در تولید «از کرخه تا راین» شاهد بودم حاتمیکیا واقعاً تکههای جان، قلب و روحش را برای تولید فیلم گذاشت و مهره مهم و بزرگ ساخته شدن فیلم زندهیاد سیفالله داد بود که مدیریت کل پروژه در آلمان را بر عهده داشت و، چون مسلط به زبان انگلیسی بود به شکل میدانی پروژه را مدیریت میکرد. در تولید «از کرخه تا راین» شاهد بودم حاتمیکیا واقعاً تکههای جان، قلب و روحش را برای تولید فیلم گذاشت و مهره مهم و بزرگ ساخته شدن فیلم زندهیاد سیفالله داد بود که مدیریت کل پروژه در آلمان را بر عهده داشت و، چون مسلط به زبان انگلیسی بود به شکل میدانی پروژه را مدیریت میکرد.
به گزارش «جوان» به نقل از روابط عمومی موزه سینما، علی دهکردی، بازیگر سینما و تلویزیون با بیان این مطلب درباره سینمای حاتمیکیا گفت: درس تئاتر را از سفر با حمید سمندریان شروع کردم. وی بیتردید تأثیرگذارترین معلم برای من و هر فردی که با او کار کرده است، بود.
دهکردی درباره فعالیتهای تئاتری خود یادآور شد: یادم میآید تئاتری به نام ریچارد سوم را به کارگردانی زندهیاد داوود رشیدی بازی کردم که از اتفاقهای مهم زندگیام بود، البته اجرای این تئاتر به نظرم اتفاق ملی بود، زیرا داستانی از شکسپیر توسط هنرمندی سرشناس در پایتخت روی صحنه رفت و من هم این افتخار را داشتم که از بازیگران آن نمایش باشم. همچنین این شانس را داشتم که هر روز بازی سعید پورصمیمی را از نزدیک ببینم و با او همبازی باشم و اینها را اتفاقاتی مهم در زندگی کارمام میدانم.
قرار بود در «سرب» بازی کنم
وی با اشاره به اینکه قرار بود در فیلم «سرب» حضور داشته باشد، توضیح داد: قرار بود نقش امین تارخ را در این فیلم بازی کنم، اما در نهایت قرار شد یک بازیگر باتجربه به جای یک بازیگر تازهکار حضور داشته باشد، البته یک بار دیگر هم قرار بود در فیلم «ضیافت» حضور داشته باشم، اما در آنجا هم از نظر زمان شانس نیاوردم با مسعود کیمیایی کار کنم، زیرا سر کار دیگری بودم.
دهکردی درباره حضورش در فیلم «از کرخه تا راین» نیز گفت: یکی از کسانی که در هنرهای زیبا باهم دوست شده بودیم و در کنار هم رفاقت پیشه گرفتیم، بهرام عظیمپور بود که امروز خودش یک کارگردان محسوب میشود. او در تولید فیلم، دستیار ابراهیم حاتمیکیا بود که من و صادق صفایی توسط او برای حضور در فیلم معرفی شدیم. با صادق صفایی همکلاس و همخانه بودیم که بعد از جلسات، گفتگوها و تستها انتخاب و بعد وارد تمرینها و گفتگوهای جدیتر شدیم.
نقش سیفالله داد در «از کرخه تا راین»
وی در پاسخ به این پرسش مبنی بر آشنایی خود با ابراهیم حاتمیکیا پاسخ داد: حاتمیکیا را میشناختم، او در هنرهای زیبا قبول شده بود، اما برای تحصیل در رشته سینما به دانشگاه هنر رفت. فیلمهایش را دیده بودم، «دیدهبان»، «مهاجر» و «وصل نیکان» را دوست داشتم.
دهکردی درباره همکاری خود با هما روستا در فیلم «از کرخه تا راین» نیز گفت: با زندهیاد هما روستا از قبل در تئاتر تجربه همکاری داشتم و با او آشنا بودم و معتقدم در بین ما بهترین انتخاب او بود، چون شخصیت فرهنگی و هنری کشور بود، باتجربه بود و مسلط به زبان آلمانی و فرهنگ ایرانی که در کشور دیگر زندگی کرده را میدانست.
وی یادآور شد: یادم میآید برای طبیعیتر شدن نقشم در فیلم خیلی وقتها عینک آفتابی میزدم و زیر آن یک پارچه سفید میگذاشتم و چند دقیقه مثل یک نابینا راه میرفتم و از در ایستگاه اتوبوس تا خانه با چشمهای بسته تمرین میکردم.
دهکردی در پایان گفت: در «از کرخه تا راین» شاهد بودم که حاتمیکیا واقعاً تکههای جان، قلب و روحش را برای تولید فیلم گذاشت و مهره مهم و بزرگ ساخته شدن فیلم زندهیاد سیفالله داد بود که مدیریت کل پروژه در آلمان را بر عهده داشت و، چون مسلط به زبان انگلیسی بود، به شکل میدانی پروژه را مدیریت میکرد.