مجلس در حال هموار کردن مسیرهای قانونی نظارت ساترا (سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضاى مجازى) است و گویا توافق میان صداوسیما و سازمان سینمایی نیز جایگاه این نهاد را برای نظارت بر انتشار صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی گستردهتر کرده است. مجلس در حال هموار کردن مسیرهای قانونی نظارت ساترا (سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضاى مجازى) است و گویا توافق میان صداوسیما و سازمان سینمایی نیز جایگاه این نهاد را برای نظارت بر انتشار صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی گستردهتر کرده است.
پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما در حکمی سعید مقیسه را به عنوان رئیس جدید ساترا منصوب کرد. ساترا تا پیش از این با مدیریت سیدمحمدصادق امامیان فعالیت میکرد و میتوان تغییر در ریاست ساترا را آغاز دورهای جدید از فعالیت این نهاد نظارتی دانست.
مجلس به «ساترا» مسئولیت داد
کمیسیون تلفیق بودجه مجلس شورای اسلامی بار دیگر ساترا را به عنوان ناظر بر تولید آثار حرفهای در فضای مجازی تعیین کرد و بدین ترتیب وزارت ارشاد نقشی در نظارت بر محتوای «ویاودی»ها و سایر آثار منتشر شده در فضای مجازی نخواهد داشت.
این کمیسیون ساترا را موظف کرده است در راستای حفظ ارزشها بر مراحل تولید آثار حرفهای در فضای مجازی نظارت کند و ضمن ارتقای کیفی تولیدات از اثرات سوء آن جلوگیری به عمل آورد.
کمیسیون تلفیق این متن را به لایحه بودجه ۱۴۰۱ کل کشور افزوده است: «مسئولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر و نظارت بر آن، منحصراً بر عهده سازمان تنظیم مقررات رسانهای صوت و تصویر فراگیر (ساترا) سازمان صداوسیماست. ساترا موظف است در راستای حفظ ارزشهای ایرانی- اسلامی و نظام خانواده بر تمام مراحل تولید آثار حرفهای در فضای مجازی نظارت نماید و ضمن ارتقای کیفی تولیدات از اثرات سوء آن در جامعه جلوگیری به عمل آورد.»
«ساترا» سازمانی که خیلی دیر متولد شد!
از حدود ۱۰ سال پیش با توسعه پهنای باند در کشور، تکنولوژیهای جدید و نوپایی که در جهان شروع به فعالیت کرده بودند، در ایران نیز شروع به کار کردند. رشد و گسترش تلفنهای همراه هوشمند نیز زمینه را برای این مسئله دوچندان کرده بود، به همین جهت محتوای صوتی و تصویری که پیشتر با محدودیتهای سرعت و حجم اینترنت روبهرو بودند، به مرور دسترسپذیرتر شدند. همین مسئله زمینه شکلگیری و توسعه رسانههای صوتی و تصویری در قالب VSP (سامانههای اشتراکگذاری ویدئو) و کمی بعدتر «ویاودی» را فراهم آورد. در کشور ما نیز به دلیل به روز بودن و جوان بودن اکوسیستم نوآوری، خیلی سریع نمونههای داخلی این سرویسها راهاندازی شد و در بازار بکر ایران شروع به توسعه کردند.
بکر بودن بازار ایران، یک مزیت خوب برای رشد سریع سامانههای ویدئویی بر بستر وب شد، اما از سوی دیگر با رشد قارچگونه و فعالیت فراگیر این سامانهها خلأهای قانونی برای نظارت بر عملکرد این سامانهها خود را بیشتر نمایان کرد. گستردگی فعالیت «ویاودی»ها عملاً از چارچوبهای نظارتی نهادهای سنتی فراتر بود و همین مسئله نظارت بر آنها را بیش از گذشته سخت میکرد. ایجاد ساترا اقدامی بود از سوی یک نهاد حاکمیتی برای سامان دادن به فضایی که در آن نظارت به حداقل رسیده بود. راهاندازی ساترا در دهه ۹۰ رخ داد در حالی که عملاً از دهه ۸۰ اغلب ایرانیان با فضای مجازی در ارتباط بودند و انتشار صوت و تصویر فراگیر در این فضا سالها پیشتر از آغاز به کار ساترا انجام شده بود. در نبود ساترا، معمولاً نظارت بر این فضا بر عهده چند دستگاه دولتی، قضایی و انتظامی بود.
اهداف «ساترا»
ساترا از زمان شکلگیری دو هدف جدی را پیگیری کرد که در نگاه اول میتوانست در تضاد با یکدیگر تلقی شود؛ اول حفاظت از ماهیت وجودی رسانه صوت و تصویر داخلی در برابر هجمه رسانههای صوت و تصویر بیگانه و دوم حفظ ارزشهای فرهنگی کشور و ترسیم چارچوب فعالیت برای این رسانهها. اما گذر زمان و تعامل و شکلگیری فضای تفاهم میان تنظیمگر نوظهور با سرویسهایی که چندین سال قبل از آن فعالیت خود را شروع کرده بودند، منجر به حرکت در مسیر بلوغ این صنعت شد. در حال حاضر با وجود اینکه در اکثر کشورهای دنیا، حرف اول و آخر را در سبد مصرف، کاربران رسانههای صوت و تصویر امریکایی میزنند، در کشور ما رسانههای صوت و تصویر داخلی نقش و اهمیت بسزایی در فعالیتهای کاربران فضای مجازی دارند و حتی در حال حاضر برخی رسانههای صوت و تصویر فراگیر وارد بازار مصرف ایرانیان خارج از کشور شدهاند.
تنظیمگری که در ساترا دنبال شد، حداقل پنج بُعد را به طور همزمان پیگیری کرد. اولین اقدام شناسایی رسانههای صوت و تصویر فراگیر متعددی بود که بدون هیچ گونه چارچوب مشخص فعالیت میکردند و اعطای مجوز موقت به آنها و ارائه دستورالعمل کلی برای فعالیت بود. دومین اقدام پایش و نظارت محتوایی بر این رسانهها بود که از طریق بررسی شکایات مردمی، نظارت «ریسک محور» کارشناسان ساترا، تدوین و اجرای نظام تأییدیه انتشار محتوای حرفه ای، راهاندازی سامانه اقدام فوری، بررسی و ارتقای سازوکار نظارت محتوایی توسط خود رسانهها بود که تلاش شد از نظر محتوایی رسانهها چندین پله رشد پیدا کنند. مسیر سوم در تنظیمگری این رسانهها، حل چالشهای حقوقی و مالکیت فکری آنها بود، به همین منظور برای بخشهای مختلف فعالیت آنها دستورالعملهایی تدوین شد و به طور موازی با راهاندازی یک مسیر مطمئن با دادستانی، شکایات حوزه مالکیت فکری برای اولین بار در مدت زمان بسیار کوتاهی بررسی و با متخلفان برخورد میشد. فرآیندی که پیش از این حداقل چندین ماه زمان میبرد با راهاندازی فرآیند مالکیت فکری ساترا به کمتر از یک ساعت رسید. دو جنبه اقتصادی و اجتماعی نیز در ساترا برای تنظیمگری بهتر راهاندازی شد تا با ریلگذاری از جنبه تسهیلاتی و ایجاد شفافیت در تصمیمات اتخاذشده، صنعت صوت و تصویر و کاربران را با مسیر پیش رو همراهتر کند و تصمیمات را از اتاقهای بسته بدون پاسخگویی به عرصه عمومی بکشاند.
روشن است نقطهای که ساترا تا پایان سال ۱۴۰۰ به آن رسیده است با ایدهآلها فاصله دارد ولی نگاهی به مسیر سه ساله طی شده میتواند گواهی بر حرکت در مسیر درست و البته حل چالشهای متعدد باشد.