«حوزه هنری» همزمان با روزهای پایانی سال، اکران مستندی خاص را آغاز کرده است. مستند «خونریزی» که در همین هفته مراسم رونمایی آن انجام شده است، به کارگردانی و تهیهکنندگی محمد خوشدلفر، محصولی از سفیرفیلم است «حوزه هنری» همزمان با روزهای پایانی سال، اکران مستندی خاص را آغاز کرده است. مستند «خونریزی» که در همین هفته مراسم رونمایی آن انجام شده است، به کارگردانی و تهیهکنندگی محمد خوشدلفر، محصولی از سفیرفیلم است. این مستند موضوع ملتهب سقط جنین و قانونیشدن آن را در امریکا پیگیری میکند و تبعات قانونی، خانوادگی و بهداشتی آن را بررسی کرده است. خوشدلفر در گفتگو با «جوان» به علت ساخت «خونریزی» پرداخته است.
چه شد برای ساخت مستند، سراغ چنین موضوعی رفتید؟
خیلی وقت بود روی موضوع خانواده در غرب تحقیق میکردیم و در این جریان متوجه شدیم اتفاق بزرگی مانند انقلاب جنسی در آن به وقوع پیوسته و در حال مطالعه روی تبعات آن بودیم که بعد از آن چه اتفاقی افتاد و چطور جامعه را تغییر داد که یک موضوع درباره چگونگی جریان سقط جنین در امریکا توجه ما را به خود جلب کرد و ایده ساخت «خونریزی» و مجموعه «لیبیدو» شکل گرفت. آزاد شدن قانون سقط در امریکا یکی از نتایج انقلاب جنسی بود که موجب تغییر در نگرش و سبک زندگی اروپاییها شد، بنابراین یکی از مجموعه مستندهای ما به موضوع سقط جنین میپردازد.
تحقیق و پژوهش مستند «خونریزی» چقدر طول کشید؟
از پژوهش تا ساخت به طور کلی شش ماه طول کشید که دو ماه آن به طور جدی پژوهش انجام شد. اگرچه ما این اطلاعات را در فرآیند تدوین بهروز میکردیم، البته از قبل هم نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد و من همراه با ساخت این مستند، لحظهبهلحظه پختهتر شدم و نگاه جدیدی در من شکل گرفت که سازمانیافتهتر شد.
علت انتخاب مستند به شکل آرشیوی چه بود؟
در بخش عمدهای، ناگزیر به استفاده از مستند آرشیوی شدیم، یعنی ما هم دوست داشتیم، اگر قرار بر ساخت فیلم از اتفاقات جامعه امریکاست، خودمان به طور حضوری تصویربرداری کنیم و در بخشهایی با مطلعان و کارشناسان امریکایی صحبت کنیم، اما، چون به لحاظ سرمایه و تحریم امکان سفر نبود، این قالب را انتخاب کردیم و هنوز جای بعضی چیزهایی که میتوانستم با تولید به کار اضافه کنم، خالی است، بنابراین سعی کردیم قصهها را در بستر تاریخی روایت کنیم و کل مستند آرشیوی شد.
چه مشکلاتی برای دسترسی به مستند آرشیوی بر سر راه شما قرار داشت؟
قبلاً تصور میکردم ساختن مستند آرشیوی ساده است و این آرشیوها به راحتی به دست میآید، اما پیدا کردن و ساختن مستند آرشیوی هم به دلیل در دسترس نبودن بعضی تصاویر چندان آسان نیست. در عین حال، مستندهای آرشیوی در سراسر دنیا جزو کارهای پربیننده و اثرگذار است و فکر میکنم خلأ آن با استفاده از اینترنت و دسترسی بیشتر به این نوع مستندها در حال پر شدن است. به طور کلی، دسترسی به آرشیو خوب و خالی از لوگوی باکیفیت برای ما مقدور نیست، چون به شدت گران است و راهی برای تبادل با خارج از کشور برای دریافت تصاویر هم وجود ندارد. علاوه بر این، نگرش خارجیها نسبت به انقلاب جنسی با ما متفاوت است و به شیوهای در رسانههای آنها منعکس میشود که بیشتر این قضیه را تأیید میکند و انتقادات و نظریههای چالشی چندان در رسانههای آنها راه باز نمیکند.
فکر میکنید اهمیت پرداختن به چنین موضوعی از زاویه نگاه مخاطب ایرانی چیست؟
بعضی مسائلی که در این مستند به آن اشاره شده، مشابهت زیادی در فرهنگ امریکایی و ایرانی داشت و اخیراً گزارههای آن در جامعه ایرانی مشاهده میشود، بنابراین به نظرم بد نیست ما به مسیری که یک بار در کشور دیگری طی شده است و همچنین تبعات آن نگاه کنیم. درست است این کار در بستر امریکا روایت میشود، اما ما برای ایران فیلم میسازیم و امیدوارم مردم چیزی را ببینند که دنبال آن هستند.
چه بازخوردهایی بعد از تماشای فیلم از مخاطب دریافت کردید؟
موضوع سقط چیزی نیست که افراد نسبت به آن بیتفاوت و ممتنع باشند، بنابراین کل واکنشها یا مثبت یا منفی بوده است. اکثر بازخوردهایی که از مخاطبان مشاهده کردم، حول محتوای فیلم بوده، نه مسائل فنی.
برای اکران عمومی مستند، تغییراتی در آن ایجاد شده است؟
فرآیند مجوز گرفتن این فیلم حدود شش ماه تا زمان شکلگیری شورای پروانه نمایش طول کشید و فکر میکنم فقط مربوط به فیلم ما نبود بلکه با تغییر دولت این انتظار برای همه فیلمها طولانیتر شد و اکران فیلم هم حدود دو بار به تعویق افتاد. در محتوای فیلم تغییرات خاصی نداشتیم و سعی کردیم با حداقل تغییر، آن را برای اکران آماده کنیم. به هر حال، نه میتوانستیم زیاد فیلم را سانسور کنیم و نه اینکه مطابق استانداردهای امریکا فیلم بسازیم، بنابراین تلاش کردیم تعادل را در ساخت فیلم رعایت کنیم.