کد خبر: 1077988
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۶
سیاه‌نمایی، فرافکنی و دروغگویی 
در بیانیه اصلاح‌طلبان وقتی یک نفر در خیابان می‌دود و فریاد آی‌دزد، آی دزد سر می‌دهد، همه او را مالباخته تصور می‌کنند یا شاید هم دلسوزی که دنبال دزد اموال دیگری است، اما چند نفر فکر می‌کنند که شاید او خود دزد باشد؟
زينب شريعتي

وقتي يك نفر در خيابان مي‌دود و فرياد آي‌دزد،‌ آي دزد سر مي‌دهد، همه او را مالباخته تصور مي‌كنند يا شايد هم دلسوزي كه دنبال دزد اموال ديگري است، اما چند نفر فكر مي‌كنند كه شايد او خود دزد باشد؟
مجمع روحانيون مبارز و تشكل موسوم به مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، بيانيه مشتركي به مناسبت چهل‌وسومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي منتشر كرده‌اند كه حاوي نكات جالب توجهي است. اين بيانيه از روح كلي سال‌ها فعاليت سياسي اصلاح‌طلبان پيروي مي‌كند و تلاش دارد همچون ناظري بي‌طرف در گوشه‌اي بايستد، اوضاع را رصد كند، خود را ميان حاكميت و مردم قرار دهد و بعد سمت مردم برود و ايراد و آسيب‌هاي اين 43سال حكمراني را ليست كند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «امروز جامعه ما با بحران‌هاي بزرگي در عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و بين‌المللي روبه‌رو است. برابر آمار رسمي بخش مهمي از جامعه زير خط فقر به سر مي‌برند. با تأسف فراوان لحظه به لحظه از حجم طبقه متوسط كه نيروي حركت‌بخش توسعه و پيشرفت هر كشوري است كاسته و به درون طبقه فقير رانده مي‌شوند و طبقه فقير كه روز‌به‌روز بر حجم و عدد آن افزوده بشود، همان است كه بيشترين فداكاري را براي انقلاب و حفظ نظام انجام داده و بالاترين سختي‌ها را تحمل كرده است. در سوي ديگر شاهد بروز و ظهور طبقه يا افراد يا نهادهاي بي‌مسئوليتي هستيم كه بر امكانات خود به ويژه با رانت و سوءاستفاده از تحريم‌هاي كمرشكن مي‌افزايند و كساني هم كه داراي امكانات طبيعي و مشروع بوده‌اند، در اين وضع و حال به‌ جاي سرمايه‌گذاري مطمئن در درون ترجيح مي‌دهند امكانات خود را به خارج منتقل كنند.»
اين عبارات بخشي از همين بيانيه است. بيراه هم شايد نباشد. چه كسي مي‌تواند منكر كمبودها و آسيب‌هايي باشد كه امروزه در جامعه ايران وجود دارد و باز چه كسي مي‌تواند منكر باشد كه اگر عملكرد مسئولان بهتر بود، يقيناً بخشي از اين مشكلات وجود نداشت اما آنچه باعث موضع‌گيري برابر اين بيانيه مي‌شود، نه الزاماً متن آن كه گوينده آن است؛ گوينده‌اي كه تلاش مي‌كند ناظر بي‌طرف و بي‌اختياري باشد كه گويي در همه اين سال‌ها هيچ مسئوليتي در رأس اين حكمراني نداشته است.


مسئوليت اصلاح‌طلبان غير از بيانيه‌نگاري چيست؟
از سال 60 تا 68، ميرحسين موسوي نخست وزير جمهوري اسلامي و به قول خود اصلاح‌طلبان نخست وزير امام بوده است. كل دوران رهبري امام خميني پس از پيروزي انقلاب اسلامي 11سال بوده است كه از اين زمان، هشت سال دولت با انتخاب موسوي- از خواص اصلاح‌طلب و ليدر اصلي وقايع سال 88- چيده و اداره شد.
در دهه70 نيز از سال 76 سيدمحمد خاتمي، ديگر چهره معروف اصلاح‌طلب با حمايت همه‌جانبه اصلاح‌طلبان رئيس‌جمهور شد و تا سال 84 در اين سمت باقي ماند و به مدت هشت سال ديگر، دولت و امور اجرايي كشور بر عهده اصلاح‌طلبان قرار گرفت.
پس از آن و طي سال‌هاي 1392 تا 1400 هم باري ديگر، اويي كه اصلاح‌طلبان حامي‌اش بودند، رئيس‌جمهور شد و اصلاح‌طلبان به دولت و حاكميت راه يافتند. خيلي از كساني كه سال 88 در ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي فعاليت و حتي حاكميت را متهم به تقلب سازمان يافته در انتخابات كردند، عضو دولت شدند و اصلاح‌طلبان شادمانه جشن پيروزي گرفتند.
24سال عمر شش دولتي كه اصلاح‌طلبان نقش‌آفرينان آن بودند، در واقع حدود نيمي از 43سالي است كه اكنون مجمع روحانيون مبارز به عنوان يكي از اصلي‌ترين تشكل‌هاي اصلاح‌طلب منتقد آن است. تازه اگر چرخش آنها به سوي حمايت از هاشمي‌رفسنجاني و هشت سال دولت او را ناديده بگيريم! آيا اين همه سال دولت‌داري نبايد باعث شود مجمع روحانيون مبارز براي خود نقشي فراتر از «بيانيه‌نگار» و «منتقد» تعريف و اجرا كند؟


توسعه سياسي شعار چه كسي بود؟
در بخشي از اين بيانيه آمده است: «امروز شدت اعتراض‌هاي غيرسياسي كه بيشتر از سوي بخش‌هاي محروم جامعه رخ مي‌دهد، از اعتراض سياسي بيشتر است.»
بيان اين جملات از سوي مجمعي كه محمد خاتمي عضو آن بوده و با شعار «تقدم توسعه سياسي بر توسعه اقتصادي» رئيس‌جمهور شد، جالب توجه است. همان سال‌ها بارها توسط اهالي رسانه و سياست به اصلاح‌طلبان تذكر داده شد كه كشور به لحاظ اقتصادي در شرايط مناسب نيست و شعارهاي سياسي دردي از مشكلات اقتصادي مردم دوا نخواهد كرد، اما اصلاح‌طلبان چون برآمده از قشر متوسط و مرفه جامعه بودند، دغدغه سياسي را بالاتر مي‌دانستند.
در خلال سال‌هاي بعد هم «سياست» همواره محور اصلي فعاليت‌هاي اصلاح‌طلبان بود. سال 88 آنها طبقه متوسط جامعه را كه دغدغه‌هاي مالي نداشتند، بر محور تقلب در انتخابات كه ادعايي كاملاً سياسي بود، به خيابان كشاندند و مقابل جمهوريت نظام و رأي مردم ايستادند.
اصلاح‌طلبان هيچ‌گاه در كنار قشر مستضعف جامعه نبودند و امروز گفتن آنها از طبقه محروم، تنها در صورتي مي‌تواند صادقانه تلقي شود كه با «بازگشت از مواضع قبلي» همراه باشد.
فروردين 87 و در سه سالگي دولت محمود احمدي‌نژاد، مسيح علينژاد كه آن زمان خبرنگاري اصلاح‌طلب در روزنامه اعتماد ملي به مديرمسئولي مهدي كروبي بود، يادداشتي به نام «آواز دلفين‌ها» نوشت و در آن با اشاره به سفرهاي استاني احمدي‌نژاد و ديدارهاي صميمي او با اقشار محروم جامعه، رفتار محمود احمدي‌نژاد را به رفتار مربيان تربيت دلفين با دلفين‌ها تشبيه كرده بود. او در اين مقاله مردم رنجديده‌اي را كه در سفرهاي استاني گرد احمدي‌نژاد جمع مي‌شدند تا به او نامه دهند، همانند دلفين‌هاي گرسنه‌اي دانست كه براي ربودن لقمه‌اي غذا از دست مربي، صدا از خودشان درمي‌آورند و حركات دلفريب نمايشي انجام مي‌دهند! اين خلاصه نگاه اصلاح‌طلبان به اقشار محروم جامعه ايران بود.
حال مي‌گويند نيازهاي اقتصادي و معيشتي نيازهاي اوليه و حقوق شهروندي نياز ثانويه است؟!


چه كسي جمهوريت را كمرنگ كرد؟
در بيانيه مشترك فوق‌الذكر آمده است: «لحظه به لحظه جمهوريت كمرنگ‌تر شد و اسلام سازگار با جمهوريت در عرصه رسمي منزوي‌تر گشت و بينش و منشي از اسلام قدر ديد و در صدر نشست و در بسياري از عرصه‌هاي حكمراني ميداندار شد كه جمهوريت را از اساس مردود مي‌ساخت و اين، همان پديده دوم بود، يعني كمرنگ شدن جمهوريت نظام و ميل به سوي حكومت به اصطلاح اسلامي...».
از همان سال‌های 75 و 76 كه خاتمي كانديداي رياست جمهوري شد، اصلاح‌طلبان زمزمه تقلب در انتخابات را شروع كردند اما وقتي انتخابات را بردند، ديگر سكوت كردند!
سال 84 كه انتخابات رياست جمهوري را باختند، باز مهدي كروبي بر طبل تقلب كوبيد...
سال 88 هم آن فتنه را برپا كردند و مقابل رأي مردم ايستادند و با اصرار بر ابطال انتخابات، جمهوريت نظام را به آتش كشيده خواستند، اما رهبر معظم انقلاب مقابل اين خواسته ايستادند و صريح و علني اعلام كردند: «بنده زير بار بدعت‌هاي غيرقانوني نخواهم رفت.»
آنها سال‌های 92 و 96 چون انتخابات را بردند، ديگر حرفي از تقلب نزدند. سال 1400 انتخابات را باختند، اما چون دولت خودشان مجري انتخابات بود، حرف از تقلب نزدند و گفتند انتخابات مهندسي شد.
اين خلاصه‌اي از رفتار اصلاح‌طلبان با نماد جمهوريت نظام است. بدبين‌سازي مردم به انتخابات، تقلب گسترده در انتخابات مجلس ششم در تهران و درخواست باز كردن پاي بيگانگان به نظارت بر انتخابات، ليستي ديگر از عملكرد اصلاح‌طلبان عليه جمهوريت نظام است. در چه شرايطي آيا سخن گفتن پرمدعاي آنان از جمهوريت و دغدغه‌مندي براي كمرنگ شدن، گزاف يا حديث نفس نيست؟
فرافكني و سياه‌نمايي كافي نيست
دروغ هم بگوييم!
در بيانيه مذكور، چنان همه چيز سياه جلوه داده شده است كه گويي 43سال را فقط دور خود چرخيده‌ايم. مسئوليت‌پذيري هم كه وجود ندارد اما به همين دو مورد هم اكتفا نشده و دروغ هم به فرافكني و سياه‌نمايي اضافه شده است: «مردم مي‌گويند: آب و برق مجاني و مسكن ارزان كه وعده‌اش داده شد پيشكش، ابتدایي‌ترين نيازهاي ما را تأمين كنيد. مردم از بيكاري و ركود (تورمي) مي‌نالند و فقر توأم با احساس بي‌آيندگي از يكسو و فسادهاي بزرگ و شرم‌آور و هدر رفتن سرمايه‌هاي طبيعي و انساني خطر بزرگي است كه كشور و ملت را تهديد مي‌كند.»
مگر مي‌شود ندانند وعده آب و برق مجاني، نه وعده انقلاب و رهبران انقلاب بلكه وعده عباس اميرانتظام سخنگوي دولت موقت بود كه اوايل اسفند57 گفت: «براي كم‌درآمدها، آب و برق مجاني مي‌شود!»؛ همان اميرانتظامي كه بعدها مورد حمايت اصلاح‌طلبان قرار گرفت.
بيانيه را مي‌شود بر نكاتي ديگر هم نقد كرد، اما خلاصه‌اش همان است كه در ابتداي گزارش آمد. بايد بدانيم شايد گاهي هماني كه در كوچه داد مي‌زند و مي‌گويد آي دزد، خود دزد باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار