
به گزارش «جوان آنلاین»، عصر دوم آبان مرد میانسالی با مراجعه به کلانتری 106 نامجو اعلام کرد که پسر 14 سالهاش به نام ماهان امروز ساعت 13:30 از منزل عمویش خارج شده و تاکنون به منزل نیامده است. در حالیکه پس از خروج از منزل عمویش تماسی نیز با مادرش داشت و می بایست دقایقی بعد به خانه میرسید. با نگرانیهایی که مادرش داشت هرچه با تلفن همراه او تماس گرفتیم تلفنش خاموش بود و احتمال دادیم اتفاق بدی برایش افتاده باشد.
با اظهارات پدر ماهان، مأموران کلانتری پیگیریهایی از مراکز انتظامی، درمانی، اورژانس و . . . به عمل آورده، اما نتیجهای بهدست نیامد. روز بعد به دستور سلیمانی، دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی تهران پرونده برای رسیدگی تخصصی به کارآگاهان پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
کارآگاهان پایگاه سوم پلیس آگاهی در ادامه تحقیقات مأموران کلانتری، بررسیهای خود را از مراکز درمانی، انتظامی و... آغاز کردند و در همان حال تلفن همراه ماهان را نیز که به طرز مرموزی ناپدید شده بود کنترل میکردند که همچنان خاموش بود.
از آنجایی که پرونده ساعت 11 قبل از ظهر به پایگاه آگاهی فرستاده شده بود، کارآگاهان در یکی دو ساعت اول و با تشکیل تیم ویژهای علاوه بر جستوجوی همهجانبه از مراکز مورد اشاره در سطح شهر، تحقیقات میدانی خود را از محل ترک منزل عموی ماهان و همچنین طول مسیر تا منزل شاکی دنبال کردند. نتایج این بررسیها حاکی بود که ماهان تا خیابان دبستان از سوی برخی از آشنایان مشاهده شده، اما با توجه به اینکه هیچ گونه وقوع تصادفی در این مسیر و در ساعات موردنظر ثبت نشده بود، برای مأموران موضوع ربوده شدن این نوجوان به عنوان اصلیترین فرضیه قوت گرفت. لذا در این صورت میبایست از سوی ربایندگان تماسی با خانواده ربوده شده برقرار میشد، اما از این تماسها نیز خبری نبود و این مسأله بر نگرانیهای خانواده ماهان و کارآگاهان میافزود.
در ساعت 3 بعدازظهر یعنی 4 ساعت پس از ارجاع پرونده به پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ، تلفن همراه ماهان روشن و وی ضمن پاسخگویی به تلفنش با صدای ضعیف و لرزانی گفت: روز گذشته توسط سه نفر و با یک دستگاه تاکسی ون سبز رنگ در خیابان دبستان ربوده شدم و هم اکنون در یک بیابان رها شدهام. ماهان که به علت ضعف جسمانی و ضرب و شتم شدید از سوی ربایندگان و درد پا قادر به حرکت نبود، با کمک مأموران و از طریق تماسهای مکرر توانست نشانیهایی را از آن محل اعلام کند: به هیچکس دسترسی ندارم... از دور قطار متروی تهران- کرج را میبینم... مجتمع ساختمانهای در حال ساخت از همه چیز به من نزدیکتر است و. . . .
این جملات نشانیهایی بود که ماهان از طریق تلفن همراهش به پلیس ارائه میکرد و کارآگاهان به همراه خانواده او به اتوبان تهران- کرج به راه افتادند. یک ساعت پس از این تماسها در اطراف وردآورد ماهان با کمک اهالی محل مشاهده و سریعاً به مرکز درمانی و پس از آن جهت انجام تحقیقات پلیسی به پایگاه سوم پلیس آگاهی منتقل شد. وی در مقابل کارآگاهان گفت: پس از خروج از منزل عمو، مسیر منزل را به صورت پیاده طی میکردم که سه نفر سرنشین خودروی تاکسی ون سبز رنگ در یک لحظه کوتاه ضمن حملهور شدن به سوی من با دستمالی آغشته به ماده بیهوشی دهان مرا گرفتند و من بیهوش شدم. آدمرباها با لباس شخصی اما اسلحه کمری، بیسیم، دستبند و اسپری گاز اشک آور داشتند و ظاهر آنها نیز شبیه به مأموران پلیس بود. پس از به هوش آمدن متوجه شدم که در محلی شبیه به یک زیرزمین و اتاقی فاقد اثاثیه و اسباب منزل هستم. این سه نفر با به هوش آمدنم مرتباً سؤالاتی را در مورد خانوادهام از من میپرسیدند و در همان حال با مشت و لگد من را مورد ضرب و شتم قرار میدادند و من که دستها و پاهایم بسته بود قادر به حرکت نبودم آن شب مرا با بستن دهان، چشمها، دستها و پاهایم در زیرزمین و اتاق تاریک رها کردند. فردای آن روز نیز همان آدمها برنامه روز قبل را تکرار کردند و ظهر مرا در صندلی عقب یک دستگاه خودروی سواری پژو قرار داده و دو نفر در سمت چپ و راست من نشستند و پس از طی مسافت زیادی مرا در بیابان رها کردند و تلفن همراهم را نیز هنگام رفتن کنارم انداختند.
به گفته سرهنگ کارآگاه محمدرضا ذاکر استقامتی، تحقیقات کارآگاهان در خصوص شناسایی آدمرباها دستگیری آنان و دلیل این آدمربایی ادامه دارد.
سرهنگ استقامتی در خصوص اعتماد خانوادهها به فرزندان خردسال و نوجوان خود گفت: یک نوجوان 14 ساله برای کاری در مسیر طولانی به منزل عمو فرستاده میشود و در همین حین نیز کارهای دیگری به وی محول میشود در حالی که این کارها برای نوجوانی به این سن و سال شاید زود باشد.
رئیس پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ در پایان ضمن هشدار به شهروندان خاطرنشان کرد: لازم است تا افراد در محیط کاری خود و در مواجهه با موارد مختلف همیشه رعایت حق و حقوق دیگران را بنمایند و از طرف دیگر هر فردی که حقوق وی از سوی طرف مقابل مراعات نشده باشد و حقی از او سلب شده بهترین گزینه در این باره مراجعه به قانون است. وی افزود: در این پرونده انتقام شخصی اصلیترین دلیل آدمربایان میتواند باشد که مطمئناً با تلاش کارآگاهان و به کمک شاکی، هویت آنان مشخص و بلافاصله پس از شناسایی به دست عدالت و قانون سپرده خواهند شد.