پیشتر از بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک شنیده بودم. یکی از مکانهای مورد استفاده در دفاع مقدس که حالا جز ویرانهای از آن باقی نمانده است پیشتر از بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک شنیده بودم. یکی از مکانهای مورد استفاده در دفاع مقدس که حالا جز ویرانهای از آن باقی نمانده است. در ایام اسفندماه که پیک کاروانهای راهیان نور است، برای بازدید از این شنیدهها راهی اندیمشک میشویم. کمی آن طرفتر از معراج شهدای شهر، بیمارستان شهید کلانتری قرار دارد. این بیمارستان در عقبه خطوط درگیری برای نجات جان رزمندگان مجروح احداث شده بود و پزشکان، پرستاران گمنام و بینام و نشان نیز با حضور در بیمارستان با جان و دل شبانهروز مشغول به کار بودند.
کارخانه تراورس
در جریان سفر با سمانه نیکدل آشنا میشوم. او نویسنده کتاب «نعمت جان» خاطرات شفاهی پرستار بیمارستان، صغری بستاک است. خانم نیکدل از راهاندازی بیمارستان شهید کلانتری در سال ۱۳۶۰ و خاطرات امدادگران و پرستارانش برایم روایت میکند. در زمان جنگ، اندیمشک یکی از شریانهای اصلی دسترسی منطقه شمالی خوزستان به سایر استانهای کشور بود که خط راهآهن خوزستان از آن میگذرد. در دهه ۱۳۵۰ اولین کارخانه تراورس بتنی ایران در جنوب ایستگاه راهآهن اندیمشک از سوی فرانسویها راهاندازی شد تا پروژه ساخت خط دوم راهآهن را پشتیبانی کند. تابستان ۱۳۶۰ یکسال بعد از هجوم سراسری عراق و پیشروی آنها تا پل کرخه، برادر حمزه تدینمنش از اعضای بهداری سپاه اندیمشک ایده استفاده از این مکان را به عنوان بیمارستان، به مسئول وقت بهداری سپاه در جنوب دکتر رهنمون میدهد و نهایتاً درمانگاه شرکت تراورس بتنی را برای نقاهتگاه آماده میکنند تا در آنجا مراحل اولیه رسیدگی به مجروحین را انجام دهند.
موسی کلانتری
بیمارستان را به نام شهید موسی کلانتری، وزیر راه وقت که در جریان بمبگذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در تیر ۱۳۶۰ به شهادت رسیده بود، نامگذاری میکنند. وقتی ما از مکان بیمارستان بازدید میکنیم، میبینیم که جز ویرانهای از آن باقی نمانده است. اینجا هر چند قرار است یادمانی برای کاروانهای راهیان نور باشد، اما جای دارد که مسئولان سازههای حداقلی برای آن در نظر بگیرند یا حداقل ماکتی از بیمارستان را برای بازدید زائران آماده کنند.
عملیات فتحالمبین
همزمان با عملیات فتحالمبین، بیمارستان شهید کلانتری به دلیل نزدیکی به منطقه و دسترسی سریع با هدف خدمات درمانی از این عملیات با انواع و اقسام لوازم بهداشتی و درمانی با بهترین کیفیت تجهیز میشود. با تجهیز بیمارستان مجروحین زیادی برای درمان به این بیمارستان منتقل میشوند. یکی از راویها که همراه گروه ماست، میگوید: «بیمارستان بخشهای مختلفی داشت. این بیمارستان در تمام سال به ویژه هنگام عملیات مملو از مجروح بود. وخامت حال برخی از مجروحین و اصابت ترکش در نقاط حساس نیاز به جراحیهای فوری و ضروری را در بیمارستان بیشتر میکرد.»
ترکشی به اندازه گردو
گویا بخش داخلی بیمارستان به مجروحین موج گرفته، شیمیایی و بیماریهای عفونی اختصاص داشت. صغری بستاک، مسئول بخش داخلی بیمارستان با ذکر این مطلب میگوید در مقاطع مختلفی بیمارستان پر از مجروح میشد. یکبار در راهرو بخش ۲ روی زمین مجروحی را دیدم که ترکش به اندازه گردو وسط سینهاش جا خوش کرده بود. پزشکها و پرستارها همه سرشان شلوغ بود. از اتاق پرستاری، پنس و گاز استریل برداشتم و رفتم بالای سرش. بسمالله گفتم و شروع کردم، زیر لب صلوات میفرستادم و آیتالکرسی را میخواندم. یک ربع تا ۲۰ دقیقه طول کشید تا ترکش را از سینهاش بیرون بکشم.
ویلاهای مسکونی
بمباران بیمارستان در آن روزهای جنگ و حجم مجروحین و مراجعین به بیمارستان باعث شد تا مسئولین بیمارستان به فکر ساختن یک بخش زیرزمینی مجهز بیفتند. ضلع جنوبی بیمارستان مجموعهای از ویلاهای مسکونی قرار داشت. این خانهها با امکانات و ملزومات اسکان، محلی بود برای زندگی خانواده فرماندهانی، چون دستواره، همت، کرمی، ممقانی، ورامینی و... تمام بخشهای بیمارستان شهید کلانتری از آن روزها خاطرات زیادی با خود دارد؛ خاطراتی که امید است روزی از میان در و دیوارهای فرسوده و ویران شدهاش جانی دوباره بگیرد. وقتی این بیمارستان نیمه ویران را میبینم با خودم میگویم یادمانهای فراموش شده جنگ جانی دوباره میگیرند؟