نعل وارونه، در وقایع نگاری!
کد خبر: 1065651
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004TDv
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۹
تحریف تاریخ ایران، در کتاب های درسی جمهوری آذربایجان
عدم ارجاع و پانوشت در کتابهای درسی تاریخ به وسیله ای برای نوشتن تاریخ غیرمستقیم در جمهوری آذربایجان مبدل شده است.
دکتر حسین احمدی

سرویس تاریخ جوان آنلاین: با فروپاشی شوروی، روشنفکران جمهوری آذربایجان، به منظور مقابله با بحران هویت به وجود آمده، به فکر ساختن پیشینه تاریخی برای سرزمین خود برآمدند و به نوعی از تاریخ نگاری روی آوردند که مبتنی بر اسناد، منابع و مدارک معتبر تاریخی نبود.با توجه به اینکه دانش آموزان درصدد کندوکاو گسترده برای اثبات واقعیتها نیستند، کتابهای تاریخی نوشته شده برای دانش آموزان در جمهوری آذربایجان، جولانگاه ناسزاها، تهمتها و اظهارات خلاف ادب، علم و دین بوده است.

تفکر حاکم بر مؤلفان کتب درسی همان رویکردهای شرق شناسانه شوروی، ولی با حذف رنگ و لعاب کمونیستی و پاک کردن گرایشهای روس محور، بوده است که از زمان روی کار آمدن ابوالفضل علی اُف، معروف به «ایلچی بیگ»، شروع شد. باکو، سرخورده از شکستهای قراباغ و نگران از هضم شدن در فرهنگ ایرانی، سعی در ایجاد مبانی فکری برای وحدت ملی مستقل خود نمود. این رویکرد تدافعی و پیشگیرانه در زمان ایلچی بیگ همراه با موج پان ترکیسم و افراط گری قومی، جمهوری آذربایجان را تا آستانه فروپاشی پیش برد؛ اما در دوره بعد از وی، با تمسک به اندیشه وحدت آذربایجان، این مفهوم با نام«آذربایجان چیلیق» مورد بازنگری قرار گرفت و برای ساماندهی هویت جدید، مبانی ذیل به ترتیب اهمیت مورد توجه واقع شد:

1.هویت مستقل از هویت تاریخ ایران

2.انسانی متمایز از انسان شوروی

3.پیوند ندادن هویت خود با ترکیه

4.عدم تعارض سیاستها با بحران قراباغ و مسائل قومی آن کشور از جمله تالشان، لزگیها و آوارها.

در راستای اجرای این سیاست کوشش شد این نکته به اثبات برسد که «آذری هویتی متفاوت با ایران است»؛ زیرا چنین  تصور می شد که هدایت مفهوم آذری در حیطه جمهوری آذربایجان پاسخگوی نیازهای هویتی این کشور نیست چون آذریهای ایران همواره سهم انکارناپذیری در فرهنگ و مذهب مسلمانان قفقاز داشته اند. بنابراین، برای پیشگیری از تداوم این تأثیرگذاری متقابل، از همان فرمول ابداعی شوروی استفاده کردند؛ یعنی«آذربایجان ایران» را «آذربایجان جنوبی» معرفی کردند و موضوع ستم ملی فارسها بر ترکها به عنوان مسئله ای حیاتی، در سیاست آن کشور جایگاه رفیعی پیدا کرد.

بر این اساس، «آذربایجان چیلیق» بدون آذریهای ایران صرفاً یک سیاست قوم گرایانه تک پایه خواهد بود که بر زبان ترکی، به عنوان عنصر وحدت، تأکید می کند و برای احیای سیاستهای قومی باید با تفکر چند لایه از ملیت ایرانی- که شامل زبان فارسی، تشیع ، فرهنگ و آداب و رسوم مشترک می باشد، -مبارزه کرد. در نتیجه، در این عرصه، عنصر زبان اهمیت خاصی پیدا می کند و تاریخ نیز چنان دستکاری می شود که باعث حیرت می گردد. بروز صحنه هایی از سوزاندن کتابهای پروفسور افرا علی اُف در دانشگاه باکو- که خود استاد بی بدیل آن دانشگاه بود- نشان از این واقعیت دارد که این تفکر بر مبنای آموزه های بلشویکی می باشد؛ به جای استفاده از تعامل افکار و مناظرات علمی قصد دارد، از راه جنجال و تهدید، مفهوم جدیدی از هویت را مطرح کند. به تعبیر دیگر می توان گفت به اعتبار سنت زندگی در ذیل حکومت ایدئولوژیک، آذربایجان چیلیق به ایدئولوژی حکومت تبدیل شد. بخشی از مواردی که در کتب درسی آذربایجان، در باره تاریخ معاصر ایران، دستخوش تحریف قرار گرفته، به قرار ذیل است:

1-تفسیر خاص از انقلاب اسلامی ایران

در کتابهای درسی جمهوری آذربایجان حداکثر کوشش بر این است که به انقلاب اسلامی ایران پرداخته نشود زیرا از گسترش اسلام و جنبشهای اسلامی، که به نوعی پیوند عمیق گذشته آنها با ایران را تجدید خواهد کرد، به شدت هراس دارند. به همین دلیل، در تحلیل انقلاب اسلامی، «آذربایجان جنوبی»! را تنها عامل اصلی انقلاب اسلامی می پندارند که پس از پیروزی انقلاب عملکرد اینان نادیده گرفته شده است و تنها راه نجات آذربایجان جنوبی! تقابل با رژیم حاکم و، به عبارت دیگر، کوشش در راستای تشکیل آذربایجان واحد است.

در کتابهای درسی جمهوری آذربایجان ریشه های انقلاب اسلامی به بزرگ ترین اعتراضهای دانشجویی در 21 آذر 1356(12 دسامبر 1977م) به مناسبت سالروز ایجاد حکومت پیشه وری بر می گردد. بعد از آن، در 17 دی 1356(هفتم ژانویه 1978م)تظاهراتی در قم به وقوع پیوست که پلیس به سمت تظاهرکنندگان آتش گشود و چند نفر کشته و ده ها نفر زخمی شدند. برگزاری مراسم چهلم این کشته شدگان در تبریز،منجر به خروش انقلاب شد. حرکت اصلی تبریز بر دوش اعضای احزاب اردیکال سازمان فداییان خلق و سازمان مجاهدین خلق، به ویژه موسی خیابانی، بود. در واقع، در این کتابها ماهیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی ایران به قیام 29 بهمن تبریز بر می گردد.(قندیلف و مامدو، 269:2003 ).

اما از نخستین روز پیروزی، طرفداران امام  خمینی، که سکان حاکمیت را در دست گرفته بودند، به درخواست و پیشنهادهای نیروهای سیاسی تعیین کننده در انقلاب توجهی نکردند. بنابراین، از همان روزهای اول انقلاب اندیشه ایجاد یک نهاد فدراتیو در میان آذربایجانیهایی که فعالانه در انقلاب شرکت کرده بودند، بسیار فراگیر بود. به تعبیر دیگر، با سرنگونی سلطنت پهلوی، اولین مرحله انقلاب را خاتمه یافته حساب می کردند و منتظر توسعه انقلاب در مسیر علمی ـ دمکراتیک بودند.

هرچند مجلس ایران در سپتامبر سال 1981م. اصلاحات ارضی را تصویب کرد، ولی دولت در اجرای این قانون ناکارآمد بود؛ زیرا بیشتر عرصه های زمین که مشمول اصلاحات می شد در مالکیت روحانیون ثروتمند، نمایندگان مجلس و مسئولان عالی رتبه بود. به همین دلیل رهبری ایران نتواست مسئله بیکاری را، که یکی از بلاهای اجتماعی اصلی حیات کشور بود، حل کند و سیل اهالی روستاهای آذربایجان جنوبی به شهرها، به خصوص تهران، غیرقابل مهار شد.برای اکثریت ترکهای ایران اعطای برابری، آزادی دمکراتیک و همچنین تأمین حقوق ملی در سطح عالی انتظار می رفت ولی بسیاری از قوانین، به ویژه ماده 15 قانون اساسی، فقط روی کاغذ مانده بود.سیاست ضد آذربایجانی(ضد ترک) جناح محافظه کار ارتجاعی دوائر حاکم ایران، که در دوره شاهنشاهی تحت عنوان«ملت واحد ایران» پیگیری می شد، بعد از پیروزی انقلاب تحت عنوان«امت واحده اسلامی» با انکار منسوبیت های محلی، شروع شد.(قندیلف و مامدو، 273:2003 ).

همچنین مراکزی که در راستای اتحاد آذربایجان جنوبی و شمالی فعالیت می کردند عبارت بودند از جمعیت شعرا و نویسندگان تبریز با نشریه اولکرا، جمعیت شعرا و نویسندگان تبریز با نشریه گنجلیک، جمعیت نویسندگان و شعرای آذری در تهران با نشریه گونش مجموعه سی، مرکز فرهنگی مستقل آذربایجان در تهران با نشریه یولداش که بعدها به نام انقلاب یولوندا و ینی یول منتشر شد.

در یکی از این کتابها آمده است هرچند گفته شود که در ایران آزادی مطبوعات وجود داشته است، با این حال، این جمعیتها و ارگانهای مطبوعاتی دائماً تحت انواع تعقیبها به عنوان زبان رسمی خلق آذربایجان، آموزش به زبان مادری و ایجاد مدارس دو زبانه در تهران ـ که بیش از نیمی از جمعیت آن آذری بودند ـ شدند. ویژگی این نشریات بیداری و توسعه شعور ملی در بین آذربایجانیهای ایران بود که شامل تمایل قوی برای اعتراض از منظر موجودیت آذربایجان واحد و ایجاد رابطه بین آذربایجان شمالی و هم نژادان آن در ایران می شد(قندیلف و مامدو، 276:2003).

2-تفسیر خاص در مورد فرقه دموکرات آذربایجان

در کتابهای درسی جمهوری آذربایجان از حکومت پیشه وری به عنوان حکومت ملی در آذربایجان جنوبی نام می برند و علت شکل گیری این فرقه را فقط در عوامل داخلی و آن هم ریشه دواندن عملکرد نهادهای انتظامی در ایجاد زمینه برای توسعه همه جانبه آذربایجان جنوبی و ایده خودمختاری فرهنگی در بین طبقات گسترده اهالی جست و جو می کنند. در این کتاب چگونگی سقوط پیشه وری را به عواملی چون مذاکره قوام السلطنه غدار و حیله گر با پیشه وری، مذاکره قوام با استالین و واگذاری نفت شمال ایران به شورویها و سرانجام به خیانت شورویها مربوط می دانند. به گمان نویسندگان این کتاب، بعد از ورود ارتش ایران به تبریز، فرقه دموکرات، به منظور توقف خونریزیهای همگانی و خطر وقوع جنگ داخلی، به همه نیروهای مسلح خود فرمان توقف نبرد را صادر کرد. در نتیجه، تعدادی از رهبران به آذربایجان شوروی مهاجرت کردند و پیشه وری، که بعد از مدتها برای بازگشت به ایران اصرار داشت، در 20 تیر 1326/12 ژئن 1947م. به صورت معماگونه ای در سانحه اتومبیل در آذربایجان شوروی کشته شد(قندیلف و مامدو،260:2003 ).

درباره چگونگی نشو و نما و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان و شخص پیشه وری، جمیل حسنلی، پژوهشگر شهیر جمهوری آذربایجان، بر اساس اسناد محرمانه شوروی سابق دو کتاب به نام های آذربایجان جنوبی در میان تهران ـ باکوـ مسکو(1945- 1939م)(حسنلی، 1998) و آذربایجان ایران؛ نخستین درگیریهای جنگ سرد(حسنلی، 2005) نوشت که بخشهایی از دو کتاب فوق ترجمه و تحت عنوان فراز و فرود فرقه دموکرات در ایران منتشر شد که اگر از بخشهای ژورنالیستی آن بگذریم حاکی از برنامه وسیع شوروی (به ویژه استالین و باقروف) برای شکل گیری فرقه در ایران است (حسنلی، 1383).

3- بی توجهی به باورهای دینی

نویسندگان کتابهای درسی جمهوری آذربایجان به باورهای دینی مردم توجه چندانی نشان نمی دهند و به صورت سطحی و با تناقض گویی های بسیار از کنار مسئله می گذرند. سردرگمی نویسندگان در مورد دین مردم آلبان و اران در دوره قبل از اسلام (ولی علی اُف و دیگران، 2004 : 100-99 )، چگونگی گرایش مردم قفقاز شرقی به اسلام و عدم تحلیل علمی درباره پذیرش مذهب تشیع از سوی مردم اران از جمله نقاط ضعف و تاریک کتابهای فوق است.در توجیه پذیرش اسلام از سوی مردم اران، تحلیل مارکسیستی تاریخ نویسان شوروی، که همانا خستگی مفرط از جنگهای روم و ایران، وعده تحقق یافتن سعادت و امنیت از سوی مسلمانان و مهم تر از همه آتش پرستی مردم منطقه می باشد، مورد توجه قرار گرفته است.

4-مصادره شخصیتها

نویسندگان کتابهای درسی جمهوری آذربایجان، که از حیات دو ساله(1920-1918م) کشوری به نام جمهوری آذربایجان در قبل از سال 1991م اطلاع دقیق دارند و از حیث داشتن شخصیتهای علمی و فرهنگی به شدت در تنگنا هستند، در مصادره شخصیتها به نفع آذربایجان نوین وحدت رویه دارند به نحوی که:

ـ شعرا و نویسندگان بسیاری چون نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی ترک معرفی می شوند(محمودلو و دیگران، 87:2003 ؛ محمودلو و دیگران،( 2004: 59-47).

چگونه می توان شعرایی که 800 سال قبل به زبان فارسی شعر سروده اند و نویسندگانی را که به زبان فارسی کتابهای خود را تألیف کرده اند مستقل از ایران فرض کرد. در حالی که اولین استقلال جمهوری آذربایجان به 100 سال هم نمی رسد.

-از جوادخان گنجه ای، مرزدار ایرانی قفقاز، که فردی به شدت ایران پرست بود و به خاطر ایران جان خود و خانواده اش را در جنگ با روسیه از دست داد(احمدی، 1392) به عنوان شهید را آزادی آذربایجان نام برده می شود(محمودلو و دیگران، 134:2003 ).

خواجه نصیرالدین توسی را به دلیل اینکه وزیر ایلخانیان بوده و در مراغه رصدخانه ایجاد کرده ترک معرفی کرده اند(محمودلو و دیگران، 115:2004) در حالی که او در توس به دنیا آمده و تمامی نوشته هایش به زبان فارسی است.

افرادی چون خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی و حاجی چلبی نیز جزو مفاخر آذربایجان و ضد ایران معرفی می شوند؛ به نحوی که در یکی از این آثار آمده است:

«حاجی چلبی می خواست تمام اراضی آذربایجان را یکپارچه کرده و یک دولت بزرگ و قدرتمند ایجاد نماید؛ چون که بدون یکپارچگی امکان مبارزه با اشغالگران بیگانه نبود»(محمودلو و دیگران، 129:2003 ).

5-عثمانی به مثابه نجات دهنده آذربایجان

در کتابهای درسی جمهوری آذربایجان نه تنها کلمه ای برضد عثمانی و ترکیه دیده نمی شود بلکه تنها کشوری است که آذربایجان را از دست ایرانیان، روسها و ارمنیها نجات می دهد(ولی اُف و دیگران، 2004:ص395 ). به عنوان نمونه:

ـ در این روزهای سنگین، قوای عثمانی به کمک آذربایجان آمدند. عثمانیها خود در موقعیت سختی بودند. داشناکها هم درصدد بودند ترکها را قتل عام کنند. با این حال، عثمانیها دست یاری به سوی ملت آذربایجان دراز کردند، برادر به فریاد برادر رسید. داوطلبان آذربایجانی، که با قوای عثمانی متحد شده بودند، از قلدران ارمنی انتقام می گرفتند. جلوی محو شدن خلق آذربایجان گرفته شد (محمودلو و دیگران، 204:2003 ).

ـ جمهوری آذربایجان در چهارم ژوئن با دولت برادر عثمانی معاهده صلح و دوستی امضا کرد. در این سند آذربایجان از عثمانی کمک نظامی درخواست کرد. حکومت عثمانی فوراً برای کمک، قوای نظامی اعزام کرد... در این درگیریها، ترکها و قوای داوطلب آذربایجان پیروز شدند...

در کتابهای جمهوری آذربایجان هیچ اشاره ای به توافق بلشویکهای روسی با خلیل پاشا، فرمانده سپاه عثمانی در منطقه، برای سقوط دولت آذربایجان قفقاز در سال 1920م. نمی شود. دو دولت عثمانی و شوروی حیات جمهوریهای کوچک قفقاز را باعث نفوذ قدرت انگلیس در منطقه می دانستند؛ به همین دلیل، با هماهنگی نیروهای نظامی دو طرف اولین استقلال جمهوری آذربایجان به دو سال نرسید. گرچه در کتاب اشاره به بهره گیری شورویها از نیروهای روس پرست داخل آذربایجان قفقاز برای سقوط دولت مستعجل آذربایجان قفقاز در سال 1920م. شده است(محمودلو و دیگران، 210:2003 ) ولی اسمی از نریمان نریمانوف بلشویک، آذری طرفدار روسیه که کار رهبری را در این سقوط برعهده داشت، دیده نمی شود(بیات، 292:1380 و 280 ).

نتیجه گیری

عدم ارجاع و پانوشت در کتابهای درسی تاریخ به وسیله ای برای نوشتن تاریخ غیرمستقیم در جمهوری آذربایجان مبدل شده است؛ حتی کتابهای تاریخ دانشگاهی، که در آنها مورخان با ارجاع به منابع دست اول قصد اثبات ادعاهای خود را دارند وضعیتی بهتر از کتابهای درسی دانش آموزان ندارد و شاید تنها تفاوت، ذکر تعدادی از منابع در پایان کتاب(که عموماً منابع نوشته شده در زمان پس از فروپاشی در جمهوری آذربایجان هستند) باشد. به همین دلیل، مطالبی در کتابهای تاریخ درسی این جمهوری در سطوح مختلف دیده می شود که تا کنون در هیچ منبع یا منابع دست اول نیامده است و این گونه کتابها را می توان شبیه به رمان و داستان دانست. به هر صورت، راهبرد وارونه نویسی در جمهوری آذربایجان چنان ریشه دوانده که باعث شکل گیری نگاه جدید تاریخی در این کشور شده است و تحت تأثیر همان ادبیات هزینه های ملی قابل توجهی به کشور ما تحمیل می شود.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار