کد خبر: 1082108
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۲:۳۰
سرهنگ رابعه جوانبخت*

رانندگی تهاجمی، شکل افراطی از رانندگی است؛ رانندگی بدون احتیاط و بدون در نظر گرفتن شرایط ایمنی از سوی راننده. در این نوع رانندگی، راننده به نتیجه کار خود فکر نمی‌کند و شکل رانندگی او با سرعت زیاد، ترمز‌های ناگهانی، حرکت سپر به سپر، بوق‌های ممتد و آزار‌دهنده برای تمسخر یا تهدید توأم است. این سبک رانندگی در قشر خاص یا بعضی جوان‌ها دیده می‌شود؛ رانندگی بدون فکر و تفکر، بر اساس خودخواهی و نبود ضوابط ایمنی. این نوع رانندگی در خیابان و شهر‌ها احساس خطر را برای دیگر رانندگان ایجاد می‌کند و امنیت روانی جامعه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. وقتی فردی نمی‌داند که باید به دیگران اهمیت بدهد و حقوق دیگران را رعایت کند، پلیس وارد عمل می‌شود و حقوق دیگران را به او یادآوری می‌کند.
مقابل این نوع رانندگی، رانندگی تدافعی است؛ رانندگی به شیوه استاندارد و بر اساس اصول ایمنی. یک شیوه رانندگی که برای حفظ سرمایه و جان افراد و بدون آسیب و خسارت است. کسی که رانندگی تدافعی انجام می‌دهد، می‌خواهد خودش و دیگری سالم باشد و خودرویی آسیب نبیند. اعتقاد این دسته افراد این است که همه دانش رانندگی دارند، ولی اینکه بدانند چطور رانندگی کنند، کافی نیست، بلکه باید به بینش ایمنی در رانندگی رسید و به این باور رسید که نه‌تن‌ها خودشان درست رانندگی کنند و دچار آسیب نشوند، بلکه این ایمنی را به دیگران نیز ارائه می‌دهند.
این نگرش بر سه پایه شکل می‌گیرد؛ اول ایمنی خود راننده که به دنبال تمام راهکار‌های افزایش ایمنی است. دوم اینکه، راننده نمی‌خواهد باعث بروز حادثه شود و نمی‌خواهد برای دیگران حادثه ایجاد کند تا دیگر رانندگان نیز خیالشان راحت باشد و بدانند این فرد محتاط و آرام است. مثل اینکه در یک تقاطع راننده با آرامش و لبخند به دیگران فرصت و اجازه عبور بدهد یا با لبخند اجازه عبور به عابر پیاده داده شود.
در پایه سوم راننده می‌گوید نمی‌خواهم قربانی یک حادثه شوم و اجازه نمی‌دهم قربانی تصمیمات اشتباه شوم؛ مثلاً اگر جاده‌ای ایمن نیست و مشکل دارد با مهارت‌های کسب شده و بالابردن آن مهارت‌ها و گرفتن تصمیم درست، فرصت اینکه قربانی شود را می‌گیرد. این نشان‌دهنده درک بالایی است که در راننده‌های حرفه‌ای دیده می‌شود.
یکی از مؤلفه‌های رانندگی با اصول ایمنی بالا حفظ هشیاری و توانایی و همچنین عکس‌العمل مناسب در لحظه است. برای اینکه حادثه‌ای اتفاق نیفتد، بین ۲/۰ تا ۵/۰ ثانیه زمان لازم است که ما مانع را رؤیت کنیم و بتوانیم عکس‌العمل مناسب داشته باشیم. این مهم نیازمند آموزش است تا عکس‌العمل بالا برود. مورد دیگر این است که رانندگی را در شرایط و آب و هوای مختلف یاد بگیریم. بدانیم رانندگی در تابستان در زمین خشک با رانندگی در زمستان با زمین لغزنده فرق دارد؛ بنابراین این موارد نیاز به آموزش‌های خاص دارد تا افراد بتوانند این موارد را رعایت کنند.
در خصوص آموزش هم باید بدانیم پلیس متولی آموزش نیست. همانطور که می‌دانیم سن قانونی برای گرفتن گواهینامه ۱۸ سال است؛ این فرد شخصیتش کاملاً شکل گرفته است. او اگر پرخاشگر باشد و انواع اختلالات را داشته باشد، این شخصیت با او شکل گرفته‌است، اما پلیس متولی تغییر این رفتار نیست. او فقط آموزش‌های اولیه را می‌دهد و این آموزش‌ها آنقدر کامل نیست که بتواند این موانع را پوشش بدهد. تنها نظارت و کنترل است که بر عهده پلیس است و با این ابزار‌ها پلیس افراد خاطی را مجبور به یادگیری می‌کند. سازمان‌های دیگری هستند که باید آموزش‌ها را نهادینه کنند تا حین گرفتن گواهینامه مردم اصول آن را بدانند. وقتی آموزش و پرورش از ارائه یک صفحه آموزش رانندگی درست در بین کتاب‌های خود غفلت می‌کند، چه باید کرد؟! اگر جایی دیده می‌شود پلیس وارد آموزش شده‌است، در اصل به خاطر کم‌کاری سازمان و ارگان‌های دیگر است.
راننده امروز همان کودکی است که از هفت سالگی در اختیار آموزش و پرورش بوده‌است. پلیس در مناطق مختلف افسران خود را برای آموزش به مدارس مختلف اعزام می‌کند، گر چه این مهم از وظایف پلیس نیست، اما هنوز مهارت‌های یادگیری از جمله عبور و مرور در خیابان جایش خالی است و این خلأ پلیس را مستأصل کرده‌است. مجازات‌های بازدارنده هم گذاشته شده‌است، اما چقدر اثر‌بخش باشد، معلوم نیست. چون شخصیت افراد خیلی به سختی تغییر می‌کند و این تغییر به مراتب سخت است.
برای رسیدن به شهری ایده‌آل فاصله زیادی داریم. در این مهم پلیس در یک طرف است و مردم در طرف دیگر. وقتی خانواده‌ای برای فرزند ۱۶ ساله‌اش که گواهینامه ندارد، به عنوان کادوی تولد موتور خریداری می‌کند، دیگر توقعی نیست که پلیس بتواند برای سلامت او کاری انجام دهد.
بچه‌ها باورشان این است که پدر و مادر قهرمان زندگی‌شان هستند. بچه‌ها حتی ژست نشستن پشت فرمان را یاد می‌گیرند. همه رفتار‌ها از طرف بچه‌ها ضبط می‌شود و در بزرگسالی این مدل رانندگی دیده می‌شود. این توقع زیادی است که بچه را با هر شرایطی بزرگ و بعد او را در جامعه رها کنیم و بعد از پلیس و دیگران توقع داشته باشیم. با توجه به اینکه ۷۰ درصد تصادفات در نتیجه خطای انسانی است، بنابراین شخصیت فرد و تصمیمات او که به عنوان راننده گرفته می‌شود، مهم است.
* کارشناس تصادفات پلیس راهور تهران

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار