نویسندگان رمانهای عامهپسند با کپی سریالهای ترکیهای، فقط نام شخصیتها را عوض میکنند. نویسندگان رمانهای عامهپسند با کپی سریالهای ترکیهای، فقط نام شخصیتها را عوض میکنند.
ابراهیم زاهدیمطلق، روزنامهنگار و نویسنده، با انتقاد از سطح نازل رمانهای عامهپسند که در سالهای اخیر منتشر شدهاند، به کپیکاری نویسندگان اشاره کرد و گفت: «برخی از رمانهای عامهپسند، کپی سریالهای ترکیهای است که فقط اسم شخصیتها عوض شده، مشکلات و دغدغهها همانهاست. داستاننویسی ما با این ماجراها، از سرقت ادبی تا ابتکار از ۸۰سال پیش تا اینجا رسیده است.» زاهدیمطلق در ادامه تأکید کرد: «تعداد آدمهای مبدع و مبتکر زیاد است، اما مقلد و کپیکار هم هست و تعداد کپیکارها در پنج سال اخیر زیادتر شده است. در دهههای ۶۰ و ۷۰ اصیلنویسی خیلی بهتر و تعداد کتابهای اصیل بیشتر بود. آمار دقیقی ندارم، اما بر اساس مطالبی که خواندهام و داور جشنوارههای بسیار بودهام، میگویم در ۱۰سال اخیر، کارهای ابداعی و ابتکاری کمتر و کارهای قالبی و ساختار نو بیشتر است و انگار علاقه نویسندهها به سمت نوآوری در ساختار رفته و کتابها از محتوا خالی شدهاند.»
این روزنامه پیشکسوت با انتقاد از جریان ترجمه آزاد در ادبیات گفت: «برخی از آنها غرب را ندیده بودند، اگر میگفتی ۳۰ثانیه انگلیسی صحبت کنید، نمیتوانستند، با این حال کتاب و داستان ترجمه کردند، بعضاً ترجمه آزاد داشتند و برداشت خود را به اسم داستان آن شخص و نویسنده غیرایرانی منتشر میکردند.» وی افزود: «زمانی که به برخی از داستانهای ایرانی از بزرگان داستاننویسی دقت کنیم، میبینیم اصل و نمونه خارجی دارد.» زاهدیمطلق با اشاره به جریان غیراخلاقی کپی آثار خارجی در ایران بیان داشت: «برخی از کتابهای آموزش داستاننویسی ما هم عیناً ترجمه شده و هیچکدام خودشان مجتهد، مبدع و مبتکر نبوده و چیزی اضافه نکردهاند، مثلاً سه کتاب رفرنس دانشجویان ادبیات دانشگاه را داریم که یکی از بزرگان و معروفان ادبیات، آن را عیناً ترجمه و به اسم چاپ کرده است. این کتابها در دهههای ۴۰- ۳۰ منتشر شده و کسی از این کتابها خبر نداشته و آنقدر زبان انگلیسی نمیدانستند.»
این پژوهشگر ادبی با تأکید بر اینکه نویسندهها ترسو شدهاند و نویسنده ترسو نمیتواند کار نو و خلاقه بکند، گفت: «همانطور که یک مجتهد اگر ترسو باشد نمیتواند فتوا دهد، یکی از شروط اجتهاد، شجاعت است. هنرمند از مغزش یک چیز جدید درست و کار خلاقه میکند، اما آدمی که ترسو باشد، نمیتواند کار خلاقه کند. متأسفانه جامعه ما شاید در سالهای اخیر به سمت ترسو کردن هنرمندان خود جلو رفته است و هنرمندان جرئت لازم را برای خلق اثر ندارند.»