۲۱ فروردین ۱۳۹۵ بود که خبر رسید محسن قوطاسلو به عنوان اولین نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع از حریم اهل بیت به شهادت رسیده است. یادم است تا آن زمان کمتر کسی خبر داشت که بچههای ارتش در جبهه سوریه حضور یافته اند. البته خبرهایی از پشتیبانی هوایی یا لجستیکی ارتش از جبهه مقاومت به گوش میرسید، اما اینکه تکاوران این نیرو مستقیماً وارد معرکه شام شده باشند، بسیاری از ما از آن بیخبر بودیم. ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ بود که خبر رسید محسن قوطاسلو به عنوان اولین نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع از حریم اهل بیت به شهادت رسیده است. یادم است تا آن زمان کمتر کسی خبر داشت که بچههای ارتش در جبهه سوریه حضور یافته اند. البته خبرهایی از پشتیبانی هوایی یا لجستیکی ارتش از جبهه مقاومت به گوش میرسید، اما اینکه تکاوران این نیرو مستقیماً وارد معرکه شام شده باشند، بسیاری از ما از آن بیخبر بودیم.
زیرگذر ولیعصر (عج)
در زیرگذری که چند سالی میشود در میدان ولیعصر (عج) تهران ایجاد شده است، سردیسی از شهید قوطاسلو دیده میشود. این سردیس سال ۹۶ در این مکان نصب شد. از محسن به عنوان اولین شهید مدافع حرم ارتش نام برده میشود. او بزرگ شده پاکدشت بود. یکی از مناطق مستضعفنشین اطراف تهران که غیر از شهید قوطاسلو، رزمندگان دیگری را نیز روانه جبهه دفاع از حرم کرده بود. «محسن قوطاسلو متولد سال ۱۳۶۹، شهادت فروردین ۱۳۹۵» این تاریخ را میتوان زیر سردیس شهید قوطاسلو دید. زمانی که محسن به دنیا آمد، دو سال از اتمام دفاع مقدس گذشته بود، اما او در فضایی رشد کرده بود که همان باورهای شهدای دفاع مقدس را در خود داشت و با چنین باورهایی، داوطلبانه راهی جبهه دفاع از حرم شد.
اگر مانده بود
کنار سردیس شهید قوطاسلو با خودم فکر میکردم اگر او الان زنده بود ۳۲ سال داشت. به سن و سال برخی از جوانهایی که در زیر گذر میدان ولیعصر (عج) از کنار سردیسش میگذشتند و هرازگاهی یکی از آنها نگاهی به این سردیس و نوشتههای زیرش میانداخت. سعی کردم با چند نفر از این جوانها گفتگو کنم. دو نفر حاضر به صحبت شدند، اما هیچ کدام شهید قوطاسلو را نمیشناختند. حتی یکی از آنها فکر میکرد از شهدای دفاع مقدس است که نوشته زیر سردیس را نشانش دادم. گفت اعتقادی به حضور رزمندگان ایرانی در این جبهه ندارد و این نداشتن اعتقاد برخی از مردم به جبهه دفاع از حرم، داستانی طولانی دارد که باعث شد بحث با این جوان را زود به اتمام برسانم و از او خداحافظی کنم.
مزار فرزند
چند سال پیش گفتوگویی با پدر شهید قوطاسلو در یکی از رسانهها منتشر شده بود که در آن عنوان شد ایشان (پدر شهید) گاهی غروب به زیارت مزار فرزندش میرود و شب را کنار مزار فرزند به صبح میرساند! پدری که تا مدتها هر پنجشنبه کنار مزار شهیدش خیمه عاشقی برپا و از زائران مزار شهدا پذیرایی میکرد.
آقا محسن پسر ارشد خانوادهای بود که او را تکیهگاه خودشان میدانستند. جوانی بلند بالا، زیبارو و ورزشکار که جزو تکاوران نخبه تیپ ۶۵ هوابرد ارتش به شمار میرفت و به گفته پدرش، هرچند دوران دفاع مقدس را درک نکرده بود، اما عاشق شهادت بود و بارها خود را سرباز بیبی زینب (س) معرفی کرده بود. پدر شهید میگفت: «یک روز آمد و گفت دوست دارم بروم مدافع حرم بشوم. پرسیدم محسن جان خوب فکرهایت را کردهای؟ گفت بله. اگر من نروم چه کسی برود؟ وظیفه من است که بروم و از حرم حضرت زینب (س)، از مردم مظلوم و از اسلام دفاع کنم.»
نبرد تا آخرین فشنگ
اواخر سال ۱۳۹۴ وقتی قرار میشود نیروهای ویژه ارتش نیز در جبهه سوریه حضور پیدا کنند خیلی از همقطاران شهید قوطاسلو مثل او داوطلب میشوند، اما این بین قرعه به نام محسن و تعدادی از همرزمانش میافتد. آنها میروند و خیلی طول نمیکشد که در فروردین ۹۵ درگیری سختی بین نیروهای خودی و تروریستهای جبهه النصره درمی گیرد. در منطقهای که محسن حضور داشت، شرایطی پیش میآید که او مدتی را به تنهایی با دشمن درگیر میشود. تعدادی از آنها را به هلاکت میرساند و نهایتاً خودش نیز به شهادت میرسد. محسن تکاور، چترباز، غواص و جوان رشیدی بود که شهادت را همانند مردان خدا در آغوش کشید.