال محاصره شد و از جنوب هم عراق در پشت اروند قرار گرفت، این جاده مواصلاتی و تدارکاتی ما برای حرکت به جبهه‌ها بود، حالا عراق این دو میدان تیر را در ۲ کیلومتری گرفته بود و روی هر کدام از آن‌ها حدود ۶۰ نیرو گذاشته بود. نیرو‌های شهید مؤذنی یکبار در اسفند ۵۹ به این دو خاکریز حمله می‌کنند و با دادن چند شهید موفق نمی‌شوند تپه را پس بگیرند. چهار شهید در جلوی تپه می‌مانند که در عملیات بعدی توانستیم پیکر آن شهیدان را پیدا کنیم.»
عقب‌نشینی نیرو‌ها
اکبر زراعتکار، معاون شهید مؤذنی نیز وضعیت عملیات و سختی‌های کار برای رزمندگان را چنین روایت می‌کند: «غیر از شهید مؤذنی بچه‌های آبادان هم چندبار تا شناسایی می‌روند و حتی درگیر هم می‌شوند، ولی در آخر نمی‌توانند و برمی‌گردند. خودم یکبار در روز برای شناسایی رزمی با تعدادی از بچه‌ها برای دیدن وضعیت تپه‌ها رفتم، یکسری خاکریز‌های نعلی شکل که عراقی‌ها قبلاً زده بودند، وجود داشت و از این‌ها سنگر به سنگر حرکت کردیم تا به نزدیکی‌شان رسیدیم. عراق تیر سبک به ما نزد و وقتی نزدیک شدیم با توپخانه و خمپاره شروع به زدن ما کردند که مجبور به برگشت شدیم.» بنا به این توضیح‌ها، با ناکام ماندن اولین عملیات در سال ۱۳۵۹، شهید مؤذنی به دنبال طرح دیگری برای آزاد کردن تپه‌های مدن بود. پس از برنامه‌ریزی‌های اولیه، رزمندگان بار دیگر در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ به فرماندهی شهید مؤذنی و با هدف آزادسازی تپه‌های مدن، تک دیگری را صورت می‌دهند.
فتح تپه‌ها
عملیات دوم در ساعت ۱۲ شب ۲۵ اردیبهشت آغاز شد. آن شب هوا بسیار تاریک بود و چشم، چشم را نمی‌دید. پس از گذشت حدود نیم ساعت، دستور حمله صادر شد و عراقی‌ها به شدت شروع به مقابله کردند. طبق گفته شاهدان این عملیات، حضور نیرو‌های بعثی در سنگر‌های مستحکم و حرکت رزمندگان در بیابان کار را خیلی سخت کرده بود.
با رشادت عجیب رزمندگان، اولین سنگر دشمن فتح شد و ورق به سود نیرو‌های ایرانی برگشت. پس از پاکسازی اولین سنگر با نارنجک، تیربار درون سنگر خیلی به کمک نیرو‌ها آمد. بعثی‌ها باقیمانده روی تپه‌ها نیز شروع به عقب‌نشینی و فرار کردند و به این ترتیب تپه‌های مدن از دست دشمن خارج شد.
شهادت فرمانده
شیرینی پیروزی در عملیات با شنیدن خبر شهادت فرمانده عملیات یعنی شهید مؤذنی تلخ شد. در جریان عملیات تیری به قلب رضا مؤذنی می‌خورد و او را به شهادت می‌رساند. با اینکه نیرو‌های شهید مؤذنی موفق به پیروزی در جریان عملیات می‌شوند، ولی نبود فرمانده غم بزرگی را در دل‌ها می‌نشاند. به رغم اینکه نیرو‌ها اصرار زیادی کرده بودند که شهید مؤذنی در این عملیات شرکت نکند و از عقب کار‌های فرماندهی را انجام دهد، ولی وی نمی‌پذیرد و با حضورش موفقیت در عملیات را تضمین می‌کند.
روحیه عارفانه
زراعتکار از همرزمان شهید مؤذنی درباره قدرت فرماندهی این شهید و تأثیرش در جبهه‌ها می‌گوید: «شهید مؤذنی شخصیتی بزرگ و قوی داشت. خصوصیت‌های اخلاقی و شخصی‌اش بی‌نظیر بود و نمی‌توانم در چند کلمه بیان کنم. نسبت به اموری که به او مربوط می‌شد، احساس مسئولیت عجیبی داشت. حتی در ریزه‌کاری و جزئیات کار، سعی می‌کرد همه امور به خوبی انجام شود. دلش نمی‌خواست از کاری سرسری بگذرد و همچنین روحیه عارفانه‌ای داشت. من بار‌ها و بار‌ها دیده بودم که نگاهش به دوردست است و انگار در این عالم نیست. مطمئناً اگر رضا شهید نمی‌شد یکی از فرماندهان بزرگ سپاه می‌شد. قدرت فرماندهی، نگاهش به مسئولیت‌هایی که داشت و تدابیر و قدرت ابتکارش بی‌نظیر بود. حاج‌مرتضی قربانی با رضا مؤذنی آشنا بود. همان روز‌های اول مرتضی قربانی در ایستگاه ۷ آبادان فرماندهی یک گروه را به عهده داشت و رضا، من و حاج‌مرتضی را به هم معرفی کرد و من هر وقت فرصت می‌کردم سری به ایستگاه ۷ و حاج‌مرتضی می‌زدم یا در ستاد و سپاه هم را می‌دیدیم. دو سال پیش جلسه‌ای بود که من و حاج‌مرتضی و بعضی از بچه‌های سپاه خمینی‌شهر در جهت واکاوی مسائل آن روز‌ها جلسه‌ای داشتیم، همه اذعان به قدرت فرماندهی شهید مؤذنی داشتند.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار