اثر تاریخی- پژوهشی «صخره سخت» کارنامه امنیتی انقلاب و نظام اسلامی، در دهههای نخست را گشوده و دشواری کار آنان را به مخاطب محقق بازنمایانده است. این دفتر نشان میدهد که گروهی از دلدادگان به انقلاب اسلامی، برای حفظ میراث آن چه دشواریهایی را متحمل گشته و چه خطراتی بر خود خریدهاند! اثر تاریخی- پژوهشی «صخره سخت» کارنامه امنیتی انقلاب و نظام اسلامی، در دهههای نخست را گشوده و دشواری کار آنان را به مخاطب محقق بازنمایانده است. این دفتر نشان میدهد که گروهی از دلدادگان به انقلاب اسلامی، برای حفظ میراث آن چه دشواریهایی را متحمل گشته و چه خطراتی بر خود خریدهاند! این پژوهش پردامنه، توسط حسن روزیطلب انجام گرفته و مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است. مؤلف در دیباچه خویش بر این اثر، در باب اهمیت موضوع و ضرورت خوانش آن از جنبههای متنوع چنین آورده است:
«حفاظت از انقلاب اسلامی، از همان ساعات ابتدایی پیروزی، پس از تسخیر پادگانها و پاسگاهها در عصر ۲۲ بهمن، ۱۳۵۷ به دغدغه اصلی انقلابیها تبدیل شد. انقلابی که سران کشورهای غربی که در گوادلوپ گرد هم آمده بودند، نمیتوانستند تبعات آن را تحلیل کنند. سران حزب کمونیست شوروی نیز گرچه امید فراوانی به حزب توده و چریکهای فدایی خلق داشتند، اما سرویسهای اطلاعاتی آنان، این جمعبندی را که رهبر انقلاب اسلامی و مشاور ارشدش مرتضی مطهری، مخالفتی به سختی نه به غربیها، با مارکسیستهای حاکم بر مسکو دارد، به آنها اعلام کرده بود. از سوی دیگر سلطنتطلبان و افسران ارشد رژیم پهلوی، گرچه در امواج سهمگین مردمی مضمحل و سرگردان شده بودند، اما وجود شبکههای مسلح و میلیونها دلار پول سبب شده بود تا انقلابیون آنها را دشمن بالفعل انقلاب تازه به ثمر رسیده بدانند. گروهکهای چند ده نفره نیز در بدو پیروزی انقلاب توانسته بودند با استفاده از خروش مردم و نابودی ساختار نظامی، به جذب نیروهای پاکباخته و انبار کردن اسلحه اقدام کنند. گروه فرقان، شاخصترین این گروهها بود. نیروهای مذهبی که گرداگرد امام خمینی جمع شده بودند، روایتهای عجیبی از برخورد با سازمان مجاهدین داشتند. پیش از پرواز انقلاب در ۱۲ بهمن که مسئله حفاظت از امام خمینی مطرح شد، دو گروه چشم در چشم هم به خاطرات زندان اوین فکر میکردند! اعضای خط امام اجازه ندادند تا مجاهدین خلق گرداگرد امام خمینی حلقه زنند. استاد شهید مطهری در تماس با پاریس به سیداحمد خمینی گفت اگر مجاهدین خلق باشند ما نیستیم!... در ادامه، دغدغه نسبت به گسترش این سازمان، سبب ائتلاف گروههای هفتگانهای شد که تقریباً تنها وجه اشتراکشان مخالفت با سازمان مجاهدین خلق بود. به هر روی انقلابیون در بدو پیروزی دریافته بودند که نیازمند یک نیروی انتظامی برای برقراری نظم، یک گارد انقلاب برای بحرانهای منطقهای و شهری و یک سازمان اطلاعات حداقلی برای تمشیت امور ضد جاسوسی و نگهداری و بازیابی اسناد بهجا مانده از ساواک هستند. با این همه تشتت فراوان انقلابیون که در میان آنها از ابراهیم یزدی تا محمد منتظری یافت میشد، سبب شد تا تشکیل و راهاندازی همین نهادهای انقلابی ضروری، موجب بحرانهای بزرگی شود! از سوی دیگر سرنوشت ارتش که مهمترین منبع مشروعیت رژیم گذشته بود نیز به محل بحث و درگیری نیروهای مؤثر در انقلاب تبدیل شده و اتفاقاً چند روزی از پیروزی نگذشته بود که درگیری ارتش با تجزیهطلبان در سنندج به نشانهای برای سخت بودن کار حفظ نظام تبدیل شد. آنچه در اثر صخره سخت میخوانید، روایتی از نقش تأسیسگران نهادهای امنیتی در انقلاب اسلامی است. در این روایتها تلاش شده است تا وجهه واقعی جدالهای درونی، بر سر ایجاد نهادهای نظامی و امنیتی نمایش داده شود. البته بحث پیرامون خدماتی که این نهادها به انقلاب نوبنیاد اسلامی کردند، در این مجال نمیگنجد که وجود شهدای گلگون کفن این نهاده، خود نشانه خدماتشان به امنیت و ثبات کشور است. همچنین در این کتاب، گذری به درگیریهای مهم پس از پیروزی انقلاب اسلامی داریم، اگر چه شرح این بحرانها، رشادتها و فداکاریهای جوانان انقلابی پاسدار و ارتشی، در پاسداشت تمامیت ارضی ایران اسلامی، نیازمند دهها جلد کتاب است...».