کد خبر: 1077983
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۱:۴۷
گفت‌وگوی «جوان» با حجت‌الاسلام سیدرضا طباطبایی، نویسنده کتاب «شصت پرسش اعتقادی»
«شصت پرسش اعتقادی» 
تبیین آموزه‌های توحیدی به زبان کودکانه است یکی از اساتید بزرگوار می‌گفتند که با بچه‌های شش یا هفت ساله هرگز از مقوله جهنم حرفی نزنید. هر چند در ابتدا من منتقد این حرف بودم، اما بعد‌ها در اثر کسب تجربه و مهارت‌های بیشتر به درستی حرف ایشان ایمان آوردم. خُب این یکی از آن دسته آموزه‌هایی بود که من طی سالیان زیاد از استاد‌های دیگر کسب کردم و در تألیف این کتاب آن‌ها را به کار بستم
مصطفي شاه‌كرمي

از مهم‌ترين وظايف والدين در دين اسلام، تربيت فرزندان صالح است. حساسيت آموزش آموزه‌هاي ديني و اعتقادي فرزندان آنقدر زياد است كه پيامبر اعظم(ص) مي‌فرمايند: در بدو تولد نوزاد، نغمه توحيد با گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد زمزمه شود. ايشان در روايتي ديگر كه نشان‌دهنده اهميت آموزش و يادگيري در دوران كودكي است، مي‌فرمايند: العلم في الصغر كالنقش في الحجر (آموزه‌هايي كه در كودكي به فرزندانتان مي‌دهيد، مانند كنده‌كاري و حكاكي در سنگ ماندگار است.) كتاب «شصت پرسش اعتقادي» به سؤالات اساسي كودكان در زمينه مسائل اعتقادي پاسخ مي‌دهد. سؤالاتي كه نويسنده تلاش كرده با بياني ساده و كودكانه به آنها پاسخ بدهد؛ سؤالاتي كه هر كودكي در دوره‌هاي مختلف سني، حتماً آنها را از پدر و مادر خود مي‌پرسد و گاهي ممكن است والدين را در ارائه جواب‌هاي قانع‌كننده به كودكان كه هنوز به رشد كامل عقلي و منطقي و استدلالي نرسيدند، مستأصل كند. سؤالاتي مثل خدا چه شكليه؟ چرا خدا رو نمي‌بينيم؟ خدا كجاست؟ پدر و مادر خدا كيه؟چرا بايد از خدا بترسيم؟ اگه نماز نخونيم، چي ميشه؟ چرا خدا بعضي‌ها رو به جهنم ميبره؟ چرا خدا شيطون رو آفريد؟ و پرسش‌هاي ديگر كودكان درباره فلسفه خلقت، تقدير، مرگ و... كه حتي ممكن است براي افراد بزرگسال هم مطرح باشند. «جوان» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سيدرضا طباطبايي، نويسنده اين كتاب كه بيستمين چاپ آن به تازگي منتشر شده است، سؤالاتي در رابطه با مسائلي از جمله انگيزه تأليف، چگونگي احصاء سؤالات اعتقادي كودكان و چگونگي به كار‌گيري لحن و زبان كودكانه در پاسخ به اين سؤالات را مطرح كرده است.

مهم‌ترين ويژگي كه در اين كتاب به چشم می‌خورد، مختصر و مفيد بودن پاسخ‌ها و همچنين، سطح‌بندي مطالب براي مخاطب‌هاي مختلف است. انگيزه شما از تأليف اين كتاب چيست؟
منشأ و ريشه تمامي معضلات بشري در دوري از خداست. مشكلات ما به ويژه جامعه مسلمين كه اولين اصل ديني‌مان توحيد است، كم توجهي به خداست. بر اساس آنچه طي ساليان متمادي كه به عنوان يك مشاور در دانشگاه‌هاي مختلف كشور و نيز بر اساس دريافت‌هايي كه از حضور بزرگاني همچون آيت‌الله محمدتقي زاهدي، آيت‌الله بهجت، آيت حسن‌زاده آملي، آيت‌الله جوادي‌آملي داشته‌ام، ريشه مشكلات و راه نجات را در مسئله توحيد مي‌دانم. بنابراين چون ريشه مشكلات و ريشه لذت ، آرامش ، موفقيت‌ها و رفع گرفتاري‌ها را در توحيد ديدم خيلي برايم اين مقوله مهم شد. از آنجايي كه اگر قرار باشد كار توليدي بكنيم همانطور كه حضرت علي و امام صادق(ع) فرمودند: «عليك بالأَحداث» (بر شما باد به جوانان و نوجوانان) به عنوان يكي از وجوه انگيزشي من در تأليف اين كتاب است. يكي ديگر از دلايل تأليف اين كتاب توسط بنده اظهارات استادم حضرت آيت‌الله زاهدي بود كه مي‌گفتند دوست داشتم تا يك كتابي در باب توحيد بنويسم تا همه افراد چه آناني كه حتي به مكتب و مدرسه نرفته‌اند و چه بچه‌ها و نوجوانان آن را بخوانند و بفهمند. به همين دلايل چند سال پيش كه براي انجام تبليغ در ايام ماه مبارك رمضان به كشور آلمان رفته بودم، به اين فكر مي‌كردم كه چه كار مي‌توانم بكنم كه هم به مطالبه و درخواست استادم عمل كنم و هم مفيد باشم؟ يك دفتر يك يورويي و يك قلم يك يورويي خريدم و مشغول نوشتن كتاب توحيد در سه سطح ذهني شدم. اين انگيزه اصلي من براي تأليف اين كتاب شد.


هر چند اشاراتي به اهميت توجه و آموزش در دوران كودكي و نوجواني داشتيد اما علت اصلي مخاطب قرار دادن طيف كودكان و نوجوانان آن هم پاسخگويي به پرسش‌هايي با زمينه مسائل اعتقادي كه اتفاقاً حوزه بسيار حساس و پرسؤالي براي اين گروه‌هاي سني نيز است، چه عامل يا عواملي بود؟
چند وقتي علاقه‌مند بودم در سيستم آموزشي، نظام آموزش و پرورش به خاطر آموزش همين آموزه‌ها مشاركت داشته باشم. آنجا به اين جمع‌بندي رسيدم كه اگر مي‌خواهيم كار ماندگار و درستي صورت بگيرد بايد در پايين‌ترين مقطع آموزشي كه همان اول ابتدايي است، متمركز شويم و كار كنيم. اين يكي از انگيزه‌هاي مهم من براي كار كردن در باب توحيد براي بچه‌ها شد. علت و انگيزه ديگري كه من براي انتخاب اين گروه‌هاي سني به عنوان مخاطبان كتابم داشتم همان حديث اميرالمومنين و امام صادق(ع) است كه مي‌فرمايند:«عليك بالأَحداث» ( بر شما باد به جوانان و نوجوانان). از طرفي همانطور كه در مقدمه كتاب نوشتم حضرت رسول اعظم(ص) مي‌فرمايد:« علم در كودكي چون كنده‌كاري بر سنگ است» و نيز مي‌دانيد كه اسلام و پيامبر اصرار دارند كه تعاليم از همان ابتداي طفوليت با خواندن اذان و اقامه در گوش بچه شروع شود. مجموع اين عوامل براي من اين انگيزه را ايجاد كرد تا مخاطب كتابم را كودك و نوجوان انتخاب كنم.


عنوان كتاب «شصت پرسش اعتقادي» است. وجه تسميه اين نامگذاري چه چيزي بوده است ضمن اينكه بفرماييد چگونه و با چه معيار و ملاكي اين 60پرسش را احصاء و انتخاب كرده‌ايد؟
واقعيت اين است كه اسم اوليه كتاب اين نبود بلكه اسمش «به سؤال‌هاي كودكان و نوجوانان راجع به خدا پاسخ بدهيم» بود اما از آنجايي كه من اصرار داشتم اين اثر توسط انتشارات جمكران منسوب به مسجد مقدس جمكران چاپ و منتشر شود، كار را به اين عزيزان دادم. ظاهراً آنها براي گرفتن مجوز كتاب با عنواني كه عرض كردم دوندگي زيادي كردند اما نتوانستند مجوز آن اسم اوليه را بگيرند. بعد از اين خودشان اسم كتاب را گذاشتند «شصت پرسش اعتقادي». علت اين نامگذاري هم اين بود كه من در جايي از كتاب اشاره كرده بودم كه تقريباً به 60 پرسش اعتقادي پاسخ گفته شده در حالي كه اينجوري نبود! البته من اصرار داشتم توجه به لفظ خدا در عنوان كتاب گنجانده شود كه متأسفانه اينگونه نشد. چون من به 25سؤال عمده و اصلي نوجوانان(بدون احتساب زيرمجموعه‌هاي اين سؤالات ) راجع به خدا در سه سطح ذهني كه در جاهايي به چهار تا پنج سطح هم رسيده پاسخ داده بودم. اين نامگذاري با در نظر گرفتن سؤالات اصلي و جنبي كه در كتاب مطرح شده است، صورت گرفت.


علت اصرارتان بر طبقه‌بندي محتواي كتاب در 3سطح ذهني چه بود؟
دكتر پياژه در كتاب روانشناسي رشد كودك، بچه ها و كودكان را بر اساس دريافت آموزه‌ها به سطوح علمي تقسيم كردند كه كار بسيار سنگين و پر‌هزينه‌اي هم بوده است. اين يقيناً با يك مشكل جدي مواجه است كه ما نمي‌توانيم بگويم يقيناً كسي كه مثلاً پنج ساله است اين مقدار از مفاهيم را مي‌تواند دريافت كند و بفهمد؛ چراكه بعضي از پنج ساله‌ها هستند كه به اندازه يك نوجوان 15 ساله درك و دريافت دارند و بالعكس. اين بود كه ما آمديم و سه سطح ذهني را مورد هدف قرار داديم. الان هم در حال نگارش كتابي در مورد امام زمان(عج) هستم كه با همين رويكرد سطح‌بندي ذهني مخاطبان در حال نگارش است.


آيا اين كتاب به زبان‌هاي ديگري هم ترجمه شده است؟
از ناشر محترم شنيدم كه اين كتاب در بعضي كشورها ترجمه و در بعضي كشورها مسابقه‌اي بر اساس آن ترتيب داده شده است. البته اسامي اين كشورها را ناشر محترم قرار بود به بنده هم اعلام كند كه متأسفانه تا كنون اتفاق نيفتاده اما اصل اين مسئله را كه ترجمه آن منتشر شده است، اطلاع دارم.
رسيدن به لحن و زبان كودك و نوجوان هم تبحر مي‌خواهد هم تخصص، شما چطور به اين لحن و گفتار واصل شده‌ايد؟
اولاً تشكر می‌كنم از شما چون فكر نمي‌كردم با اين آمادگي با من تماس گرفته باشيد چون نشان مي‌دهد كه كتاب را مطالعه كرده‌ايد و اين باعث اميدواري و انرژي گرفتن بيشتر نويسنده مي‌شود. يك روايتي داريم از معصوم كه مي‌فرمايند كسي كه فرزند دارد بايد بچه بشود. در انتقال مفاهيم به بچه‌ها بايد زبان كودكان را فهميد و دريافت كرد. اين يك بخش از الزامي است كه تكليف مي‌كند. وقتي قرار است با بچه‌ها برخورد داشته باشيم بايد مثل آنها فكر كنیم. در روايات داريم كه مي‌فرمايند با مردم به اندازه عقولشان برخورد كنيد. يكي از دلايل و الزام دومي كه من سطح ذهني را مورد هدف قرار دادم و بحمدالله موفق هم بوده همين روايت شريف است. الزام سوم من تجارب من طي جلسات بسيار متعددي بود كه تلاش مي‌كردم مباحث توحيدي را در جلسات مختلف به بانوان و كودكان ابلاغ كنم و يكي هم اين است كه خداوند متعال اين روحيه و توان را به بنده داده كه در انتقال مفاهيم قدري موفق بودم و به اصطلاح امروزي‌ها كودك درون يا همان ذهن پوياي كودكانه من بسيار فعال است.


براي تأليف اين اثر با اساتيد حوزه روانشناسي كودك هم مشورت و هم‌انديشي داشته‌ايد؟
من در تمام 50 و اندي سالي كه از خدا عمر گرفته‌ام به واسطه اينكه از جمله مبلغين حوزه نمايندگي ولي‌فقيه در دانشگاه‌ها بودم، زمينه‌اي شد تا با انسان‌هاي بزرگي آشنا بشوم. استادهايي كه در حوزه روانشناسي كودك و آموزه‌هاي توحيدي كار كرده بودند و من هم تمام دريافت‌هايم از اين بزرگواران را در ذهن داشتم. مثلاً يكي از اين بزرگواران مي‌گفتند كه با بچه‌هاي شش يا هفت ساله هرگز از مقوله جهنم حرفي نزنيد. هر چند در ابتدا من منتقد اين حرف بودم اما بعدها در اثر كسب تجربه و مهارت‌هاي بيشتر به درستي حرف ايشان ايمان آوردم. خُب اين يكي از آن دسته آموزه‌هايي بود كه من طي ساليان زياد از استادهاي ديگر كسب كردم و در تأليف اين كتاب آنها را به كار بستم. يكي كتابي هم در مورد آموختني‌هايي در رابطه با خدا نوشته است.يك خانم خارجي هم داشتم كه قبلاً مطالعه كرده بودم و كمك‌هاي زيادي براي نوشتن اين اثر به من كرد و از طرفي از مشاور بسيار خوب و عزيزي كه يك زماني شاگرد خودم بود و امروز يك روانشناس خيلي خِبره شده‌اند به اسم آقاي گلزاري كه خيلي هم سرآمد هستند و نيز جناب آقاي دكتر احمد زارعي كه شخصيت اندیشمندی هستند، كمك گرفته‌ام. در كل عرض كنم اين كتاب را تنهاي تنها در بلاد غريب و با كمك آموزه‌هايم از اين عزيزان و فقط با يك دفتر و قلم تأليف كردم. من در آلمان آنچه را كه به صورت دستنويس مي‌نوشتم براي دختر و پسرم در ايران مي‌فرستادم و آنها آن نوشته‌ها را تايپ مي‌كردند و موقعي كه به ايران برگشتم به نشر جمكران براي چاپ و انتشار سپردم. من براي هر كدام از پاسخ‌هاي سؤالات چند بيت شعر سرودم كه پاسخ به هر سؤال را با زبان و لحني كودكانه در آنها گنجانده‌ام. مشكل اساسي در جامعه ما بحث دوري و كم دانستن در مورد مباحث توحيدي است و اميدوارم كه اين اثر توانسته باشد بخشي از پرسش‌هاي اين حوزه را كه ممكن است براي كودكان و نوجوانان پيش بیاید، پاسخ داده باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار