کد خبر: 1080096
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
گفت‌وگوی «جوان» با سردار محمد کوثری درباره سردار شهید احمد اسکندری از فرماندهان گمنام دفاع مقدس
ابتکار عمل شهید اسکندری عرصه را برای منافقین تنگ کرده بود ۲۷ بهمن سالروز شهادت سردار احمد اسکندری از ارکان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در عملیات والفجر مقدماتی در سال ۱۳۶۱ بود.
علیرضا محمدی

۲۷ بهمن سالروز شهادت سردار احمد اسکندری از ارکان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در عملیات والفجر مقدماتی در سال ۱۳۶۱ بود. همان زمان یادکردی از ایشان منتشر کردیم، اما حیف‌مان آمد از این سردار رشید، اما گمنام جبهه‌ها بیشتر ندانیم و ننویسیم؛ لذا سراغ سردار محمداسماعیل کوثری نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی و آخرین فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در دفاع مقدس رفتیم و گفت‌وگوی کوتاهی در خصوص این شهید با ایشان انجام دادیم.

فعالیت‌های امنیتی
سردار کوثری در خصوص نحوه آشنایی‌اش با شهید اسکندری گفت: حاج‌احمد در تهران در ناحیه‌ها و پایگاه‌ها فعال بود. آن زمان چند پایگاه محوری در سطح شهر تهران داشتیم که ستون اصلی جذب و اعزام رزمنده‌ها در تهران به شمار می‌رفتند. شهید اسکندری در سطح نواحی و پایگاه‌ها فعالیت می‌کرد و جزو ارکان اصلی بود. ایشان به واسطه حضور پررنگی که در سپاه تهران و همین طور کار‌های امنیتی، عملیاتی، ستادی، و جذب نیرو داشت، نه تنها برای بنده که در نظر اغلب فرماندهان فردی شناخته‌شده به شمار می‌رفت و به توانایی‌هایش واقف بودیم.

خطر ترور
نماینده یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در ادامه بیان داشت: زمانی که اسکندری در سپاه تهران فعالیت می‌کرد، به دلیل حضور پررنگ منافقین، جو ترور در تهران و اغلب شهر‌های بزرگ کشورمان حاکم بود. در چنین شرایطی حتی نیرو‌های ساده حزب‌اللهی در معرض خطر ترور قرار داشتند، چه برسد به افرادی مثل احمد اسکندری که ستون مبارزه با ضدانقلاب بودند. برای این افراد شهر چیزی کم از جبهه‌ها نداشت و شاید خطرناک‌تر هم بود چراکه در جبهه خط دشمن مشخص بود، اما در شهر و با وجود نفوذی‌ها، این خطوط خودی و دشمن مشخص نبود و هر آن امکان ترور و شهادت می‌رفت.

گشت ثارالله
وی درباره فعالیت‌ها و اقدامات شهید اسکندری اظهار داشت: اسکندری در تهران کار‌های اطلاعاتی و امنیتی می‌کرد و علیه ضدانقلاب کارنامه قابل قبولی از خودش برجای گذاشته بود. ایشان یک فرد پرکار بود و هم در امور ستادی و هم در فعالیت‌های عملیاتی و اطلاعاتی تجربیات زیادی داشت. می‌توانم بگویم در تمامی آن‌ها نیز چهره موفقی از خود به نمایش گذاشته بود. از طرفی، چون ذهن بازی داشت، اقدام به تشکیل گردان القارعه و گشت ثارالله کرد. آن‌هایی که سن‌شان به دوران جنگ قد می‌دهد، حتماً گشت‌های ثارالله را یادشان است. این گشت‌ها در ایجاد امنیت واقعاً تأثیرگذار بودند و شهید اسکندری یکی از افرادی بود که در تشکیل گشت‌های ثارالله نقش بارزی داشت. ابتکار عمل شهید اسکندری عرصه را برای ضدانقلاب تنگ کرده بود.

شهید موسوی
فرمانده لشکر ۲۷ در سال‌های پایانی دفاع مقدس در پاسخ به این سؤال که چطور یک فرمانده ستادی به جبهه‌های جنگ اعزام شده بود؟ پاسخ داد: امثال اسکندری آدم‌های مخلصی بودند که هرچند در تهران با ضدانقلاب و منافقین می‌جنگیدند، اما دل‌شان همیشه در جبهه بود و هر زمان که فرصتی به دست می‌آمد، اقدام به اعزام می‌کردند. من نمونه‌های زیادی از این آدم‌های مخلص سراغ دارم. یکی از آن‌ها شهید موسوی از نیرو‌های انسانی (پرسنلی) سپاه تهران بود که می‌توانست اصلاً به جبهه نیاید و اتفاقاً فرماندهان هم تأکید داشتند که از تخصصش در تهران استفاده کند، اما خودش اصرار داشت که به جبهه بیاید. یادم است وقتی که می‌خواست وارد عملیات والفجر مقدماتی شود، از او خواستم در تهران بماند. گفت که دلش در جبهه‌ها است می‌خواهد هر طور شده در عملیات شرکت کند. همراه شهید اسکندری آمد و او هم در همین عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید.

معاون دوم لشکر
فرماندهی یگان عملیات پادگان ولیعصر (عج)، عملیات شهری و سرکوب ضدانقلاب از جمله اقدامات و مسئولیت‌های شهید اسکندری در تهران بود که سردار کوثری با اشاره به آن‌ها گفت: وقتی قرار شد اسکندری برای شرکت در عملیات والفجر مقدماتی به جبهه بیاید، حول و حوش آذرماه ۱۳۶۱ بود. آمد و، چون از قبل او را می‌شناختیم، قرار شد به عنوان معاون دوم لشکر ۲۷ در این عملیات ورود کند.
کوثری افزود: ذکر این نکته ضروری است که در مقطع عملیات والفجر مقدماتی سازمان رزم سپاه پاسداران ارتقا پیدا کرده و موقتاً چند سپاه تشکیل شد. زیرمجموعه هر سپاه هم چند لشکر یا تیپ قرار داشتند. سپاه ۱۱ قدر به فرماندهی شهید همت بر همین اساس تشکیل شد و من هم مسئول عملیات سپاه ۱۱ قدر شدم. چون همت از لشکر ۲۷ رفته بود، حاج‌علی فضلی فرمانده این لشکر شد و به گمانم شهید کلهر هم جانشینش بود. اسکندری که به منطقه آمد، با توجه به شناختی که از ایشان داشتیم، او را معاون دوم لشکر کردیم. ایشان هم کار‌های ستادی انجام می‌داد و هم کار‌های عملیاتی.

عملیات سخت
وی با اشاره به توانایی‌های شهید اسکندری در ارتباط‌گیری با نیرو‌ها و هدایت صحیح آن‌ها در شرایط عملیاتی بیان داشت: والفجر مقدماتی یک عملیات سخت و دشوار بود. در این شرایط فرماندهان یگان‌های میدانی باید از هوش و توانایی‌های بالایی برخوردار بودند تا می‌توانستند نیرو‌ها را خوب هدایت کنند. شهید اسکندری به دلیل تجربیاتی که در عملیات شهری داشت، به خوبی می‌توانست با نیرو‌ها هماهنگ شود. هرچند والفجر مقدماتی در کلیتش چندان موفقیت آمیز نبود و به دلیل مقاومت دشمن نیرو‌های عمل‌کننده مجبور به بازگشت شدند، اما کسانی که در آوردگاه والفجر مقدماتی ایستادند و جنگیدند، به واقع مردان مردی بودند که می‌توانستند در هر آوردگاه دیگری نیز ایستادگی کنند. اسکندری هم یکی از همین آدم‌ها بود.

صبور و فکور
فرمانده لشکر ۲۷ در دفاع مقدس در خصوص روحیات و خصوصیات اخلاقی شهید اسکندری گفت: این‌طور بگویم که اسکندری از نظر اخلاقی واقعاً یک انسان بسیار صبور و بسیار بااخلاق بود. صبرش به چشم می‌آمد. آگاهانه و با بصیرت کارش را دنبال می‌کرد. فرقی نداشت عملیات شهری باشد یا عملیات جنگی در کوه‌ها و بیابان‌ها، او همیشه با آگاهی قدم به میدان می‌گذاشت و کارش را به نحو درست انجام می‌داد.
وی افزود: من با دوستان و همرزمان دیگر هم که در مورد اسکندری صحبت می‌کردم، آن‌ها هم نظرات این شهید والامقام را قبول داشتند چراکه صبر و تفکر و بصیرت در هر شخصی باشد، نظرات آن شخص را ارزشمند می‌کند و به این ترتیب افراد نزدیک به اسکندری ایشان را فردی توانمند معرفی می‌کردند. کوثری در ادامه بیان داشت: روحیه شهادت‌طلبی از دیگر خصوصیات بارز این شهید بزرگوار بود. او می‌توانست به جبهه نیاید یا حتی‌المقدور به خط مقدم نرود، اما با حضور مشتاقانه در خط مقدم دوشادوش دیگر رزمندگان حرکت کرد و با آن خودسازی و ولایتمداری که داشت، شهادت را در آغوش گرفت در فکه آسمانی شد.

رشید، اما گمنام
وی افزود: با معیار‌های الان که به زندگی شهید اسکندری نگاه می‌کنیم، از خودمان می‌پرسیم چرا امثال شهید اسکندری باید مسئولیت شان را در تهران ر‌ها می‌کردند و به منطقه جنگی می‌آمدند؟ آن‌ها می‌آمدند، چون فکر و ذکرشان در جبهه بود. دغدغه داشتند و نمی‌توانستند با گفتن اینکه ما هم در تهران کار می‌کنیم، خیال‌شان را از بابت جبهه‌ها آسوده کنند؛ لذا در هر فرصتی به جبهه می‌آمدند تا به دین‌شان عمل کنند و به راستی که شهادت بهترین پاسخ به اخلاص چنین افرادی بود.
این فرمانده دفاع مقدس در پایان گفت: نکته‌ای که در خصوص شهید اسکندری و افرادی مثل شهید موسوی تأسف‌برانگیز است، گمنامی این افراد است. آنها، چون یک مقطعی کار‌های ستادی انجام می‌دادند، کمتر بین رزمنده‌ها و در فضای جبهه‌ها شناخته شده بودند. آرام و بی‌ادعا کارشان را انجام می‌داد و در فرصت‌های به دست آمده به جبهه اعزام می‌شدند. به همین خاطر خیلی شناخته شده نبودند. همین شهید بزرگوار احمد اسکندری معاون دوم لشکر خط شکن محمد رسول‌الله (ص)‌بود، اما برخی از رزمنده‌های دفاع مقدس هم ایشان را نمی‌شناسند چه برسد به نسل جوان. همین جاست که رسالت شما اهل رسانه سنگین‌تر می‌شود و شما باید برای شناساندن چنین چهره‌های درخشانی بیشتر تلاش کنید.

نمای نزدیک
شهید احمد اسکندری سال ۱۳۳۶ در یکی از روستا‌های دورافتاده شهرستان خمین به‌نام «چنار» به دنیا آمد. در دوران کودکی پیش از رفتن به مدرسه به تحصیل علوم مذهبی پرداخت. وقتی به مدرسه رفت، چون هوش بالایی داشت، در میان دوستان و همکلاسی‌هایش به‌عنوان شاگرد ممتاز مطرح بود. احمد توانست تحصیلاتش را تا اول راهنمایی ادامه دهد و بعد از آن همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد. سال ۱۳۵۴ ازدواج کرد و کمی بعد همزمان با اوج گرفتن انقلاب مردم ایران، به صف انقلابی‌ها پیوست و علیه رژیم طاغوت به مبارزه پرداخت. چون در تهران بود، زودتر متوجه اوضاع و احوال سیاسی کشور شد و از تظاهرات و پخش اعلامیه و هماهنگی برای راهپیمایی گرفته، هر کاری که از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد.
شهید اسکندری بعد از پیروزی انقلاب در مسجد احمدیه نارمک آموزش نظامی دید و در اردیبهشت ۱۳۵۹ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. تشکیل گردان القارعه، تشکیل گشت ثارالله، فرماندهی یگان عملیات پادگان ولیعصر (عج)، عملیات شهری و سرکوب ضدانقلاب از جمله اقدامات شهید اسکندری در سپاه بود.
با آغاز دفاع مقدس، احمد اسکندری به جبهه رفت و در سال ۱۳۶۱ مقارن با عملیات والفجر مقدماتی معاونت لشکر حضرت رسول (ص) را بر عهده گرفت. در این عملیات به صورت موقت تغییراتی در لشکر ۲۷ رخ داده و شهید همت فرماندهی سپاه ۱۱ قدر را برعهده گرفته بود. در این شرایط سردار فضلی فرمانده لشکر ۲۷ شد و اسکندری نیز معاون دوم لشکر. اما تنها چند روز پس از شروع عملیات والفجر مقدماتی، احمد اسکندری که سال‌ها به دنبال شهادت بود، در روز بیست‌وهفتم بهمن ۱۳۶۱ در سن ۲۵ سالگی در فکه آسمانی شد. پیکر پاکش پس از تشییع در روستای زادگاهش «چنار» به خاک سپرده شد. از این شهید بزرگوار دو فرزند دختر به یادگار مانده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار